کد QR مطلبدریافت لینک صفحه با کد QR

الگوی غلط کشت ‌و بی‌سوادی تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران بلای جان ایران

غلامرضا میرکی، دکترای مدیریت ایمنی و محیط زیست

11 مرداد 1400 ساعت 12:08 | کد مطلب:36237


اسکان نیوز: با بررسی کلی به منابع آبی کشور سهم نزولات جوی ایران حدود ۴۵۰ میلیارد متر مکعب است  که با توجه به میزان بالای تبخیر در اکثر ۸ اقلیم پراکنده در سطح کشور که گاهی به پنج متر در سال می رسد، حدود ۸۰ درصد از این میزان بارش قابل استحصال نیست و خوشبینانه سالی ۹۲ میلیارد متر مکعب آب در منابع آبی کلان و آبخوان ها و سد ها استحصال می شود.

تغییرات اقلیمی و دستکاری های انسانی نظیر هارپ شرایط را برای منابع آبی و بارش شکننده تر مرده است.

از سال ۵۷ تا کنون جمعیت کشور سه برابر شده و این میزان جمعیت نیاز آبی بیشتر در تامین مواد غذایی و شرب و مصارف بهداشتی را می طلبد.

در برنامه چهارم توسعه تخصیص منابع آب شش درصد شرب سه درصد صنایع و و نود و یک درصد کشاورزی بود که تقریبا بر همین اساس امروزه نیز ادامه یافته است.

بزرگ‌ترین چالش هدر رفت آب را می توان کشاورزی نامید،  هدر رفت آب در این بخش با توجه به سطوح کشت و شبکه های آبرسانی نامناسب حدود ۷۵ درصد است.

به عبارتی از مجموع حدود ۸۰ درصد آبی که در اختیار بخش کشاورزی قرار می گیرد به شکل طبیعی ۶۰ میلیارد متر مکعب آن هدر رفته و به تولید کمکی نمی کند.

اما در این بین بیشترین نقش را در این هدر رفت بزرگ سیاست های غلط کشاورزی دارد.

کشاورزی معیشتی مشکلات خاص را به همراه داشته و هر بار و هر سال به سبب تقسیم اراضی و قانون ارث که اراضی مطلوب کشاورزی را از الگو خارج می کند. کشاورز سالی تصمیم به کشت یک گونه و سال دیگر تغییر در آن و سالی دیگر واگذاری و…

شعار خودکفایی که در بندهای قانونی به کررات به آن اشاره شده از دیگر موارد نابودی نه تنها آب بلکه خاک هم بوده است.

بعد از انقلاب تاکید بر خودکفایی گندم شد، شعاری آرمانی و بی پایه و اساس علمی، چند دولت مار کرد تا دولت خاتمی با تخصیص اعتبارات کلان این شعار را تحقق باشد
به عبارتی گندم تولیدی داخل همان سال با توجه به سوبسیدهای تخصیص هر تن گندم تقریبا یک و سه دهم قیمت جهانی استحصال شد.

به عبارتی هزینه ای چند برابری برای تولید محصولی که عمر تولید و توان اکولوژیک‌ تولید آن به یکسال هم‌نکشید و نتیجه آن شد آب شویی زمین ها، شوری زمین‌ها به سبب استفاده از کودهای شیمیایی و مردمی که الگوی کشت تحمیلی را پذیرفته بودند ولی عملا بعد از آن منابع تولید را از دست رفته دیده و برای باز تولید توان زمین سالیان سال تلاش نیاز بود.

چنانچه شیلات را نیز جزوبخش کشاورزی بدانیم می‌توان‌ اذعان داشت با توجه به سیاست اشتباه به عدم تخصیص آب به منابع طبیعی و خوره‌ای و نهرها و رودهای طبیعی و تالاب ها عملا تالاب ها و نهرهای خروشان از نقش خود به عنوان مادر طبیعت برای زادآوری ماهیان خارج شده و روند زاد آوری و تکثیر طبیعی گونه های شیلاتی به هیچ گرامیداشت که نمونه بارز آن حذف گونه های استروزژن و ماهیان خاویاری از دریای خزر است که عملا با توسعه سدسازی و شبکه ای کردن آب ها این روند محصولات شیلاتی را از منطقه خزر به حداقل رساند و سبب حذف یک جامعه مولد به نام صیاد ماهی خاویاری شده و ارزش افزوده استحصال خاویار و ارز آوری آن در سال‌های اخیر به صفر گرایید، و هزاران هزار بی کار تحمیل جامعه شد.

آسیب شناسی معضلات بوجود آمده کشور را می توان در بی سوادی مطلق مسئولینی دید که پس از انقلاب دست اندرکار بوده و با اصرار در کارهای بی فکر نقش در تخریب اکولوژیکی داشته که نتیجه آن بحران‌های اجتماعی است که از این پس بیش از پیش در کشور نمایان می‌شود.


آدرس مطلب :
https://www.eskannews.com/note/36237/الگوی-غلط-کشت-و-بی-سوادی-تصمیم-سازان-تصمیم-گیران-بلای-جان-ایران

اسکان نيوز
  https://www.eskannews.com