کوتاه و گویا از کارنامه آبی کشور؛ شما بگویید مشکل بی‌آبی کجاست؟

حنیف رضا گلزار
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۵۹ | کد مطلب: ۳۶۲۴۰
کوتاه و گویا از کارنامه آبی کشور؛ شما بگویید مشکل بی‌آبی کجاست؟
عوامل خشکی خوزستان و کم آبی سراسر ایران اگر بررسی نشود بحران جدی تر و عمیق‌تر به راه خد می رود. برای کالبدشکافی مشکل بی ابی کشور باید کارنامه حکمرانی آب را بررسی کرد. یادداشت اختصاصی حنیف رضا گلزار "کارشناس ارشد خاک وآب" را در ادامه بخوانید.
اسکان نيوز- حنیف رضا گلزار: آنقدر در این سال ها درباره دشواری ها و بی مدیریتی ها در بخش آب کشور نوشته و گفته شده که هرچه بگوییم و بنویسیم، چیزی جز بازگویی دانسته ها نخواهد بود؛ با این همه اما رخداد های اندوه بار خوزستان در شب ها و روزهای گذشته که گویا مرگ چند تن را هم رقم زد دستاویزی شد تا این بار نه یادداشت، بلکه تنها شماری از نمادهای نابسامانی و بی مدیریتی آب در کشور را آن هم نه با هدف یادآوری چند باره، بلکه برای برافروختن کورسوی امید به امکان سامان مندی مدیریت آب کشور در آینده لیست کنم.

 اگرچه هرگونه برداشتی را بر دوش خواننده گرامی این داده ها می گذارم، ولی خود چنین می اندیشم که خط پایان مدیریت اندوخته های آبی ایران که از آن با نام "ورشکستگی" آبی نیز نام می برند، همچنان درمان پذیر است. اگر و تنها اگر، بخواهیم.
به داده های زیر توجه کنید؛

سالانه دست کم 41/1 میلیارد مترمکعب آب شیرین (برابر آب ذخیره شده در هفت سد به بزرگی سد امیرکبیرکرج)، تنها در پی فرسودگی شبکه انتقال آب درون شهری در کشور ما از بین می رود! در چنین شرایطی مجلس شورای اسلامی در قانون بودجه سال 1400 برای بیش از یکصد طرح آبرسانی به شهرهای مختلف بودجه تخصیص می دهد، ولی برای نوسازی این شبکه فرسوده که به تنهایی بخش عمده ای از کم آبی شهرها را سامان می دهد پول نداریم!

سالانه 180 میلیون متر مکعب آب شیرین (برابر حجم کل آب انباشته شده در پشت سد امیرکبیر کرج)، تنها برای آبیاری فضای سبز پایتخت و 40 میلیون مترمکعب نیز برای آبیاری فضای سبز شهر مشهد مصرف می شود! ولی در همین شهرها مردم درگرمای تابستان ساعت ها از آب شرب پایدار محروم می شوند. چرا که در قاموس مدیریت شهری ما، تامین آب بذرچمن های وارد شده از آمریکا و اروپا و استرالیا و آفریقا، به فراهمی آب شرب پایدار شهروندان برتری دارد. یکی باید در دنیا برای گردش چرخ کمپانی ها گرین لاون و نیوسید و برموداگراس و اسپورت بارونبرگ و چه و چه و چه ... دست به جیب بشود یا نه؟!

در تهران که در پی تخلیه سفره های آب زیرزمینی سالانه 36 سانتی متر در دل زمین فرو می رود و از این بابت برای خود در سطح جهانی صاحب رکورد و مقام و جایگاهی بلند و دست نیافتنی است، بیش از 10 درصد حجم آب شیرین مصرفی - حجمی برابر 100 میلیون مترمکعب آب!!! - ، تنها سهم 5 درصد مردمان در نیمه شمالی این شهر است که بیشتر در استخرها و فضای سبز اختصاصی کاخ – ویلاهای شخصی به کارگرفته می شود. این یعنی در این شهر، حتا توزیع و مصرف آب هم دادگرانه نیست!

حجم آب مصرفی در یکی دو ناحیه شهری تهران برابر کل آب شرب مصرفی در سیستان و بلوچستان است! همانجایی که کودکانِ  در پی آب، در "هوتک" ها خوراک "گاندو" ها می شوند و اگر خوش اقبال باشند و تمساح پوزه کوتاه ایرانی به تکه ای از دست یا پایشان رضایت دهد، تا پایان عمر "آب" با "کابوسی خونین" و "دردی جانکاه" برایشان مترادف و هم معنا خواهد بود! فراموش نکنیم که اینجا تنها صحبت از "آب" است!! "آب" و نه نیاز دیگر....

1062 روستا در سیستان و بلوچستان و بیش از 5600 روستا در خوزستان – و البته بی شمار شهر و روستا در دیگر نقاط کشور- دچار تنش آبی هستند و در عوض کمتر شهر یا مرکز استانی در فلات مرکزی ایران می توان یافت که یک یا چند"پارک آبی" نداشته باشد!

سطح زیر کشت برنج کشور از کمتر از 600 هزار هکتار در سال 1395 به نزدیک به یک میلیون هکتار در سال 1398 افزایش یافت! در حال حاضر در 20 استان کشور برنج کشت می شود. یعنی افزون بر سه استان شمالی، در 17 استان دیگر هم برنج می کاریم و فریاد بی آبی مسولین همه این استان ها هم شبانه روز از فرش تا عرش طنین انداز است! از صحن علنی مجلس تا جلسات هیات دولت. از راهروها و طبقات وزارت سدسازی و انتقال آب (وزارت نیروی سابق!!)، تا گعده های آبسالاران! از رسانه های مجازی تا روزنامه ها! از خطبه های نماز جمعه تا ....

تولید فولاد ایران (به عنوان صنعتی به شدت آب بَر)، در ماه فوریه 2021 (بهمن 1399)، نسبت به مدت مشابه سال 2020 با افزایش 11.5 درصدی به 2.3 میلیون تن رسیده است. بر اساس گزارش انجمن جهانی فولاد، ایران در فوریه 2021، در جایگاه دهم در میان بزرگ ترین تولیدکنندگان فولاد جهان قرار گرفته است. این در حالیست که تولید فولاد در کشورهای اتحادیه اروپا در ماه فوریه با کاهش 7.1 درصدی به 11.9 میلیون تن رسیده است. نمی دانم این کاهش تولید در اروپا را نشان بی خردیِ مدیران آنجا باید دانست یا این افزایش تولید در کشور خشکی زده ما را باید به حساب زیرکی و کاردانی برنامه ریزان گذاشت؟

چه کسی باور می کند در همه این سال ها که از بی آبی و پیش بینی جنگ آبی گفته می شد، در مناطقی همچون کرمان، بافق، قزوین، اصفهان، سمنان، دامغان، کاشان(3 واحد!!)، شاهرود، ساوه، همدان، مشهد و .... کارخانه های تولید فولاد برپا شود؟ بد نیست بدانیم که گویا تولید هر تن فولاد دست کم 10 هزار لیتر آب، آن هم تنها در فرآیند گرمازدایی مصرف می کند.

-براساس اعلام گمرک ایران، از ابتدای سال 99 تا پایان اردیبهشت بیش از 117 هزارتن هندوانه از ایران صادرشده که  نسبت به مدت مشابه سال قبل نزدیک به 6 هزارتن بیشتر شده است. در سال 1398 بیش از 170 هزار هکتار از زمین های کشاورزی کشور به کشت خربزه و هندوانه اختصاص یافته بود. این یعنی در خوشبینانه ترین شرایط مصرف 3 میلیارد متر مکعب آب! برابر گنجایش 15 سد به بزرگی سد امیرکبیر کرج!! کدام مرجع تخصصی و کدام کارشناسان می گوید ایران کشوری کم است؟!

با اینکه پیامدهای زیان بار سدسازی های پی در پی بر خشکیدگی رودها، دریاچه ها و تالاب ها و فرونشست زمین  و ... بر عالِم و عامی اثبات شده، مدیریت منابع آب کشور همچنان با تاکید بر تداوم مدیریت سازه محور و بِتُن بنیان به پیش می رود. در همین راستا ساخت 77 سد با گنجایش کل بیش از 11 میلیارد متر مکعب در 26 استان کشور در بودجه عمومی سال 1400 ردیف اختصاصی بالغ بر 18835065 میلیون ریالی دریافت کرده است.

ده ها طرح انتقال آب از کارون به فلات مرکزی ایران اجرا شده یا در حال اجراست. برآوردهای انجام شده بیانگر بارگزاری نزدیک به دو میلیارد مترمکعبی انتقال آب از حوضه آبریز کارون به فلات مرکزی ایران است. بخشی از این دو هزار میلیون مترمکعب اجرا و بخشی دیگر در دست برنامه ریزی برای اجرا است که پیش بینی پذیر بود مردم حاشیه کارون را وادار به واکنش نماید. واکنش های که شاید برای نخستین بار در تاریخ، پای مراجع تقلید را هم به میدان مدیریت نابسامان آب گشود و شاهد رد و بدل شدن فتاوایی در این میان بودیم.

طرح شیرین سازی و انتقال آب از دریاچه کاسپین به سمنان در حال برنامه ریزی و پیگیری است. استانی که سالانه بیش از 5 هزار هکتار هندوانه و خربزه در آن کشت می شود و بر اساس آمار سرانه مصرف آب شرب خانگی اش در ردیف 5 یا 6 استان پر مصرف کشور است و بیش از 70 درصد شبکه انتقال آب شهری اش پوسیده و دست کم دارای دو مجتمع تولید فولاد است! آب را به بهانه نابودی دریاچه کاسپین و دست کم 100 هکتار جنگل هیرکانی و 15 میلیون مترمکعب خاک ارزشمند به سمنان می برند تا زمین های کشاورزی و کارخانه های فولاد و کاشی سازی را در اقلیمی با میانگین بارندگی 150 میلی متر و بیش از 2500 میلی متر تبخیر در سال، به نام اشتغال زایی و با شعار "تامین آب شرب" توسعه دهند!

طرح شیرین سازی و انتقال آب دریای عمان به مشهد با طی مسیری بالغ بر 1500 کیلومتر در دست اجراست تا آب شیرین با قیمت 4 تا 5 یورویی را با هدف برون رفت از بحران آب به این شهر منتقل کند! حال چطور می شود در همین شهر مشهد بی آب، هفته گذشته بزرگترین آبشار مصنوعی کشور به بهره برداری می رسد؟!

قرارم این بود که این یادداشت تنها داده آماری باشد و نه تحلیل. کوتاه باشد وگویا، گویا باز هم نشد. یادداشت 750 کلمه ای نخستین 1400 کلمه را هم در نوردید. سخن کوتاه می کنم و درپایان از شما می پرسم که آیا مغز استخوان انسان از این همه دلسوزی، میهن پرستی و مدیریت دانش محور تیر بِکشد یا نَکشد! با این داده ها، شما نابسامانی های آبی کشور را دادوری کنید....