کرونا، خبر، ما و روزگار ما در عصر «پساحقیقت»

عباس عبدی
شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۳۳ | کد مطلب: ۳۰۹۷۱
کرونا، خبر، ما و روزگار ما در عصر «پساحقیقت»
هنگامی که می‌خواهیم یک تکه میوه یا غذا بخوریم، دقت می‌کنیم که آلوده نباشد. اگر یک مگس برای لحظه‌ای روی آن بنشیند آن بخش را نمی‌خوریم، چون می‌ترسیم آلوده به میکروب باشد و ما را بیمار کند.

از انواع شیوه‌های میکروب‌زدایی و پاک‌کننده استفاده می‌کنیم تا غذا و نوشیدنی سالم و غیر آلوده میل کنیم. اگر کسی غذای آلوده‌ای بفروشد و به واسطه آن مریض شویم شکایت و ادعای خسارت می‌کنیم. پس چرا هنگامی که نوبت به خبر دروغ می‌رسد، همه این احتیاطات کنار می‌روند، و قلپ، قلپ و با ولع اخبار دروغ را قورت می‌دهیم و هیچ هم احساس نگرانی نمی‌کنیم؟ 

آیا خبر دروغ عوارضی ندارد یا ما متوجه عوارض آن نیستیم؟ متاسفانه مطالعات نشان داده که سرعت گردش اخبار دروغ در فضای مجازی ۶ برابر بیش‌تر از اخبار راست است!! خبر دروغ پا ندارد تا سریع‌تر بدود. بلکه این تقاضای ما برای شنیدن آن است که آن را با سرعت منتشر می‌کنیم.

ولی همان طور که میکروب بدن ما را بیمار می‌کند، اخبار دروغ نیز ذهن و اندیشه ما را آلوده می‌کند. به طور قطع باید نسبت به این آلودگی خیلی بیش‌تر از آلودگی جسمی حساس باشیم. البته بسیاری از این اخبار آلوده و دروغ به امور بهداشت و درمان ما نیز مربوط می‌شود. 

مشکلی که اکنون همه با آن درگیر هستند، حجم گسترده اخبار فیک یا جعلی یا دروغ در فضای مجازی است. در گذشته مردم روزی یک یا دو بار اخبار را در ساعت معینی از رسانه‌های رسمی و البته یکسویه پیگیری می‌کردند. اکنون بیش‌تر مردم آنلاین و برخط هستند و انواع و اقسام اخبار را پیاپی جذب می‌کنند، و پیش از هضم اولین خبر، خبرهای بعدی را دریافت می‌کنند، و مهم‌تر اینکه بخشی از مردم آنها را بازنشر هم می‌کنند، در حالی که هیچ‌گونه صلاحیت حرفه‌ای برای اعتبارسنجی این اخبار ندارند. 

این فرآیند موجب آلودگی هر چه بیش‌تر فضای خبری می‌شود و با گذشت زمان اثرات اخبار دروغ در ذهن و روان افراد رسوب می‌کند و رسوب‌زدایی از دروغ و جعل و تحریف را ناممکن یا حداقل بسیار سخت می‌کند. از این رو است که برخی معتقدند به عصر «پساحقیقت» وارد شده‌ایم، عصری که دیگر قادر به تمایز میان حقیقت و مجاز یا راست و دروغ نیستیم و باید به این وضع عادت کنیم. 

چه می‌توان کرد؟ پاسخ را برحسب دو گروه کلی باید داد. گروه اول مردم عادی هستند که حوصله و یا توان جداسازی و اعتبارسنجی خبر را ندارند. آنان در واقع مصرف‌کننده نهایی هستند. مثل همه ما که نزد پزشک می‌رویم و نسخه او را کامل و بدون چون و چرا مصرف و عمل می‌کنیم. اکثریت قریب به اتفاق مردم جزو این دسته هستند. هیچ راهی برای اعتبارسنجی اخبار جز اعتماد به منبع خبر ندارند. 

این گروه از مردم باید منابع خبری مورد اعتماد خود را پیدا کنند، سپس به اخبار آن اعتماد نمایند. البته همیشه مترصد این باشند که اگر دروغی گفتند که به هر دلیلی او متوجه شد، از آن منبع خبری اعتبارزدایی کند. این دسته از مردم باید از بازنشر اخبار معمولی و بدون منابع خبری مطمئن جداً پرهیز کنند. همان طور که آب و غذای آلوده را میان مردم توزیع نمی‌کنیم، باید از انتشار اخبار غیر معتبر نیز پرهیز کنیم.

منبع خبری مثل برند یک کارخانه مواد غذایی است. هنگامی که می‌بینیم فلان ماده غذایی از کارخانه مشهور و مورد اعتماد است، چشم بسته آن را می‌خوریم. هر چند ممکن است در موارد نادری نیز مشکل‌دار باشد که به اعتبار آنان لطمه می‌زند، ولی آیا ممکن است که مثلاً از دست‌فروش فله‌ای کنار خیابان که نمی‌شناسیم سس‌ سالاد بخریم؟ اگر نه، پس چرا اخبار بدون منبع و غیر معتبر که حتی تولیدکننده ان را هم نمی‌شناسیم، استفاده می‌کنیم؟ آیا غذای مغز و روان ما کم‌اهمیت‌تر از غذای جسم است؟ 

البته مسأله فقط دروغ بودن خبر نیست. ناقص بودن آن نیز اهمیت دارد. ممکن است یک خبر راست، ولی ناقص باشد. این نیز زیان‌بار است. همه اینها نیازمند فرآوری شدن خبر از خلال یک مجموعه رسانه‌ای معتبر است. 

ماجرای کوید-۱۹ یکی از زمینه‌هایی بود که افراد فاقد صلاحیت در تولید خبر جعلی یا ناقص یا مخلوط راست و دروغ به وفور میدان‌دار شدند. این اقدام بویژه در شبکه‌های اجتماعی رواج یافت و حتی رهبران عوام‌فریب مثل ترامپ نیز وارد این کارزار شدند. به طوری که توییتر در مواردی مجبور به حذف یا اصلاحیه زدن به اخبار نادرست آنان شد. قاعده طلایی؛ بدون تایید منبع معتبر، هیچ خبری را قبول نکنید. حتی اگر فیلم آن را ببینید.

گروه دوم روزنامه‌نگاران هستند که وظیفه آنان تولید و انتقال و تایید اخبار است که طبعاً باید براساس اصول حرفه‌ای و آموزش‌دیده عمل کنند. اگر مردم عادی در اشاعه اخبار فیک مرتکب اشتباه شوند، قابل فهم است هر چند قابل دفاع نیست، ولی این خطا بر روزنامه‌نگاران بخشودنی نیست. روزنامه‌نگاران هستند که باید نقش اصلی را در فرآوری اخبار ایفا کنند. 

استاندارد کردن مواد مصرفی برای فکر و اندیشه و احساس و... بسیار مهم‌تر از استاندارد کردن مواد مصرفی جسم ما است. اگر غذای ما آلوده باشد، سربازانی در خون ما هستند که علیه آلودگی غذا قیام کنند، ولی متأسفانه چنین چیزی در مغز اکثریت ما وجود ندارد. باید آن را ایجاد کنیم. اولین گام شک در درستی هر خبر است مگر اینکه درستی آن ثابت شود.