آثار تاریخی فیروزآباد بومگاه محیط زیست

دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۱۳ | کد مطلب: ۳۱۷۱۵
آثار تاریخی فیروزآباد بومگاه محیط زیست
بسیاری از شهرهای ایران تا پیش از شهرنشینی مدرن و سیستم آب و فاضلاب شهری با نام شهرهای قنات مشهور بوده­ اند. شهرهایی نظیر تهران، شیراز، یزد، کرمان و ... اما پیشینه چنین شهرهایی را باید در پارس و اولین تختگاه ساسانی آن اردشیرخوره (گور/ جور/ فیروزآباد) یافت. اگر به باغ­‌های تاریخی ایران چون باغ فین کاشان، باغ شاهزاده کرمان و باغ و عمارت­‌های تاریخی شیراز و نظایر آن سر زده­ باشید؛ آب نماها و نظام گردش آب این باغ­‌ها را دیده­ و لذت برده‌­اید. ریشه تمامی این­ ها چون مراکز شهرنشینی ایران را که حیات‌شان در گرو فناوری قنات بوده است. در اردشیرخوره (گور/ جور/ فیروزآباد) باید جستجو کرد.
اسکان نيوز: حسام‌الدین احمدی در یادداشتی نوشت:شاید کمی غیرقابل باور باشد؛ اما مهندسان اردشیر با احداث قناتی یک فرسخی (شش کیلومتر) آب برکه کاخ اردشیر را به میانگاه شهر گور می‌­رساندند و علاوه بر یک آب‌نمای ویژه برای شهر، آب تمامی شهر و باغ‌­های آن را به مساحت 314 هکتار تامین می­‌کردند.

قرن­‌ها گذشته است؛ از این شیوه‌­های مدیریت انتقال آب و گردش آب در شهر آیینی و سیاسی اردشیر و باغ‌­های باشکوهش که از هر دروازه شهر بیش از یک فرسخ ادامه داشته اثری نیست. در دیگر جاهای سرزمین ایران نیز چنین است. آتش به جان جنگل­‌ها و محیط زیست افتاده است. لاک پشت‌­ها و جهنده­‌ها در آتش خاکستر شدند. پرنده‌­های مادر در کنار بقایای نسل خود و گیاهانی که پای فرار نداشته­‌اند، جان داده­‌اند و تنها آه و نفرینی برای بانیان آن برجای گذاشته­‌اند.



اما در چهار گوشه این سرزمین در حفاظ میراث تاریخی و فرهنگی، اندک آثاری از حیات وحش حفظ شده است و به بقای زندگی ادامه می‌­دهد. گویی در کنار پارک‌­های ملی و جهانی، آثار تاریخی و فرهنگی برای ادامه بازماندگان حیات وحش امیدوارانه تلاش می­‌کنند.

یکی از این مکان­‌ها، محوطه‌­ها و میراث تاریخی، ملی و جهانی فیروزآباد فارس است. کافی است سحرگاهی پا به پله‌­های قلعه دختر بگذاری. در کنار انبوه پرندگان که سحرگاه را به نیایش مشغولند. کبک و تیهوهای کوه پادنا در لابلای بادام­‌های کوهی و بنه، به دور از کچه‌­های شکارچیان و آتش نابخردان می­‌خوانند. در زمستان  همان بادام و بنی که شکوفه مه بهمن آورد. بیتی آهنگین را یاد آور است که :

"قلعه دختر عروس شهر من                                    دارد از بادام وحشی پیرهن"

 خورشید که برمی­ آید. شبپره­های آسمان به سقف راهروهای تاریک قلعه دختر پناه می­‌آورند گویی که در گذشته­‌های دور نیز چنین آذین‌­هایی داشته است. از تنگاب و صدای شرشر آبش در بلندا  گنبد با شکوه قلعه دختر اثری نیست. ولی منظره پیچ آهنگ تنگاب از بلندای قلعه دختر در هر زمان دیدن دارد.




 
نقوش برجسته‌­ها و پل مهرنرسه و راه ساسانی در کنار آب تنگاب چیز دیگری‌­ست. به جای گردش آب با صدای ماشین­‌ها روزگارمی­‌گذرانند. در میانه اَردبیهشت و خورداد کافی است در خروجی تنگاب نگاهت را به طرف  نقش برجسته جنگ سواران بچرخانی، درختان زیبا و باستانی انار شیطان را می‌بینی که با شکوفه­‌های زرد و نارنجی زیبای‌شان گل داده‌­اند. انگار یادآور پیروزی­‌های اردشیر در میدان‌گاه نبرد فیروزآباد­ند.




 
در مسیری نه چندان دورتر، کاخ اردشیر معروف به آتشکده  نیز دست کمی از تنگاب و قلعه دختر ندارد. زندگی در تمامی وجود با عظمتش جاری است. برکه­ مدور و آبش فصل و زمان نمی‌­شناسد، همیشه زیبا و دیدنی است. ماهی­‌ها این بازمانده­‌های رودخانه خشک تنگاب  به گردش مشغولند، بط­ها در بیشه­‌اش لانه کرده­‌اند. لک لک­‌ها، مرغابی­‌ها، پلیکان‌­ها و اردک­‌ها در مسیر کوچ خود در کنار آن دمی می‌­آسایند. سمورهای باغی (رِشکوها) که باغ‌های تاریخی فیروزآباد از یاد نیاکان‌شان رفته است، در کنار برکه و گوشه و کنار کاخ به جست و خیز مشغولند و در زیر درختچه­‌های سبز و مقدس مورد لانه کرده‌­اند، حتا مورچه‌­ها نیز در میان قدم­‌های گردشگران با آرامش زندگی ­می­‌کنند.
 
کافی است پا به درون بنای کاخ و گنبدخانه­‌های آن بگذارید. صدای بق بقوهای کبوتران چاهی و اهلی دیوانه‌­ات می‌کند. صدای‌شان که در بلندای گنبد می­‌پیچد حالی به حالی می­‌شوی. دوست داری بنشینی و ساعت­‌ها تماشا کنی و بشنوی که چگونه زمزمه­‌های شکرانه را به جای می‌­آورند. دوست داری بروی بنشینی کنار برکه آستینت را بالا بزنی و زلال جاری­‌اش را نظاره کنی. صدایی دلنواز دارد این بنا، آفتاب را بر فراز آن هر لحظه رقصی است.



 

کاخ خستگی ندارد اما حیف است شهرگور و پناه گونه­‌های در حال انقراض آن را ­هم نبینی. کاخ را به شهر پرآوازه اردشیر راهی نیست. منار آن از دور تورا می‌­خواند. هنوز پا برجاست. روباه­‌های خسته از شکارچیان در گوشه و کنار آن خانه کرده­‌اند. هنوز می‌­توان شاهین و عقاب و دال­‌هایی که در گذشتۀ نه چندان دور آسمان دشت را چون شهر دایره­‌ای­‌اش میدان می­‌گرفتند، بدون دغدغه و هراس دمی بر شاخسارهای درختان مشاهده کرد.

باورش سخت است. انگار حیات وحش و محیط زیست به گذشتگان ما اعتمادی دو چندان دارند که هنوز رهایشان نکرده‌­اند. شاید سینه به سینه شنیده‌­اند که به گذشتگان اعتمادی است که در فرزندانشان نیست. فیروزآباد شهر پرهیاهوی گذشته تاریخی ایران زمین هر لحظه­‌اش را کتابی است. تلاشی دو چندان باید تا آن‌­چنان که لایق و درخور است حفظ ونگهداری شود.






 
مرجع: مهرگان