ظهور و سقوط پلاسکو

شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۰۳ | کد مطلب: ۳۸۶۰۱
ظهور و سقوط پلاسکو
در طول چند سال اخیر، تعداد مراکز خرید و مال‌های بزرگ اداری و تجاری تهران به بیش از ده‌ها برابر افزایش پیدا کرده و حتی نوشتن فهرست کاملی از اسامی آن‌ها را هم دشوار کرده است. مجتمع‌هایی که اغلب بر عرضه پوشاک، مایحتاج روزانه، لوازم الکترونیکی، لوازم خانگی و... و دفاتر تجاری متمرکز شده‌اند. توجه به این امر و جلب سرمایه‌های عظیم که اغلب مستلزم تکیه به قدرت‌های سیاسی و اقتصادی خاصی است، از کجا ناشی می‌شود؟ این سئوالی است که کمتر در طرح‌های توجیهی، پاسخی درست و واقعی به آن داده شده است. گاهی هم با طرح‌های متمم فرهنگی، تأسیس یک واحد ظاهراً فرهنگی، فود کورت ها، چند سالن سینما، شعارهای عوام فریبانه و... آدرس های غلط به نهادهای مربوطه و مردم داده می‌شود. نگاهی به کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس، آسیای میانه و خاورمیانه می‌تواند موضوع را روشن‌تر کند. کشورهایی مثل گرجستان، آذربایجان، ترکیه، دبی و... که در مناسبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پوست انداخته اند و برنامه های جدیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی داشته اند، حالا بی‌شباهت به تهران دهه چهل و پنجاه نیستند. استقلال جغرافیایی، افزایش رشد اقتصادی، افزایش درآمدهای حاصل از صنعت توریسم، بالا رفتن سرانه درآمد و ثروت ملی، افزایش سطح تجارت بین‌المللی، تغییر بافت اجتماعی و... می تواند الزاماتی در ریخت‌شناسی شهری و اقتصادی داشته باشد. اما وضعیت فعلی ایران آیا با این کشورها قابل مقایسه است؟
اسکان نيوز: سعید فلاح‌فر، کارشناس و مدرس معماری و میراث فرهنگی در یادداشت اختصاصی که در اختیار اسکان نيوز قراراده، نوشت: سال‌ها پیش از انقلاب اسلامی و در زمان پهلوی دوم؛ حسب ضرورت‌های اجتماعی، توسعه طبقه متوسط فرهنگی و اقتصادی جامعه، رونق کسب‌وکار، ورود دلارهای نفتی و توسعه اقتصادی و...، فروشگاه‌های زنجیره‌ای کوروش تأسیس شد. برند کوروش توسط حمید کاشانی اخوان در سال ۱۳۴۹ تأسیس شد و سپس احمد خیامی هم به عنوان شراکت به مجموعه پیوست. شایعاتی هم وجود داشت که این شعبات مستقیماً به هزار فامیل پهلوی تعلق دارند.

شعبات کوروش، ساختمان پلاسکو (نخستین آسمانخراش خاورمیانه)، پاساژ کویتی‌ها و... شاید اولین نمونه‌های بزرگ تجاری بودند که در آن دوره ظهور کردند. هدف این مجتمع‌ها و فروشگاه‌های زنجیره ای شامل تغییر چهره جدید شهری به سبک شهرهای غربی و رفتارهای تازه داد و ستد بود که مستقل از کلونی بازارهای سنتی شکل می‌گرفت. همچنین با عرضه انبوه کالاهای لوکس و مارک دار وارداتی، در تبلیغ سبک زندگی غربی هم بی‌تاثیر نبود. آن‌چه به کار مردم می آمد اما سهولت خرید و خصوصا ارزانی کالاها، متناسب با وقت و درآمد زندگی کارمندی بود. البته گستردگی و تنوع این مراکز خرید هنوز آن‌چنان زیاد نبود که خطرات شهرسازی بزرگی را به وجود بیاورد و خدماتی که به طبقه متوسط ارائه می کرد موجب رضایت عمومی می شد. پوشیده نیست که در جهان پسامدرن، توسعه طبقه متوسط می تواند نشانه عدالت و تعادل اجتماعی و در نتیجه تقرب به بلوغ فکری و فرهنگی باشد. سرانجام فروشگاه‌های زنجیره‌ای کوروش در هیجانات دوران انقلاب، به جرم تبعیت از الگوی سرمایه‌داری غرب؛ یا به آتش کشیده شد یا درهایش را تخته کردند. فشارهای اقتصادی و پیچیدگی توزیع کالاهای اساسی در دوره جنگ و بعد از آن، مدتی منجر به بازگشایی فروشگاه‌های مصادره شده کوروش، تحت عنوان فروشگاه‌های زنجیره‌ای قدس شد که چند سالی بیشتر دوام نداشت و در اواخر دهه هفتاد برای همیشه منحل شد. بعد از آن زنجیره‌هایی مثل رفاه و برج هایی مثل برج سفید پاسداران هم به میدان آمدند تا این که ناگهان و در حرکتی انفجاری «عصر مال» و «نهضت مال سازی» در ایران کلید خورد.



در طول چند سال اخیر، تعداد مراکز خرید و مال‌های بزرگ اداری و تجاری تهران به بیش از ده‌ها برابر افزایش پیدا کرده و حتی نوشتن فهرست کاملی از اسامی آن‌ها را هم دشوار کرده است. مجتمع‌هایی که اغلب بر عرضه پوشاک، مایحتاج روزانه، لوازم الکترونیکی، لوازم خانگی و... و دفاتر تجاری متمرکز شده‌اند. توجه به این امر و جلب سرمایه‌های عظیم که اغلب مستلزم تکیه به قدرت‌های سیاسی و اقتصادی خاصی است، از کجا ناشی می‌شود؟ این سئوالی است که کمتر در طرح‌های توجیهی، پاسخی درست و واقعی به آن داده شده است. گاهی هم با طرح‌های متمم فرهنگی، تأسیس یک واحد ظاهراً فرهنگی، فود کورت‌ها، چند سالن سینما، شعارهای عوام فریبانه و... آدرس های غلط به نهادهای مربوطه و مردم داده می‌شود. نگاهی به کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس، آسیای میانه و خاورمیانه می‌تواند موضوع را روشن‌تر کند. کشورهایی مثل گرجستان، آذربایجان، ترکیه، دبی و... که در مناسبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پوست انداخته اند و برنامه های جدیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی داشته اند، حالا بی‌شباهت به تهران دهه چهل و پنجاه نیستند. استقلال جغرافیایی، افزایش رشد اقتصادی، افزایش درآمدهای حاصل از صنعت توریسم، بالا رفتن سرانه درآمد و ثروت ملی، افزایش سطح تجارت بین‌المللی، تغییر بافت اجتماعی و... می‌تواند الزاماتی در ریخت‌شناسی شهری و اقتصادی داشته باشد. اما وضعیت فعلی ایران آیا با این کشورها قابل مقایسه است؟



این عوامل در ایران کدامند که توانسته‌اند چنین سرعتی به ساخت‌وسازهای تجاری تهران و شهرهای بزرگ بدهند؟ آیا ایران در چند سال گذشته افزایش جمعیتی نزدیک به این ضریب داشته است؟ آیا رشد اقتصادی ایران با این میزان جهش بی‌وقفه قابل مقایسه است؟ آیا سطح تجارت داخلی و بین‌المللی ایران چنین افزایشی را نشان می‌دهد؟ آیا این اعداد و ارقام تناسبی با افزایش توریسم داخلی و خارجی دارد؟ آیا ایران ناگهان با گشایش‌های بانکی و ارزی روبه‌رو شده است؟ آیا سطح درآمد مردم یا قدرت خرید آن‌ها ناگهان شاهد چنین رشدی بوده است؟ آیا تولید و عرضه کالاهای وطنی موجب چنین توسعه‌ای شده است؟ انبوه واحدهای خالی در این مجتمع‌ها بهترین دلیل برای پاسخ منفی به همه این سئوالات است. پس چه عاملی می تواند این میزان ولع نامتناسب را توجیه کند؟

آن‌چه در این میان از ساخت‌وسازهای مراکز تجاری و اداری به جا می‌ماند را می‌توان در چند گروه دسته بندی کرد؛

ـ افزایش بی رویه قیمت ملک و دامن زدن به معضلات ملک بازی و دلالی‌های خانمانسوز در ملک و زمین و ساختمان شهرهای بزرگ و سرایت آن به تمام نواحی کشور

ـ ترویج روحیه دلالی به جای روحیه تولید در میان سرمایه‌گذاران خرد و کلان

ـ تمرکز بر واردات به جای حمایت از کارگاه‌های بزرگ و کوچک تولیدی

ـ از بین بردن حجم بزرگی از کسب‌وکارهای کوچکتر و فرصت‌های شغلی، افزایش احتمال تبانی در بازارهای انحصاری و خطر پدیده دامپینگ dumping و... به ضرر خریداران و سرمایه‌دارهای کوچکتر

ـ ترویج رانت و فساد مالی و اداری و اقتصادی و شهرسازی

ـ سرشکن شدن چرخه محدود سرمایه‌های خرید و فروش و مصرف کالا در بین تعداد بیشتری فروشنده و عرضه کننده که (فراتر از میزان لازم در رقابت تجاری) باعث افت چشمگیر درآمد و در نتیجه گرایش فروشندگان به استفاده از ترفندهای غیرعادلانه و حتی غیراخلاقی می‌شود.

ـ تحمیل هزینه‌های بالای ملک و اجاره و شارژ و... به خریداران و در نتیجه افزایش قیمت پایه اجناس

ـ تخریب چهره شهر، اختلال‌های ترافیکی، آسیب‌های زیست محیطی، آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی، تخریب میراث معماری و شهرسازی

ـ تخریب مفاهیم بنیادی شهری و شهرسازی خصوصا مفاهیم شهری و اجتماعی در موضوع «محله»

تردیدی نمی‌ماند که رشد بی‌رویه در این بخش از صنعت ساختمان‌سازی با تداخل در پدیده های اجتماعی، سنخیتی با روال طبیعی و نیاز ذاتی در امور اقتصادی و اجتماعی ندارد. این مجتمع‌های تجاری برخلاف سلف خود ـ فروشگاه‌های زنجیره‌ای کوروش ـ نه تنها باعث ارزانی قیمت کالا برای مشتری‌ها نشده‌اند که برعکس با افزایش هزینه‌ها و قیمت ملک و اجاره و... باعث گرانی کالاها می‌شوند. به اختلافات طبقاتی دامن می‌زنند و از همه مهم‌تر با توجه به محدودیت ظرفیت تجارت و گردش اقتصادی در اصناف معین، تحمیل شرایط مالی به صاحبان املاک و... مروج اقتصاد و تجارت ناسالم شده‌اند. تنها شباهت این دو؛ ترویج سبک زندگی غربی و نابودی کسب‌وکارهای کوچکتر است.

حالا باید دید با این اوصاف چطور همچنان شاهد زایش و رشد هر روزه مجتمع‌های تجاری ظاهراً لوکس و بلند در اتوبان‌ها و خیابان‌ها و پس کوچه‌های تهران هستیم و حتی فرصت دردناک آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو را با برپایی مجدد و عجولانه آن از دست می‌دهیم؟! (پیش‌تر یادآوری می‌شود که با وجود چندین پیشنهاد عملی متخصصان، مقالات و یادداشت‌های متعدد، تحلیل‌های تجاری و شهرسازی و...، شعار حمایت از کسبه پلاسکو بهانه و پوشش خوبی برای اقناع اهل فن نیست.) مغز متفکر شهرسازی و بازرگانی تهران و ایران کجاست که همچنان منافع ملی و مردمی را فدای سود عده‌ای خاص می‌کند و آینده شهر و جامعه را به شعار و اندکی درآمد مقطعی می‌فروشد؟ تکلیف تامین سایر نیازهای شهری و فضاهای خدماتی شهر در مقابل این غول‌های نوظهور چیست؟