"تله کابین ناهارخوران" یکی از مصادیق "شکست بازار"

شهاب الدین فولادی مقدم، کارشناس ارشد اقتصاد انرژی
يکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۵۵ | کد مطلب: ۳۳۳۴۲
"تله کابین ناهارخوران" یکی از مصادیق "شکست بازار"
اسکان نيوز: هر روز شاهد فرورفتن هر چه بیشتر شئون زندگی بشر در سازوکار نظام بازار هستیم. بازار به سرعت پیش می‌رود و ما را در خود هضم می‌کند. حتی حوزه‌های فرهنگ، آموزش و به دنبال آنها "محیط‌زیست" نیز از این قائله جان سالم به در نبرده‌اند. گویی "بازار" تنها راه نجات بشر است و قرار است ما را به همه چیز برساند و مدام صعود کند.

 مثال‌های بی‌شماری در موفقیت فوق العاده بازار در پیشرفت‌های مادی وجود دارد، از اینرو این مدل تبدیل به مدل غالب در الگوی توسعه در جهان شده است. رشدهای اقتصادی بالا در کشورهایی مانند کره جنوبی در دهه 90 میلادی، سیاست‌مداران را در سایر نقاط جهان، برای بازاری کردن اقتصاد خود، وسوسه کرده است.

با چنین فضایی بازار در همه عرصه‌ها تحسین و ستایش می‌شود. هر چند سرمایه‌داری موفقیت‌های بسیاری کسب کرده، به نظر می‌آید دارای محدودیت‌هایی نیز هست.

محدودیت‌های نظام بازار به این حقیقت ختم می‌شود که ارتباط بین عقلانیت فردی و عقلانیت جمعی می‌تواند از هم جدا باشد. منطق اصلی نظام بازار بر این محور استوار است که عقلانیت فردی (بیشینه کردن سود فردی) منجر به عقلانیت جمعی (بیشینه شدن سود جمعی) خواهد شد؛ اما می‌دانیم این ارتباط می‌تواند ازهم‌گسیخته باشد.


ممکن است جست‌وجوی میلیون‌ها نفر برای منفعت فردی، منجر به ایجاد شرایطی نشود که در نظر همه بهینه است. این شرایط را "شکست بازار" می‌نامند به این معنی که حوزه‌هایی وجود دارد که عملکرد بازار در آن‌ها منجر به بهینه شدن رفاه جمعی نمی‌شود.

 دلیل این پدیده عمدتاً از ناحیه عوارض جانبی (Externalities) یا آثار جانبی (External Effects) حاصل شده که در حوزه محیط‌زیست به وفور دیده می‌شود.

تصمیمات فردی در حقیقت فردی نیستند؛ زیرا می‌توانند به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر رفاه سایرین اثر گذار باشند. در حقیقت نظام بازار از عوارض جانبی تصمیمات فردی چشم‌پوشی می‌کند. تصمیم شما برای استفاده از خودرو شخصی برای راحتی رفت‌وآمد، در  ظاهر  یک تصمیم فردی است؛

اما به محض استفاده از خودرو با ایجاد آلودگی، رفاه عابرین پیاده که در حال قدم زدن هستند کاسته می‌شود و از این ناحیه تصمیم فردی شما بر رفاه سایرین اثر می‌گذارد. شرایطی را در نظر بگیرید که تولید فولاد کارخانه‌ای  باعث ایجاد آلودگی محیط‌زیست شود.

هر چه کارخانه به دنبال بیشینه کردن سود خود باشد، با ایجاد آلودگی، رفاه سایر ساکنان را کاهش می‌دهد. ناگفته روشن است که قیمت فولاد مستقل از هزینه‌هایی است که در روند تولید آن بر محیط‌زیست منطقه وارد شده است.(پل دی گرو، محدودیت‌های بازار، 2017 ). دنیای امروز پر از مثال‌هایی از این دست هستند.

امروزه شرایط محیط زیست کشور، با تضاد بین منافع فردی در مقابل منافع جمعی روبه‌رو است. شاید حداکثر شدن سود یک زمین‌دار کشاورزی، در تقسیم زمین به قطعات کوچک‌تر و ویلا سازی باشد؛ اما چنین کاری علاوه بر به خطر انداختن امنیت غذایی و از بین رفتن اشتغال پایدار جامعه روستایی، منجر به فرسایش خاک، تغییر اقلیم، از بین رفتن پوشش گیاهی، رانش زمین و سیل خواهد شد.

با این مقدمه به سراغ تله کابین ناهارخوران می‌رویم که یکی از مصادیق شکست بازار است. در منطق بازار احداث تله کابین در منطقه جنگلی ناهارخوران، نوعی از رفتار عقلایی فردی است که سود شهر را بیشینه خواهد کرد. با احداث تله کابین، جذابیت‌های گردشگری شهر گرگان و استان گلستان افزایش‌یافته و با ورود توریست به منطقه، درآمدهای جمعی شهر  بیشتر می‌شود. این تصمیم از منظر سرمایه‌داری، یک تصمیم عقلایی فردی است که ارتباط مستقیم با عقلانیت جمعی دارد؛ اما در این موضوع نیز بازار اثرات جانبی چنین تصمیمی را در نظر نمی‌گیرد.

 احداث تله کابین در چنین اکوسیستم ارزشمند و شکننده، منجر به تخریب جنگل، برهم خوردن تعادل اکولوژیک، نابودی زیست‌گاه حیات وحش کمیاب منطقه، کاهش ذخیره گاه های جنگلی کشور  و در نهایت سرعت بخشیدن به روند تخریب محیط‌زیست می‌شود.

 این تخریب‌ها خود را در شاخص‌های رفاه نشان می‌دهد. شاخص لگاتوم (Legatum Prosperity Index) یک شاخص رفاهی است که سالانه موسسه پژوهشی لگاتوم آن را منتشر می‌کند. این شاخص برای محاسبه رفاه هر کشور، از مجموع زیرشاخص ها استفاده می‌کند که از مهم‌ترین آن‌ها حفاظت از محیط‌زیست و  میزان رضایت‌مندی از محیط‌زیست و جنگل‌های طبیعی است. به استناد این شاخص در صورت احداث و راه‌اندازی تله کابین جنگل ناهارخوران، رفاه جمعی جامعه کاهش خواهد یافت؛ با وجود اینکه قطعاً عده‌ای قلیلی را ثروتمند خواهد کرد.

 بنابراین آنچه در سطح فردی عقلانی است، الزاماً برای کل جامعه عقلانی نخواهد بود. ازاین‌رو برای جلوگیری از چنین شکست‌هایی در سازوکار بازار، نیازمند به یک "عامل بیرونی" جهت تنظیم امور و مجبورسازی عاملین

فردی و یا گروه‌های کوچک به در نظر گرفتن رفاه کل جامعه هستیم.

 در ادبیات علم اقتصاد دولت در واقع استعاره‌ای از عامل بیرونی تنظیم‌گر است. به همین جهت به دلیل اینکه تله کابین ناهارخوران منافع جمعی را کاهش می‌دهد، دخالت دولت برای دفاع از رفاه عمومی یک اجبار ضروری است؛ چرا که الزاماً احداث تله کابین (با توجه به هزینه‌های محیط زیستی) بیشترین رونق ممکن برای کل جامعه را به ارمغان نخواهد آورد.