از «مردم» تا «مردم»؛ یک نمایشنامه در هزارویک پرده

يکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۱۱ | کد مطلب: ۲۹۰۹۶
از «مردم» تا «مردم»؛ یک نمایشنامه در هزارویک پرده
ساکنان و کسبه و مالکان محدودۀ طرح ساماندهی دانشگاه تهران یک‌سال و اندی است که نمی‌توانند نامۀ دادخواهی خود را به رئیس‌جمهور برسانند و حتی صدایشان به گوش معاونین رئیس‌جمهور هم نمی‌رسد. اما در روزهای اخیر و در محلۀ جماران با مسئله‌ای مشابه، در کوتاه‌ترین زمان ممکن و باسرعتی برق‌آسا دستور رئیس جمهور مبنی بر لغو محدودۀ طرح ویژه جماران داده می‌شود، یادداشت زیر روایتی است در این باره.
پرده نخست
بیش از یکسال از مکاتبات متعدد ساکنان و کسبۀ محدودۀ طرح توسعۀ دانشگاه تهران با رئیس‌جمهور و معاونین وی میگذرد و در این مدت نه تنها هیچ پاسخی دریافت نکرده‌اند؛ بلکه بالعکس رئیس‌جمهور پس از مکاتبۀ رئیس دانشگاه تهران بلافاصله موضوع را به معاون حقوقی ارجاع داد. معاون حقوقی نیز اظهارنظری در حمایت از دانشگاه تهران به‌صورت مکتوب منتشر کرد و این اظهارنظر به رئیس شورایعالی شهرسازی و معماری ایران ارجاع گردید.

شورایعالی شهرسازی و معماری پس از مراجعات و مکاتبات بسیار و پیگیری‌های متعدد مردم و نهادهای نظارتی و پس از دو دهه معطلی، آزار، ضرر و زیان مردم، مصوبه‌ای محافظه‌کارانه در حمایت از ساکنان و کسبه صادر کرد و دانشگاه را از ادامۀ روند تملک غیرقانونی به‌دلیل فقدان طرح مصوب بازداشت.

اظهارنظر معاون حقوقی که همزمان از اعضای هیئت علمی دانشگاه است و در عین حال واضع نظریۀ حقوق شهروندی، درنهایت باعث شد تا این مردم رنج‌دیده مجدداً در پیچ‌وخم مکاتبات غیرمسئولانه شهرداری و نهادهای نظارتی گرفتار شوند.

پردۀ دوم
سال‌های سال است در این کشور بدون آنکه مردم درجریان باشند، در پشت درهای بسته املاک و دارائی‌هایشان در محدودۀ طرح‌های مختلف و متنوعی قرار می‌گیرد. کسی هم نمیداند چرا و چطور قرار است این طرح‌ها منفعت عمومی را رقم بزنند.

محدوده‌های میراثی، اراضی واقع در طرح‌های دولتی، محدوده‌های واقع در طرح‌های توسعه و هزارویک نمونه طرح‌های تعدی به حقوق مالکانه از این دست هستند که گوشه و کنار چهره شهرهایمان را خراش داده و زخمی کرده است. اعلام این طرح‌ها فریاد تظلم‌خواهی مردم را درپی داشته؛ فریادهایی بی‌ثمر و از پس آن طرح‌های جدیدی که هرروز در یک کمیسیون یا یک کمیته یا یک شورا تصویب می‌شود.

پردۀ سوم
مردم به‌ناچار، با خوش‌بینی مدارکشان را به دستگاه قضایی می‌برند؛ اما در طی سال‌ها به هیچ نتیجه‌ای در برخورد با متجاوزین به حقوق خود دست نمی‌یابند. حتی اگر به طور اتفاقی حکمی هم صادر شود شهرداری آن را اجرا نمی‌کند.

پردۀ چهارم
به برکت فضای مجازی ، ملکی به‌دلیل ساخت‌وساز غیرمجاز در منطقه‌ای خوش‌آب‌وهوا و معروف در شهر تهران، در معرض توجه قرار می‌گیرد. گروهی از مردم محل طومار امضا کرده‌اند که این ملک تخلف دارد و باید از ادامه ساخت و ساز درآن جلوگیری شود. توقف کار این ملک ازسوی شهرداری اعلام می‌شود. با کنجکاوی مردم و رسانه‌ها معلوم می‌شود ملک منتسب به نهاد ریاست‌جمهوری است.

به‌فاصلۀ دو روز بعد پلاکاردها و بنرهای یکسان با متن واحد در سطح منطقه و محدودۀ این ملک نصب می‌شود. متن پلاکاردها حاکی از فریاد دادخواهی مردم این منطقه به ظلمِ رفته بر آن‌ها ناشی از اعمال طرح مصوب مربوط به محدودۀ موردنظر است. یک روزنامۀ معلوم‌الحال هم رپرتاژ آگهی مفصلی در شرح این ظلم تهیه می‌کند. تلفن‌ها و مکاتبات شروع می‌شود و بلافاصله در عرض چند روز تمام دولت بسیج می‌شود که از حق مردم دفاع کند.

شخص رئیس‌جمهور، وزیر کشور، وزیر راه و شهرسازی، شهردار و معاون حقوقی را به خط می‌کند که هرچه زودتر باید رفع محدوده اتفاق بیفتد و از ظلم به مردم جلوگیری شود.

پردۀ پنجم
در فاصلۀ کمتر از چند روز شورایعالی شهرسازی و معماری جلسۀ محرمانه برگزار می‌کند. نه دستور جلسه و نه بحث‌های جلسه و نه نتیجۀ بحث‌ها به بیرون درز نمی‌کند و مردم محدوده و نه سایر مردم از هیچ‌چیز خبر ندارند.

پردۀ بیستم
مردم نجیب هستند و صبور، اما علامت نادانی است اگر مردم را نادان و یا ساده فرض کنیم. مدت مدیدی است که همه دریافته‌اند که لفظ مردم بهانه‌ای است برای آنکه برخی که جزو مردم نیستند پشت این واژه پنهان شده و به منافع خود دست یابند. وگرنه چه فرقی است میان مردم ساکن و کسبه و مالکین واقع در محدودۀ طرح‌های توسعه و از جمله طرح توسعۀ دانشگاه تهران و مردم محدودۀ طرح جماران. آیا برخی از مردم مردم‌تر هستند یا ماجرا چیز دیگری است؟ بازهم همه یقین دارند که ماجرا چیز دیگری است.

پردۀ پنجاه‌وهفتم
سال‌ها بعد اگر پژوهشگری یا خبرنگاری آزاده در این سرزمین پیدا شود و این پرونده‌ها توجهش را جلب کند، آنگاه بی هیچ تعارفی حوادث و اسناد و وقایع را بازگو خواهد کرد. احتمالاً معلوم خواهد شد که رفتارهای برخی در قرن بیست‌ویکم با ادعاهای عجیب‌وغریب شهروندی و حقوقدانی و سایر الفاظ دهان‌پرکن، با رفتار فلان خان یا سلطان در قرون گذشته هیچ تفاوتی نکرده است.

پردۀ هزارویکم
همه در محضر دادگاه الهی ایستاده‌ایم و بی‌هیچ کم‌وکاستی و بدون توجه به جایگاه، لقب، تعلق سببی و نسبی و حزبی به اعمال، گفتار و کردار ما رسیدگی می‌شود. آن‌روز ممکن است تعجب کنیم که حتی ملک منتسب به نهاد ریاست جمهوری هم اصل ماجرا نبوده است. آن روز چه روزی خواهد بود؟ خدا می‌داند.