درونگرایی اصل پایدار معماری قدیم ایران

يکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۱۰ | کد مطلب: ۲۷۷۱۸
درونگرایی اصل پایدار معماری قدیم ایران
بخش های مهم خبر
  • درونگرایی یکی از اصول پایدار معماری قدیم ایران است تاجایی که خانه‌های ایرانی از بیرون شمایلی بسیار ساده و حتی فقیرانه داشتند اما در داخل تزئیات شگفت‌انگیز چشم هر بیننده‌ای را به خود جذب می‌کند؛ اما این رفتار تنها برای غلبه بر شرایط اقلیمی و تامین امنیت جانی و مالی نبود، بلکه نوعی تجسم فرهنگی خاص و ساختار اجتماعی بشمار می‌رود.
اسکان نيوز: سعید فلاح‌فر، در یادداشت اختصاصی که در اختیار پایگاه خبری اسکان نيوز قرار داد، تاکید کرده: در تاریخ معماری ایران، درونگرایی یکی از اصول پایدار و فراگیر معماری محسوب می‌شده است. این رویکرد نه تنها به واسطه غلبه بر شرایط اقلیمی و تامین امنیت جانی و مالی بوده، بلکه باید آن را به نوعی تجسم یک فرهنگ و ساختار اجتماعی محسوب کرد.

خانه‌های ایرانی از بیرون شکل و شمایلی ساده و حتی فقیرانه دارند. دیوارهای ساده کاهگلی با کمترین تزئینات قابل رویت برای رهگذران و در مقابل تزئینات شگفت‌انگیز داخلی که شامل انواع آینه‌کاری‌ها و گچبری‌ها و نقاشی و ارسی‌های تزئینی و وسائل گران‌قیمتی است که بر رف‌های چیده‌اند. گذشته از موارد معدودی مثل بلندی و خودنمائی بادگیرها و...، هیچ تمایلی به فخرفروشی در این خانه‌ها به چشم نمی‌خورد. نمایش فروتنانه  بیرونی همیشه کمتر از داشته‌ها و اندوخته‌های درونی و اشرافیت خانواده است.

در مقابل شهروند امروزی به شدت تمایل دارد داشته‌های خود را به نمایش بگذارد. موقعیت اجتماعی هر کسی منوط به همین نمایش و افتخارات تعریف می‌شود. خودنمائی و نمایش ثروت ـ حتی غیرضروری‌ترین دارائی‌ها ـ برای شهروندان امروزی اغناکننده است و میل به برتری جویی او را برآورده می‌کند. تا جایی که این میل به نمایش ارزش‌های انسانی دیگری مثل مولد بودن، چه در اندیشه‌ها و دانسته‌ها و چه در تامین مایحتاج جامعه، غلبه می‌کند. ارزش‌ها از الزامات زندگی انسانی، به سمت تظاهر به مالکیت بیشتر و رفاه مصرف‌گرایانه کشیده می‌شوند. در چنین جامعه‌ای روابط صمیمانه به جدایی و برتری جویی تبدیل می‌شود. هر کسی تلاش می‌کند خود را از دیگران ممتاز کرده و با اتکا به توان نمایشی خود به طبقه بالاتر مهاجرت کند.

آیا این تفاوت را می‌توان گواهی بر تحول در جامعه سنتی ایران به سمت جامعه امروز تلقی کرد و یا حتی بنابر اعتقادی مرسوم به عنوان سندی برای انحطاط و سقوط ارزش‌های انسانی مطرح کرد؟ آیا جامعه سنتی از این تهمت‌هایی که نسل امروز مبتلا به آن شده‌اند، مبراست؟

به نظر می‌رسد نکته مهمی در این قضاوت عجولانه ـ به عمد یا به سهو ـ ندیده گرفته شده است. آیا مالک خانه عامری‌ها و بروجردی‌ها در شهر محدود آن دوره نیازی به خودنمائی داشت در حالی که همه شهر او را می‌شناختند؟ آیا تجار بزرگ شهر که معتمد همه بازار بودند و یا دختر دم بخت یکی از ایشان که آرزو و رویا پسرهای بالغ شهر بود، برای دیده شدن نیازی به تفاخرات و نمایشات امروزین داشت؟ تعریف روابط شهری آن روزگار با معنا شهری و شهروندی امروز تفاوت‌های بنیادی دارد. شهروند امروزی در شهری آمدوشد می‌کند که بدون الزامات شهرت، کسی او را نمی‌شناسد. اگر همه  آن معیارهای تفاخر سنتی را هم داشته باشد، باز هم بدون کسب شهرت در میان اطرافیان دیده و شناخته نمی‌شود. پس باید با شیوه‌ای این نیاز دیرین خود را ـ خوب یا بد که بی‌شباهت به خواهش‌های اجداد خود نیست ـ به شیوه‌ای برآورده کند. این فناوری‌های نوین است که در جهت تامین این خواسته دست به کار می‌شود، پیش از آن که باور کنیم؛ فناوری‌های جدید چنین نیازی را تولید کرده است. در این میان همین ناشناسی گسترده در زندگی شهری فرصتی برای دروغ‌پردازان فراهم می‌کند که به انحاء مختلف شانس خود را برای ورود به طبقه مرفه و احترام برانگیز آزمایش کند.