تئاتر زیرزمینی با تجربه اجرا لایو و بدون ممیزی جان می‌گیرد/ برای مخاطب ایرانی تئاتر مثل نان شب واجب نیست

شنبه ۱۴ فروردين ۱۴۰۰ ساعت ۱۱:۱۵ | کد مطلب: ۳۴۴۰۴
تئاتر زیرزمینی با تجربه اجرا لایو و بدون ممیزی جان می‌گیرد/ برای مخاطب ایرانی تئاتر مثل نان شب واجب نیست
اعظم راودراد، استاد گروه ارتباطات و عضو هیات علمی دانشگاه تهران و دارای دکترا جامعه‌شناسی هنر از احتمالاتی درباره شکل و ذائقه مخاطبان می‌گوید که تئاتر پساکرونا با آنها مواجه خواهد شد.
اسکان نيوز: اعظم راودراد،  استاد گروه ارتباطات و عضو هیات علمی دانشگاه تهران و دارای دکترا جامعه‌شناسی هنر از دانشگاه وسترن سیدنی استرالیاست. او مدرس جامعه‌شناسی هنر بوده و کتاب‌هایی را در همین زمینه منتشر کرده است که از جمله آن‌ها «جامعه‌شناسی مخاطبان تئاتر ایران» است که سال ۹۷ از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شد. کتابی که مخاطبان تئاتر ایران را با پژوهشی گسترده، شناسایی و طبقه‌بندی کرده بود. با این نویسنده و پژوهشگر، درباره احتمال تغییر ذائقه، قشربندی و رفتارهای احتمالی مخاطبان تئاتر در دوران پساکرونا گفتگو کرده‌ایم.


کرونا بسیاری از مناسبات زندگی انسان‌ها را تغییر داد اما مهم‌ترین اثر را بر فعالیت‌های جمعی و رویدادهای متناسب با آن داشت؛ تئاتر هم به همین دلیل در این مدت بیشترین آسیب را از تغییراتی که کرونا با خود به همراه داشت، دیده است. تصور می‌کنید مخاطبان تئاتر ایران در پساکرونا و با فروکش کردن نسبی بحران آن، دچار تغییر خواهند شد؟


به نظرم پرسش درباره آینده تئاتر ایران نباید به تماشاگران محدود باشد و باید راجع به همه زوایای تئاتر بگوییم؛ یعنی فکر کنیم تئاتر بعد از این چه می‌شود؟ یا مثلا چه تحولاتی را ممکن است انتظار داشته باشیم که در فضای تئاتری ما به وجود بیاید و بحث تماشاگران هم یک بخشی از آن بشود. با شیوع گسترده ویروس در کشور، اجبار به دورکاری در دوران کرونا، تقریبا شامل همه مشاغل شد و تغییرات و توفیق‌هایی اجباری را به وجود آورد. البته خیلی از مشاغل بودند که در ابتدا مقاومت می‌کردند در برابر دورکاری یا در برابر این‌که مثلا به یک روش‌های دیگری کارشان را پیش ببرند، ولی در نهایت به خاطر محدودیت‌های کرونایی مجبور شدند به این روش‌های جدید رو بیاورند و به نظر من این خودش یک پیشرفت است، یعنی یک پیشرفت از شیوه کارکردن جدید. یعنی ما در دوران کرونا تقریبا در همه مشاغل و حتی غیرمشاغل، یعنی فعالیت‌های خانگی هم همین‌طور، یک شیوه‌های جدیدی از زندگی‌کردن را یاد گرفتیم که من مطمئنم دوران کرونایی هم تمام شود، بخشی از آن شیوه‌ها باقی می‌ماند به همان شکل که هست. مثلا فرض کن در دانشگاه تدریس مجازی. من خودم تصمیم گرفتم، بارها هم اعلام کردم و گفتم اگر من زنده ماندم و دوران کرونایی تمام شد، بعضی از کلاس‌هایم را حتما به صورت مجازی ادامه می‌دهم، اگرچه بعضی‌ها را مثلا به صورت حضوری، چون هر کدام ویژگی‌های خاص خودش را دارد. این یک بحث کلی است. حالا در مورد تئاتر باید را بپرسم که در تئاتر چه تاثیری ایجاد کرده این شرایط کرونایی؟ غیر از این‌که مانع کارشان شده، آیا هیچ کاری در فضای مجازی صورت گرفته؟ مثلا نمایش آنلاین برگزار شود یا هر چیزی.
 

شما در کتاب پژوهشی خود مخاطبان تئاتر ایران را در ده سال اخیر شناسایی و بر اساس معیارهایی مانند شغل، تحصیلات، سن و جنس و علاقه‌مندی‌هایشان دسته‌بندی کردید. آیا بر اساس این پیش‌زمینه از طبقه تماشاگران فعلی تئاتر ایران می‌توان احتمال‌های مختلف برای پیش‌بینی رفتارشان در آینده را بررسی کرد؟


ابتدا این را بگویم که این مساله فقط منحصر به تئاتر نیست، در مورد سینما هم فکر می‌کنم مصداق پیدا می‌کند. همین که با یک عده‌ای مثلا با دوستان‌شان، با اعضا خانواده دور و نزدیک‌شان قرار می‌گذارند که بلند شوند و بروند تئاتری را تماشا کنند تبدیل می‌شود به یک مناسک، به یک مراسم. مثلا این‌که برنامه‌شان را تنظیم می‌کنند، بودجه‌شان را تنظیم می‌کنند، قرارشان را می‌گذارند، انگار که دارند می‌روند مهمانی مثلا لباس خوبشان را می‌پوشند. بعد آن‌جا در کنار هم می‌نشینند به تماشای تئاتر. قبل از شروع تئاتر در سالن انتظار با هم گفت‌وگو می‌کنند، یک چیزی می‌گیرند و می‌خورند، یعنی یک روابط اجتماعی شکل می‌گیرد حول تماشاگردن یک اجرای تئاتری. بعد در حین تماشای تئاتر ممکن است عکس‌العمل‌هایی به همدیگر نشان دهند، یعنی عکس‌العمل‌هایشان روی همدیگر اثر بگذارد، مثلا یک صحبت کوچکی راجع به آن صحنه‌ای که دارند می‌بینند یا آن شخصیت یا هر چیزی با هم داشته باشند، یعنی تنهایی تئاتر تماشا نمی‌کنند، می‌دانند که هر چهار، پنج نفر یا هر چند نفری که به صورت گروه رفته‌اند و دارند تئاتر را نگاه می‌کنند، همه حواس‌شان به این نکته‌ها هست.

بعد که می‌آیند بیرون، باز در مورد آن صحبت می‌کنند تا از هم جدا شوند. این خودش یک مناسک اجتماعی است که یکسری از نیازهای اجتماعی آدم‌ها را برآورده می‌کند، به‌خصوص به روابط اجتماعی با دوستان و مثلا آشنایان و روابط سرگرمی‌های بیرون از خانه، حالا در کنار روابط اجتماعی، بحث سرگرمی هم هست و علاقه‌های هنری که آدم‌ها دارند، یعنی نوع مخاطبان تئاتر در ایران اگر آن تئاترهای لاله‌زاری را جدا کنیم و راجع به آن صحبتی نکنیم، تئاتر کلاسیک و تئاترهایی که در سالن‌های استاندارد تئاتر اجرا می‌شوند مثل تئاتر شهر، تئاتر مولوی، خانه هنرمندان و اینطور جاها را اگر بگوییم، آن نوع مخاطبان این تئاترها اغلب خودشان هم اهل هنر هستند، یعنی به طور عام اهل هنر هستند که ممکن است شامل تئاتر و هنرهای دیگر باشد و اکثریت همین‌ها که اهل هنر هستند، به‌طور خاص اهل تئاتر هستند، یعنی یا دانشجوی تئاتر هستند یا کارورز تئاتر هستند، یا فعال در حوزه تئاتر هستند یا دانشجویش هستند یا استادش هستند و یا خویشاوندانشان در عرصه تئاتر هستند و این‌ها به واسطه آن‌ها به تئاتر و نمایش علاقه پیدا کردند و یا این‌که آدم‌هایی که فقط مخاطبان تئاتر باشند، دیگه باید عشق تئاتر باشند که در بین این جمع حضور پیدا کنند. با مخاطبان سینما فرق می‌کنند، خاص‌تر هستند از آن‌ها. از آن‌جایی که این مخاطبان این ویژگی‌های خاص خودشان را دارند، یعنی بیشتر هنری و تئاتری هستند، علاوه بر آن انگیزه‌هایی که گفتم روابط اجتماعی، سرگرمی و... پرداختن به هنر هم این‌ها جزو دغدغه‌هایشان هست و دوست دارند فعالیت هنری داشته باشند و همه این‌ها با رفتن به سالن تئاتر و تماشای اجراها ممکن می‌شود، یعنی وقتی قرار باشد از خانه بیرون نرویم، همه این اتفاق‌ها تعطیل می‌شود. این اتفاق‌ها که تعطیل شد، حالا آن راه‌های جایگزین که دو تا از آن‌ها را شما به‌عنوان مثال گفتید، ممکن است در نظر بیاید که بیاییم مثلا یک کاری کنیم؛ درست است که نمی‌توانیم عینا همان روابط را بازتولید کنیم، ولی حداقل آن بخش هنری‌اش را که تماشای تئاتر باشد و اونور هم اجرای تئاتر باشد که یک کار هنری در حال انجام است، آن را حس کنیم که در این نمایش‌های تلویزیونی یعنی تله‌تئاترها و آن نمایش‌های خانگی لایو که شما گفتید، این مقصد هنری‌اش فقط حاصل می‌شود؛ دیگه آن روابط اجتماعی و آن سرگرمی بیرون از خانه مطرح نیست. به همین دلیل و همان صحبت‌هایی که گفتید بحث بوده که اصلا این تئاتر است یا نیست، موافقان و مخالفانی داشته که به نظر می‌آید حداقل روی این بخش توافق داشته باشند که این‌ها تئاتر به معنای کلاسیکش یا آن تئاتری که در سالن می‌بینیم نیست، حالا ممکن است حداکثر تله‌تئاتر باشد و تله‌تئاتر خیلی تفاوت دارد با تئاتری که ما در سالن خودمان به صورت زنده می‌بینیم. به این دلیل چون این‌ها نتوانستند جای آن‌ها را بگیرند، من فکر می‌کنم بعد از این‌که دوران کرونایی تمام شود و اجراها دوباره برگردد، دوباره مخاطب در ابتدای کار هجوم می‌آورد؛ این یک پیش‌بینی است، یعنی بر اساس این تحلیلی که می‌گویند، یعنی به خاطر این‌که مخاطب اینقدر در خانه مانده، تشنه می‌شود. مخاطبی که در خانه مانده و قبلا خودش اهل تئاتر بوده، یعنی یا دانشجوی تئاتر بوده یا آن گروه‌هایی که قبلا گفتم، چون همه آن‌ها بالاخره یک ربطی با تئاتر دارند و اینطور نیست که فقط یک مخاطب عام باشند، چون امکان رفتن و دیدن تئاتر را دارند، روز به روز تشنه‌تر می‌شود و موقعی که به آب برسند، ممکن است در ابتدا خیلی زیاد آب بخورند، یعنی هجوم بیاورند به سمت این‌که پشت گیشه‌ها صف مخاطبان تشکیل شود برای دیدن هر تئاتری، یعنی تئاتری می‌تواند مخاطبان خودش را داشته باشد، صرفا آدم‌هایی که تشنه ماندند، می‌خواهند بیایند و با دیدن تئاتر، بخشی از تشنگی خودشان را مرتفع کنند. این در دوره اولش، مثلا در یکی دو ماه اول ممکن است این اتفاق بیفتد، ولی در ادامه دوباره تعدیل می‌شود و کمتر می‌شود و بستگی دارد به میزان موفقیت روی صحنه که تا چه اندازه بتوانند مخاطبان را به خودشان جذب و جلب کنند. یک چیزی می‌شود شبیه آن‌چه که در گذشته بود و همان آدم‌هایی که همیشه اهل تئاتر بودند، ادامه می‌دهند به تئاتردیدنشان. از یک طرف دیگر فکر می‌کنم یک تغییراتی در خود تئاتر ممکن است شکل بگیرد، یعنی یکی در این فضای مجازی، همین نمایش‌های خانگی که می‌گویید به رسمیت شناخته نشد، اما نشان داد که تئاتر را هم می‌شود به شکل لایو اینستاگرامی اجرا کرد و شاید از بابت محدودیت‌هایی که در سالن اجرایی رسمی ممکن است ممیزی یا مسائل دیگر پیش بیاورد، این‌جا آن‌ها را هم ندارد و می‌تواند موضوعات متنوع‌تر، شیوه‌های اجرا متنوع‌تر، حتی نوآوری‌های بیشتر این‌جا به صورت تئاتر تجربی مثلا دربیاید یا حتی به صورت تئاتر زیرزمینی در بیاید که یعنی با قواعد خودش پیش می‌رود، نه با قواعد رسمی مثلا آیین‌نامه‌ای که از بیرون کنترل می‌شود.

من فکر می‌کنم این خودش کشف یک پتانسیل است در فضای مجازی که می‌شود تئاتر را به گونه دیگری هم انجام داد و بنابراین اگرچه در سطح دنیای واقعی آن تئاتر دوباره به حیات خودش ادامه می‌دهد، اولش با هجوم بیشتر مخاطبان، ولی در ادامه دوباره تعدیل می‌شود و همان مسیر معمول خودش را طی می‌کند از نظر مراجعه مخاطبان، اما هم این شکل مجازی به نظر من گسترش پیدا می‌کند، چون تازه یک پتانسیلی است که شناخته شده و این دیگر از دست نخواهد رفت، یک امکانی است در برابر آن تئاتر رسمی موجود و هم این‌که ممکن است خیلی از مخاطبان این را ترجیح دهند، یعنی کسانی که معتاد به فضای مجازی هستند، دائما در فضای مجازی هستند، ممکن است آن‌ها بخشی از فراغت خودشان را ببرند به سمت مثلا مشاهده همین تئاترها، حالا ممکن است همه این‌ها هم لایو اینستاگرام نباشد، ممکن است مثلا به آن شکلی که گفتم، یعنی حتی بتوانند بلیت بفروشند، لینک ایجاد کنند؛ مثل سمینارهایی که هست، به جا سخنرانی، نمایش تئاتر باشد با فروش بلیت. و بعد تعاملی می‌تواند باشد، یعنی مثلا نظرات شرکت‌کننده‌ها می‌تواند به صورت کامنت‌ها منتقل شود، آن طرف تاثیر بگذارد در اجرایش و مثلا منتقل شود. ممکن است البته با تعداد بازیگران کم که بتواند این حالت تعاملی‌بودن اجرا شود، یعنی ما نمی‌توانیم انتظار تئاترهای باشکوه داشته باشیم، آن چیزی که «شاه لیر» روی صحنه پارسال اجرا شد، این همه بازیگر و فلان، ولی تئاترهای کوچک‌تر با شیوه‌های جدیدتر و حتی می‌توانیم به تئاتر تعاملی فکر کنیم که مخاطب‌ها بتوانند نقشی در تغییر یا اجرا آن تئاتر ایفا کنند.

این‌که می‌گویم تعاملی‌بودن، یک واژه است، ولی تکنیک‌های خاص خودش را دارد که من نمی‌توانم راجع به آن تکنیک‌ها صحبت کنم، یعنی بلد نیستم به لحاظ دیجیتالی چطور می‌شود این کار را کرد، ولی وقتی ما فیلم و سینمای تعاملی داریم، یک جاهایی می‌رسد که ما باید انتخاب کنیم که الان این این کار را بکند یا نکند. اگر بگوییم این کار را بکند، داستان طور دیگری پیش می‌رود، اگر بگوییم این کار را نکند، داستان طور دیگری پیش می‌رود یا فیلم‌هایش از قبل ساخته شده است. در چندین دوراهی ما باید تصمیم بگیریم و به عبارتی ما جزو تیم خود فیلم می‌شویم و تصمیم می‌گیریم که داستان چطور پیش رود و نهایتا حتی چطور تمام شود. در سینما این اتفاق افتاده، حالا در تئاتر من نمی‌دانم چطوری این کار را کردند، ولی می‌دانم که با برنامه‌ریزی‌های دیجیتال. در تئاتر هم چنین احتمالی وجود دارد و ممکن است منجر شود به یک شکل جدید تئاتری که البته تفاوت اصلی‌اش با این تئاتر روی صحنه، تله‌بودن این است، یعنی یک دوربین است که دارد به‌جای بیننده تئاتر را تماشا می‌کند، ولی آن جنبه تعاملی اگر به آن اضافه شود، یک کمی به آن تئاتر روی صحنه می‌تواند شاید مثلا نزدیک شود، ولی نمی‌گویم این جای آن را می‌گیرد، هیچ وقت نمی‌تواند جایش را بگیرد، ولی این شرایط به‌وجود آمده ممکن است باعث شود یک چنین تئاتری در فضای مجازی برای خودش یک نوعی شود، یک شیوه‌ای شود و ادامه پیدا کند، به‌خصوص در مورد تئاترهای زیرزمینی که بالاخره در فضای مجازی یک راه‌هایی می‌توانند پیدا کنند که مثلا بتوانند آزادانه‌تر مضامین و موضوعات متفاوت‌تری را نسبت به آن‌چه که در فضاهای رسمی است، مطرح کنند و البته راه‌هایش را پیدا کنند که خیلی دچار مشکل نشوند از آن بابت. بنابراین هم نوآوری‌ها، هم موضوعات جدید، شیوه‌های جدید و بعد بحث تعاملی و درگیرشدن مخاطب و ممکن است یک عده از مخاطبان اصلا بیایند مخاطبان هر دو نوع تئاتر شوند، یعنی آن تئاتر رسمی را به‌عنوان تئاتر استاندارد شناخته‌شده کماکان ادامه دهند، ولی تحولات این تئاتر جدید هم برایشان مهم باشد و بنابراین مخاطب دوگانه باشند؛ هم مخاطب آنلاین و هم مخاطب آفلاین، یعنی مخاطب ممکن است به این دو حالت با تئاتر ادامه دهد ارتباطش را.
 

فکر می‌کنید ممکن است یک قشر جدید یا، یک طبقه جدیدی از مخاطب را با خودش بسازد؟


دقیقا؛ در فضا مجازی البته، نه در فضا واقعی. در فضا مجازی حتما آن کسانی که می‌آیند این تئاترها را می‌بینند، خودشان دانشجوی تئاتر یا فاعل تئاتر یا فعال تئاتر یا استاد تئاتر نیستند یا خویشاوندان تئاتری‌ها، این‌ها در فضای مجازی می‌بینند یا به گوش آن‌ها می‌رسد. آدم‌های عادی از راه طبقات؛ فقط وجه مشترکشان این است که بیشتر دوست دارند در فضا مجازی باشند تا دنیای واقعی، بیشتر وقتشان را آن‌جا سپری می‌کنند، بنابراین حتی ممکن است بخواهند تئاتر را هم آن‌جا ببینند.
 

اگر کرونا ماه‌ها و شاید دو، سه سال دیگر وجود داشته باشد؛ البته نه به این شدت بحرانی که داخل آن هستیم که همه چیز را تعطیل می‌کند، ولی روی اجتماعات تاثیر می‌گذارد، محدودیت‌هایی ایجاد می‌کند و کماکان فاصله‌گذاری باید انجام شود؛ در چنین شرایطی به عقیده شما، مخاطبی که تا امروز می‌شناختیم، مواجهه‌اش با این تئاتر جدید چطور خواهد بود؟ چه از این لحاظ که اعتماد کند و بیاید داخل سالن‌ها و چه از این لحاظ که شکل دیگری مثل همان تئاتر در فضای مجازی را به انتخاب همیشگی‌اش تبدیل کند و یا احتمالات دیگری که امکان دارد با آن‌ها مواجه شویم؟


برای مخاطب تئاتر ما، تئاتر مثل نان شب واجب نیست؛ برای مخاطب عام. برای بعضی‌ از آن‌ها، مثلا دانشجویان تئاتر و فعالان تئاتر هست. بنابراین یک قشر خاصی در مخاطبان تئاتر هستند که تحت هر شرایطی ترجیح می‌دهند بروند و تئاتر را ببینند و برای همین است که بودند، ولی کم بودند. آن کم به عبارتی پای ریسکش هم ایستادند و آمدند، برایشان مثل نان شب واجب بوده که آمدند و اینقدر به آن اهمیت می‌دادند، ولی برای اکثریت مخاطب طبیعتا این‌طوری نیست که اگر بود، وقتی آن 50 درصد را به آن‌ها اجازه داده بودند، یک عده‌ای پشت در می‌ماندند، ولی این اتفاق نیفتاد، بنابراین یک عده محدودی هستند. حالا من فکر می‌کنم مثلا شاید بشود با یک راهکاری این را دوگانه‌سوز کرد که هم کسانی که از کرونا می‌ترسند و نمی‌خواهند از خانه بیرون بزنند و هم آن کسانی که عشق تئاتر به آن معنا هستند و آن را مثل نان شب واجب می‌دانند، آن‌ها بروند در سالن که تئاتر اصلا و اساسا تشکیل شود، چون تئاتر بدون حضور حتی یک نفر تماشاچی اصلا معنی ندارد، چون تماشاچی‌ها هستند که انرژی می‌دهند به بازیگران روی صحنه و واکنش‌ها تماشاچیان به بازیگران روی صحنه می‌گوید که دارند درست کار می‌کنند یا یک جای کارشان ایراد دارد و به هر حال جهت می‌دهد به کیفیت کارشان. این کسانی که عشق تئاتر هستند، وقتی ردیف‌های جلو بنشینند، این نیاز را پاسخ می‌گویند که آن کسانی که آن وسط می‌خواهند بازی کنند، احساس حضور مخاطب را داشته باشند و در عین حال می‌تواند دوربینی هم آن‌جا باشد به صورت مستقیم، حالا با فروش بلیت که در فضای مجازی هم آن را پخش کند، یعنی هر دو حالت به صورت همزمان وجود داشته باشند. در آن صورت آن گروه تئاتری می‌دانند که تماشاگران بیشتر از این هفت، هشت، ده نفری که این‌جا نشسته‌اند، دارند.
 

چقدر می‌تواند این خطر جدی باشد که تئاتر به‌طور کلی از سبد تفریح، سرگرمی و نیاز به هنر مخاطبان حذف شود و سینما، موسیقی و تله‌تئاتر و فیلم‌تئاتر جایگزینش شود؟


در مورد تله‌تئاتر و فیلم‌تئاتر می‌توانیم بگوییم یک بخشی رو به این بیاورند، چون این می‌شود در فضا مجازی و رسانه‌های دیگر، ولی در مورد سینما و موسیقی نمی‌توانیم بگوییم، برای این‌که آن‌ها هم در سالن هستند و آن‌ها هم تعطیل شدند، یعنی این‌که می‌خواهد برگردد، دیگر برنمی‌گردد به یک هنر دیگری که آن هم مثل این هنری که به آن علاقه داشته، تسهیل شده است. اگر می‌خواهد برگردد در سالن، برمی‌گردد در سالن تئاتر.
 

طبیعتا وقتی مشتری کم می‌شود، ممکن است رغبت و انگیزه برای تولید تئاتر هم کم شود. بعضی‌ها این نگرانی را دارند و می‌گویند خیلی از دولتی‌ها و بدنه حاکمیت ترجیح می‌دهد تئاتری وجود نداشته باشد...


به نظر من این واقع‌بینانه نیست، به خاطر این‌که مخاطبان تئاتر، غیر از تئاتر لاله‌زاری که مخاطبش عام است، تئاتر کلاسیک، مخاطبش خاص است اساسا، یعنی 90 درصد دانشجوهای رشته‌های هنری و به‌خصوص تئاتر، استادهای هنر و فعالان هنری هستند و خویشاوندان و یک عده کمی هم که عشق تئاتر. به هر حال این‌ها آدم‌هایی هستند که علاقه دارند به تئاتر و آن را دنبال می‌کنند و در صورتی که شرایط عادی شود، همانطور که دانشجویان به سر کلاس‌های درس برمی‌گردند، تماشاگران هم به سالن‌های تئاتر برمی‌گردند. من می‌گویم این تعطیل نمی‌شود، این تنبلی اتفاق نمی‌افتد، بلکه اولش هجوم هم هست، به خاطر این‌که اشتیاقی برای آن مناسک اجتماعی که ما همیشه در بیرون داشتیم؛ من همه جا می‌نویسم داریم حسرت این دورهمی‌هایمان را می‌خوریم، حسرت گرهمایی، حسرت با هم فلان جا رفتن و... یعنی همه مردم در حال حسرت‌خوردن هستند که چرا آن فعالیت‌های اجتماعی که تاکنون داشتند را قدرش را نمی‌دانستند و خیلی امر بدیهی تلقی می‌کردند. این حسرت‌خوردن باعث یک انتظاری می‌شود برای رفع این شرایط و رسیدن دوباره به آن شرایطی که پیش از این بود و برقرارکردن دوباره روابط اجتماعی و بنابراین این می‌کشاند آدم‌ها را، هر کسی که به هر فعالیتی مشغول بوده را می‌کشاند به سمت آن فعالیت در فضای آزاد، به اضافه این‌که همان فعالیت در فضای مجازی هم حالا کنارش اضافه می‌شود، حدس من این است.
 

یعنی شما می‌گویید جامعه نه‌تنها حذف نمی‌شوند، بلکه شکل جدیدی از مخاطبان هم می‌تواند به آن اضافه شود؟


بله، هم شکل جدیدی از خود تئاتر و هم دسته جدیدی از مخاطبان که بیشتر اهل فضای مجازی هستند، می‌تواند به آن اضافه شود و بلکه با دیدن نمایش‌های تئاتری در فضای مجازی، آن مخاطبان هم یواش یواش تبدیل به مخاطبان آفلاین شوند و علاقه داشته باشند حالا بروند در صحنه واقعی تئاتر را ببینند. ممکن است جذابیت داشته باشد برایشان که منتهی شود به افزوده‌شدن آن‌ها به شمار تماشاگران تئاتر؛ من نگاهم خوشبینانه این‌طوری است.



فکر می‌کنید این اتفاق به‌طور طبیعی و بدون دخالت بیرونی رخ می‌دهد یا نیازمند برنامه‌ریزی و مدیریت است؟


من اصولا با مدیریت از بالا در مورد امور فرهنگی موافق نیستم و فکر می‌کنم خود هنرمندان، یعنی اگر هم مدیریتی باشد، مدیریت درون‌هنری، یعنی درون جامعه هنرمندان، جامعه تئاتری، جامعه سینمایی ما، جامعه هنری ما. جامعه هنری ما باید بیاید برنامه‌ریزی کند، پیشکسوتان تئاتر، منتقدان تئاتر، نظریه‌پردازان تئاتر یا نظریه‌دان‌ها یعنی کسی که نظریه را می‌داند، آن کسانی که تئاتر را می‌شناسند و با انواع و اقسام تئاترها در دنیا آشنا هستند، با انواع و اقسام تئاترها در ایران آشنا هستند، این جامعه تئاتری باید بیایند فرض کنید در یک جایی مثل خانه تئاتر که یک نهاد صنفی است، نه از بالا مثلا سیاست‌گذاری برایش تصمیم بگیرد، بله، این‌ها خیلی خوب است که بنشینند و برنامه‌ریزی کنند، اصلا پتانسیل‌های هر کدام از دو تا فضای آنلاین و آفلاین را بحث کنند، شرکت‌های تئاتری، گروه‌های تئاتری همه می‌توانند برنامه‌ریزی کنند و تلاش کنند که از شرایط به‌وجودآمده به‌عنوان فرصت استفاده کنند، اصلا کار درست و هوشمندانه این است که ما بتوانیم از هر شرایط خاصی آن را تغییر دهیم و آن را تبدیلش کنیم به فرصت. اگر این کار را بکنیم و چیزهایی که من گفتم و فکرهای خودم را بلند بلند گفتم، احساس می‌کنم چشم‌اندازهایی برای این وجود دارد، یعنی امکاناتی وجود دارد که بشود این کار را کرد و بنابراین تئاتر را این دفعه حداقل به صورت موازی در دو عرصه پیش برد که آن وقت بعضی از مخاطبان و تماشاگران ممکن است مشترک باشند.
 
مرجع: ایلنا