حکایت هیرکانی 1

پشت پرده مدیریت جنگل‌های هیرکانی

يکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۰۳ | کد مطلب: ۳۳۶۱۷
پشت پرده مدیریت جنگل‌های هیرکانی
اسکان نيوز: حوادث اتفاق افتاده در حوزه جنگل های شمال ایران رفته رفته دارد پرسش برانگیز می شود. عده ای که روزگاری افراد تصمیم ساز و تصمیم گیر برای طبیعت هیرکانی بوده اند و در بین دلسوختگان طبیعت ایران زمین جایگاهی ندارند، با حمایت دلالان و مقاطعه کاران و نیز برخی از مدیران شرکت های بزرگ (مجریان سابق) و  نیز متاسفانه با جلب رضایت برخی از اساتید دانشگاه و گاها کارشناسان و برخی از مسولین و تصمیم سازان، سعی در بازگشت به شرایط گذشته داشته و با تغییر رویکرد و ارائه راهکارهای بدون پشتوانه ی علمی و کارشناسی (تفکرات کارشناسی شخصی) به جای حمایت از رویکرد "مدیریت پایدار منابع طبیعی منطقه هیرکانی"، با طرح مسایل و مشکلات مزمن و همیشگی منابع طبیعی و نیز مشکلات اجتماعی اقتصادی که ریشه در عدم توسعه یافتگی منطقه دارد، سعی بر به چالش کشیدن طرح جایگزین دارند.

 یادداشت زیر از یکی از دلسوختگان مطلع برای اسکان نيوز ارسال شده که در ادامه می آید:

اکنون که "سازمان جنگل ها، مراتع وآبخیزداری" بدون هیچگونه حمایت مالی و با اندک امکانات موجود، دست به ایجاد تحولی عظیم در سیستم مدیریت آینده منابع طبیعی کشور زده تا به نوعی عقب ماندگی طرح های جنگلداری گذشته در جنگل های شمال کشور را جبران کند،

دولت، مدیران سابق و شورایعالی جنگل ومرتع، از سال ۷۷ و متعاقب آن بر اساس ماده ۱۶ "طرح صیانت" سال ۸۲ موظف به تهیه و تدوین طرح های منابع طبیعی و جنگلداری بر اساس نشانگر های پایداری بوده اند. اما از آن دوران تاکنون، نه تنها اقدامی عملی در این خصوص انجام نشده؛ بلکه نظام نظارتی و اجرایی نیز به تدریج تضعیف شده است؛

به نحوی که به بهانه خصوصی سازی، تهیه و اجرای طرح های جنگل داری را به مقاطعه کاران و دلالانی که هیچ شناخت و تعلق خاطری به جنگل نداشتند واگذار کردند.

از سوی دیگر شرکت های بزرگ وابسته به سازمان، نظیر شرکت "نکاچوب"، "صنایع چوب فریم" و ‌"شرکت شفارود" نیز که روزگاری دارای سیستم و عملکرد فوق العاده ای بودند را با گماردن مدیران نالایق و بی کفایت، به ورشکستگی و وابستگی کامل به جنگل و چوب سوق دادند.

به گونه ای که از اواسط دهه ۸۰ به بعد، این شرکت ها همانند شرکت های خصوصی، تبدیل به واسطه های فروش چوب شدند و به محض دریافت پروانه قطع، آنرا می فروختند.

کسانی که با اجرای طرح ها و پروژه های بی اساس، بدون پشتوانه علمی و مطالعات میدانی و به ظاهر آراسته، هزاران هکتار از جنگل ها و منابع طبیعی را نابود کرده و با واگذاری معادن، دفن زباله و نیز واگذاری زمین، به عناوین مختلف ضمن تخریب منابع طبیعی، موجب هدررفت منابع مالی و انسانی و نیز  فرصت های طلایی آن دوران شدند.

 جای بسی تاسف و تامل است که این افراد که در گذشته با هر عنوانی (چه در جایگاه مجری طرح ها و یا چه در جایگاه پرسنل سازمان جنگل ها) وابستگی به جنگل داشته و در حال حاضر نیز به نوعی دکانشان تعطیل شده است، مدافع سینه چاک منابع طبیعی شده اند و بدون داشتن کمترین اطلاعات از "طرح مدیریت پایدار منابع طبیعی" (طرح جایگزین) برای دسترسی مجریان و برخی از دلالان دیروز و به ظاهر دلسوختگان جنگل امروز، در تلاشند تا به سازمان القا کنند که با ارائه راهکارهایی مثل طرح مدیریت فنی ‌حفاظتی پایدار جنگل های شمال (فاز اول) به نوعی قانونا به جنگل راه پیدا کنند تا به منافع شخصی خود دست یابند.

اکنون که "سازمان جنگل ها، مراتع وآبخیزداری" بدون هیچگونه حمایت مالی و با اندک امکانات موجود، دست به ایجاد تحولی عظیم در سیستم مدیریت آینده منابع طبیعی کشور زده تا به نوعی عقب ماندگی طرح های جنگلداری گذشته در جنگل های شمال کشور را جبران کند، عده ای که روزگاری افراد تصمیم ساز و تصمیم گیر برای طبیعت هیرکانی بوده اند و در بین دلسوختگان طبیعت ایران زمین جایگاهی ندارند، با حمایت دلالان و مقاطعه کاران و نیز برخی از مدیران شرکت های بزرگ (مجریان سابق) و همچنین با جلب رضایت برخی از استادان دانشگاه و بعضی کارشناسان و نیز برخی مسولان و تصمیم سازان، سعی در بازگشت به شرایط گذشته داشته و با تغییر رویکرد و ارائه راهکارهای بدون پشتوانه علمی و کارشناسی (تفکرات کارشناسی شخصی) به جای حمایت از رویکرد مدیریت پایدار منابع طبیعی منطقه هیرکانی، با طرح مسایل و مشکلات مزمن و همیشگی منابع طبیعی و نیز مشکلات اجتماعی اقتصادی که ریشه در عدم توسعه یافتگی منطقه دارد، سعی بر به چالش کشیدن طرح جایگزین دارند.
در خاتمه، گره زدن "طرح مدیریت پایدار منابع طبیعی منطقه هیرکانی" که بر اساس قانون و  نشانگرهای پایداری بنا شده و با منویات مقام معظم رهبری، تعهدات بین المللی، و افق ۱۴۰۴ مطابقت دارد و هدف آن پایداری اکوسیستم و بهره وری از تمام مواهب جنگل است را با مشکلاتی همچون دام و دامداری و قاچاق چوب در جنگل های شمال کشور که همواره وجود داشته است، امری غیرمسئولانه و به دور از انصاف بوده و مسلما اهدافی که در اذهان مدافعان بهره برداری چوبی از این میراث ارزشمند است هیچ سنخیتی با حفاظت و احیا طبیعت و منابع ملی برای دسترسی به منافع مشترک و امانت داری برای نسل های آینده این سرزمین ندارد.