۱۹ تير ۹۹ - ۱۳:۴۶

ستاد مقابله با کرونا: تعداد مبتلایان جوان در تهران دو برابر شده است

ستاد مقابله با کرونا: تعداد مبتلایان جوان در تهران دو برابر شده است
اسکان نیوز: به گزارش دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی، دکتر علیرضا زالی با اشاره به آخرین جلسه ستاد کرونای پایتخت به تحلیل وضعیت شهر تهران از نظر کرونا پرداخت.
 
 وی با اشاره به محیط های بسته به عنوان مهمترین فاکتور برای گسترش کرونا تاکید کرد:  به هر شکلی باید از تجمع افراد در محیط های بسته، مسقف و کوچک بدون داشتن تهویه مناسب جلوگیری کرد.

به گفته زالی استان تهران در دو هفته اخیر شرایط متفاوتی را تجربه کرده است. در طی ۱۰ روز اخیر همه شاخص ها از جمله میزان ابتلا، تعداد مراجعان به مراکز بهداشتی و درمانی، آمارمراجعان سرپایی، موارد تست مثبت و بستری در بخش های عادی و ویژه با افزایش روبه تزایدی روبروبوده است.

وی شرایط تهران را از نظر بیماری کرونا ناپایدار، سخت و  شکننده تلقی کرد و با اشاره به این که با سیر جدیدی از بیماری روبرو خواهیم بود، گفت:  در روزهای اخیر علاوه بر افزایش تعداد مراجعان بیمارستانی شاهد تنوع گسترده تر علایم بیماری مراجعان هستیم. بستری شدگان با علایمی نظیر خستگی مفرط، ضعف، بیحالی، اختلال در وضعیت حرکتی در افراد سالمند، ایجاد اختلال در بویایی و چشایی و علایم گوارشی مثل اسهال های آبکی همراه تب، کم اشتهایی و بی اشتهایی مراجعه می کنند.

فرمانده ستاد مقابله با کرونای تهران خاطرنشان کرد: در طول سه هفته اخیر تعداد قابل توجهی از بیماران بستری در بخشهای عادی و ویژه از الگوی حادتر بیماری نسبت به گذشته برخودار هستند و گروههای سنی جدیدتری نیز در زمره بیماران قرار دارند.

بالاترین رده سنی مبتلایان به کرونا در تهران/تعداد مبتلایان ۱۰-۱۹ ساله دو برابر شدند
وی با اشاره به این که بالاترین مراجعان در تهران در بازه سنی ۵۹-۵۰ قرار دارند، افزود: تا اواخر خرداد ماه رده سنی ۷۰-۶۰ سال در رتبه دوم مراجعان به مراکز درمانی قرار داشتند اما امروز ۳۹-۳۰ ساله ها در رده دوم مراجعان قرار دارند. در واقع شاهد تغییر سن مراجعان و مبتلایان هستیم و افراد با تنوع سنی بیشتر در بین مراجعان دیده می شوند. در سه هفته اخیر سهم افراد گروه سنی ۱۹-۱۰ ساله ها ۲ برابر شده است.

الگوی بیماری در روزهای اخیر گمراه کننده است

وی الگوی بیماری در روزهای اخیر را نسبت به قبل گمراه کننده  تری برشمرد و گفت: در موارد بستری سرپایی اخیر فرد با علایم خفیف گلودرد یا تنفسی ساده مراجعه کرده و دارای سی تی اسکن ریه کاملا نرمال است اما آزمایش PCR وی مثبت است.

 درحالی که در ماههای قبل در کنار علایم تنفسی اختلال در سی تی اسکن یافته ثابتی دال بر ابتلا به بیماری بود و این نشان دهنده تنوع بیشتر بیماری است.

زالی در ادامه افزود:  تا اوایل خرداد ماه بین ۴,۷-۳.۲  مراجعان سرپایی به مراکز جامع سلامت  و درمانگاهها نیاز به بستری در بخشهای عادی و ویژه داشتند درحالی که الان این میزان به ۸-۷.۵ درصد افزایش یافته است.

وی با اشاره به مطالعات صورت گرفته توسط اپیدمیولوژیست ستاد کرونای تهران؛ سفرهای تعطیلات خردادماه، مخدوش شدن رعایت پروتکل های بهداشتی پس از بازگشایی ها، کاهش حساسیت زایی جامعه نسبت به بیماری را مهمترین عوامل موثر در رشد فزاینده تعداد مبتلایان و موارد بستری در شرایط فعلی تهران برشمرد.

زالی با اشاره به ذات بیماری های مزمن عفونی اپیدمیک و جنبه فرسایشی آنها که منجر به حساسیت زدایی جامعه پس از مدتی می شوند گفت: براساس نظرسنجی ها در اواخر فروردین ماه کمتر از ۳۰ درصد تهرانی ها با بازگشایی اماکن تفریحی موافق بودند درحالی که اخیرا ۵۲ درصد از شهروندان تهرانی موافق این موضوع بودند.

تاکید زالی بر ایجاد یک راهبرد جامع برای حساسیت زایی مجدد آحاد شهروندی  
وی این موضع را نشان دهنده تغییر الگوی رفتاری در شهر تهران به دلیل مزمن و فرسایشی بودن ماهیت بیماری و تا حدی کمرنگ شدن شیوه نامه های بهداشتی دانست که می تواند زنگ خطر قابل توجهی باشد و تاکید کرد: هدف ما ایجاد یک راهبرد جامع برای حساسیت زایی مجدد آحاد شهروندی است.  

مداخلات باید در وقت مناسب اعمال شوند؛ ممکن است فردا دیر باشد

وی با تاکید بر ضرورت بازنگری در اعمال محدودیت ها گفت: با توجه به مسایل اقتصادی و معیشتی طراحی الگوهای مداخله ای و محدود شونده به نحوی باید باشد  که به وضعیت اقتصادی متعارف تا حد امکان  آسیب وارد نشود. برخی از مداخلات اگر در وقت مناسب اعمال نشود ممکن است فردا دیر شود. به همین دلیل پیشنهاد ما این است مداخلاتی که به توازن اقتصادی شهر آسیب جدی تری وارد نکند در وهله اول اعمال شود.  

محیط های بسته؛ مهمترین فاکتور گسترش کرونا

وی با اشاره به گزارش سازمان بهداشت جهانی مهمترین فاکتور برای گسترش کرونا را محیط های بسته خواند و افزود: به هر شکلی باید از تجمع افراد در محیط های بسته، مسقف و کوچک بدون داشتن تهویه مناسب جلوگیری کرد.

به گفته زالی سهم قابل توجهی از ترددهای درون شهری مربوط به حمل و نقل عمومی است؛ گرچه در مقایسه با تیرماه سال گذشته ظرفیت ناوگان مترو از ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر به ۸۰۰ هزار نفر در تیر ۹۹ تقلیل یافته است اما این آمار در اپیدمی زیاد است.

وی افزود: برای اجرای مطلوب طرح فاصله گذاری اجتماعی در حوزه ناوگان حمل و نقل عمومی اعم از مترو، اتوبوس، تاکسی نیاز به افزایش سه برابر ظرفیت فعلی داریم که میسر نیست بنابراین باید از تولید سفر در شهر تهران جلوگیری کرد.

زالی با اشاره به نظر سنجی های صورت گرفته گفت:  کمتر از ۱,۵ درصد تهرانی ها برای مراجعه به مراکز بهداشتی درمانی، ۴۷ درصد برای رفتن به محل کار و ۲۶ درصد برای خرید، از خانه خارج می شوند بنابراین برای تقلیل سفرهای درون شهری را داشته باشیم باید روی دو موضوع تقلیل ساعات کار و ظرفیت کارکنان و تعلیق طرح ترافیک سرمایه گذاری کنیم.

تقلیل ظرفیت نیروی انسانی سازمانها

به گفته وی سهم قابل توجهی از سفرهای درون شهری مربوط به کارمندان است و پیشنهاد کرد حضور کارمندان به شکلی که کفایت کار نیز مختل نشود کاهش یابد. مثلا تا حداکثر ۵۰ درصد از کارکنان در بخشهای سازمانها، ادارات دولتی و دوایر مربوطه حضور پیدا کنند و این باعث کاهش ۵۰ درصدی سفرها می شوند.

زالی افزود: در این تقلیل ساعات کار بخشی به صورت دورکاری تعریف خواهد شد، گروههای آسیب پذیر، بانوان در اولویت خواهند بود. همچنین می توانیم از فرصت تعطیلی نسبی تابستان برای کاهش ظرفیت کاری و اشتغال استفاده کنیم.

وی ادامه داد: البته تمامی این پارامتر ها را تحلیل خواهیم کرد و اثر آنها را در تغییر وضعیت کرونا در تهران موردی بررسی قرار می دهیم.

وی یکی از دلایلی اصرار برای مدیریت سفرهای درون شهری و اعمال این مداخلات حتی به صورت گذرا  در تهران را دادن فرصت به سیستم درمانی برشمرد که در این ۵ ماهه تحت فشار قابل توجهی قرار دارند و با رشادت ارزنده این مدافعان سلامت پرستاران و پزشکان  و کارکنان بخش بهداشت و درمان خدمت رسانی به بیماران بدون وقفه ادامه دارد. امااین مدافعان نیز دچار خستگی و فرسودگی شدند.

ابتلای ۴۵۰۰ پرسنل بهداشتی درمانی تهرانی به کرونا

زالی در ادامه از ابتلای ۴۵۰۰ نفر از پرسنل بهداشتی و درمانی استان تهران به کرونا خبر داد و گفت: به دلیل مزمن شدن بیماری بخش زیادی از کارکنان حوزه بهداشت و درمان به دلیل ابتلا به کرونا از مدار خدمت رسانی خارج شدند. بنابراین باید حتی به صورت گذرا تدابیری در نظر بگیریم که با کاهش آمار بیماران فرصتی برای نفس تازه کردن تیم های درمانی و بیمارستانی تهران فراهم کنیم.

وی دو پیشنهاد اصلی ستاد مقابله با کرونا را تقلیل حضور و ظرفیت کارکنان  سازمانها و تغییر ساعات کاری در تمامی سازمانها و تعلیق طرح ترافیک در تهران برشمرد.

فرمانده ستاد مقابله با کرونای تهران تاکید کرد با توجه به پیوستگی و درهم تنیدگی دو استان تهران و البرز تصمیم گیری در این دو استان باید متناظر با هم  باشد  زیرا دو استان می توانند بر روی هم تاثیر بگذارند.

پیشنهاد دکتر زالی بر لغو آزمونهای حضوری در تهران

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برگزاری تعداد بسیاری از آزمونها در تهران با حضور جمع کثیری از شرکت کنندگان شهرستانی تاکید کرد: تهران فعلا شرایط میزبانی آزمونهای مختلف حضوری را ندارد و بهتر است که به زمان دیگری موکول شوند.  
 تاکید بر عدم برگزاری مجالس و اجتماعات تا بهبود شرایط

زالی همچنین تا بهبود شرایط تهران اجتناب از برگزاری مجالس تجمعی اعم ازعروسی و ترحیم را ضروری دانست و گفت: در شرایط فعلی یک مجلس عروسی می تواند کانون بالقوه خطرناکی برای ابتلا به بیماری مهمانان باشد  و مراسم شادی می تواند پس از ۲-۳ هفته منجر به بیماری و فوت تعداد زیادی از میهمانان شود.

وی تاکید کرد: فاز اول مداخلات را به گونه ای تعریف می کنیم که به کسب و کار و مشاغل افراد آسیبی وارد نشود و امیدواریم که شرایط در تهران به گونه ای تغییر یابد که نیاز به مداخلات جدی تر نداشته باشیم.

مردم مهمترین افسران نظارتی پروتکل های بهداشتی هستند

به گفته زالی برخی از  مشاغل و اصناف رعایت پروتکل های بهداشتی را انجام نمی دهند که توسط تیم های نظارتی  مشترک بین وزارت بهداشت و دانشگاهها کنترل می شوند.

وی مردم را مهمترین افسران نظارتی بر رعایت پروتکل های بهداشتی برشمرد که می توانند درصورت مشاهده تخلف به امر به معروف در حوزه سلامت بپردازند ونقش مهمی ایفا کنند. در کشورهایی که در حوزه کرونا موفق عمل کردند مردم در التزام به رفتارهای بهداشتی بسیار کمک کردند و نظارت عامه مردم به رعایت شیوه نامه ها بود.

زالی با اشاره به بازدید از ۹۵۰۰۰ امکنه در طول ۲ هفته اخیر توسط کارشناسان بهداشتی دانشگاه های پایتخت گفت: به یاد داشته باشیم که اگر  در محیط کارمان پروتکل های بهداشتی را رعایت نکنیم قربانی بعدی ممکن است خانواده خود ما باشد.

باید بدانیم اگر میخواهیم کسب و کار ما فردا تعطیل نشود امروز برای حفظ شرایط موجود اقتصادی باید پروتکل ها را رعایت کنیم.

زالی تاکید کرد: ادامه چرخش اقتصادی تهران نیز منوط به عدم گسترش بیماری است زیرا درصورت گسترش بیماری حتما زنجیره اقتصادی ما متوقف می شود.

چند درصد تهرانی ها کرونا را گرفتند

وی با اشاره به مطالعات صورت گرفته گفت: پیش بینی می کنیم که حدود ۲۵-۲۰ درصد از تهرانی ها مبتلا به کرونا شده باشند. یعنی ۸۰-۷۵ درصد از مردم هنوز نگرفتند و قربانیان بالقوه بعدی این ویروس خطرناک خواهند بود. البته افرادی که سابقه ابتلا به کرونا را دارند نیزمعلوم نیست که این مصونیتشان تا چه حد پابرجا باشد و این نگران کننده است.

زالی تاکید کرد: راه ایمنی جمعی راه مناسبی برای این بیماری نیست و تا زمانی که واکسن ساخته نشده است باید همه خود را در خطر این بیماری بدانند حتی افرادی که قبلا به بیماری مبتلا شدند.

فرمانده ستاد مقابله با کرونا در کلانشهر تهران کرونا را یک بیماری عجیب و غریب  و ویروسی مخرب تلقی کرد که رفتارش با تمامی ویروسهای قبلی فرق دارد و تمام ابعاد آن شناخته شده نیست. بیماری جهان شمولی که پاندمی است باید کماکان مردم این ویروس را خطرناک تلقی کنند. از برندگی و بی رحمی ویروس تاکنون کاسته نشده است باید آماده باشیم که سازو کار زندگی مان را به گونه ای طراحی کنیم که با حداقل مشکلات سپری کنیم.
۱۹ تير ۹۹ - ۱۱:۰۷

۴۵۰۰ نفر از کارکنان بهداشتی و درمانی در تهران کرونا گرفته‌اند

۴۵۰۰ نفر از کارکنان بهداشتی و درمانی در تهران کرونا گرفته‌اند
اسکان نیوز: علیرضا زالی، فرمانده مقابله با کرونا در تهران، هشدار داده است که با طولانی شدن شیوع کرونا در ایران تعداد زیادی از پزشکان، پرستاران و دیگر کارکنان مراکز بهداشتی درمانی به این ویروس مبتلا شده‌اند و به همین دلیل قادر به ارائه خدمات درمانی نیستند.

 زالی با اعلام ابتلای ۴۵۰۰ نفر از کارکنان بهداشتی و درمانی گفته: "به دلیل مزمن شدن بیماری بخش زیادی از کارکنان حوزه بهداشت و درمان به دلیل ابتلا به کرونا از مدار خدمت رسانی خارج شدند. بنابراین باید حتی به صورت گذرا تدابیری در نظر بگیریم که با کاهش آمار بیماران فرصتی برای نفس تازه کردن تیم های درمانی و بیمارستانی تهران فراهم کنیم."

او گفته باید ظرفیت کار سازمان‌ها پایین بیاید و از فرصت تابستان برای تعطیلی و کاهش فعالیت‌ها استفاده شود تا شیوع کرونا مهار شود.

 
۱۹ تير ۹۹ - ۰۹:۳۶
۴ سال مطالبه‌گری برای نجات جنگل نتیجه داد

منتفی شدن جانمایی تله کابین کبودوال در جنگل‌های هیرکانی به دلیل قرار گرفتن در زون اصلی ثبت جهانی

منتفی شدن جانمایی تله کابین کبودوال در جنگل‌های هیرکانی به دلیل قرار گرفتن در زون اصلی ثبت جهانی
اسکان نیوز- الهه موسوی: یک پیروزی پس از چهارسال کشمکش و مطالبه گری فعالان محیط زیست در گلستان بالاخره نتیجه داد و احداث پروژه تله کابین به واسطه قرار گرفتن مسیر پروژه در زون اصلی جنگل های هیرکانی ثبت جهانی، منتفی شد. این موضوع در نامه ای که اخیرا به امضا ابوطالب قزل سوفلو مدیرکل منابع طبیعی وآبخیزداری گلستان رسیده خطاب به فرماندار علی آبادکتول ارسال شده آمده است.

در این نامه با تاکید بر تلاش های اداره کل منابع طبیعی وآبخیزداری گلستان آمده است:« طی نامه به شماره 11-20157/08/98 نیز با مدیرکل محترم راه وشهرسازی استان به منظور اخذ تاییدیه "شورایعالی معماری وشهرسازی" و طرح موضوع ثبت جهانی جنگل های هیرکانی در سازمان جهانی یونسکو و با توجه به اهمیت موضوع، جلسات مختلفی برگزار لکن نتیجه حاصل نگردید و نهایتا احداث پروژه تله کابین به واسطه قرار گرفتن مسیر پروژه در زون اصلی منتفی گردید.»

زمزمه های درخواست احداث تله کابین در جنگل های هیرکانی شرق گلستان چندی پس از انتشار اخبار تله کابین گرگان در جنگل های ناهارخوران، مطرح شد. فعالان محیط زیست و فرزندان جنگل از همان ابتدا با اجرای این دو طرح در ذخیره گاه های ارزشمند هیرکان آنهم در متراکم ترین بخش های البرز شرقی مخالف بودند. آنها می گفتند اگر قرار است گردشگری را رونق داد بهترین روش این است که جنگل ها را به عنوان جاذبه طبیعی منطقه حفظ کنیم.
این تفکر با "ثبت جهانی جنگل های هیرکانی" در 14 تیر 1398 شدت گرفت. چرا که قرار گرفتن در لیست میراث جهانی یونسکو یکی از بهترین راه های جذب گردشگر داخلی و خارجی برا ی بازدید از منطقه مذکور است و می تواند بیشترین ارزش افزوده را برای منطقه ایجاد کند.

با اینهمه هنگامی که ثبت جنگل های جهانی انجام شد و مشخص شد که تعداد بسیار زیادی از پایه های تله کابین کبودوال در محدوده ثبت جهانی قرار گرفته، مخالفت ها شدت پیدا کرد؛ اما این موجب نشد تا طرفداران تله کابین از تلاش بازایستند. تا آنجا که 3 مدیرکل "میرات فرهنگی"، "محیط زیست" و "منابع طبیعی وآبخیزداری" گلستان با ارسال نامه ای خطاب به استاندار، خواستار حل مشکل و رفع موانع احداث تله کابین کبودوال شدند.

مخالفت ها ادامه یافت و تا جایی پیش رفت که "کمپین مخالفان تله کابین در جنگل های هیرکانی" که تا آنزمان مختص مخالفت با "تله کابین ناهارخوران گرگان" بود اعتراض و مطالبه گری برای تغییر مکان "تله کابین کبودوال" را نیز به اهداف خود اضافه کند.
این کمپین به دست فعالان حوزه جنگل های هیرکانی علی آبادکتول اداره می شود و هنوز هم مطالبات قانون محوری را درباره احداث تله کابین در جنگل، در برنامه دارد.

نامه ابوطالب قزل سوفلو در واقع یک پیروزی برای جنبش محیط زیست و جنگل در گلستان و همچنین در سراسر کشور به حساب می آید. جنبشی که از بحث های علمی -فنی در یک گروه مجازی آغاز شد و به سرعت جای خود را در لایه های متعدد شهروندان و حتی مدیران سراسر استان و کشور باز کرد.

حالا فعالان محیط زیست استان گلستان در انتظار ابطال یا دست کم تغییر مکان تله کابین گرگان هستند؛ نقطه ای که دیگر توان بارگذاری بیشتر را ندارد و علاوه بر معضل تخریب و تصرف جنگل، باعث افزایش ترافیک در محور ناهارخوران گرگان شده و مشکلات زیستی متعددی را برای شهروندان ایجاد خواهد کرد.

۱۸ تير ۹۹ - ۱۴:۲۷

پروانه پلاسکوی جدید بدون پارکینگ صادر می‌شود

پروانه پلاسکوی جدید بدون پارکینگ صادر می‌شود
 قرار بود طی نامه‌ای رسمی از سوی اعضای شورا با این مصوبه شورای عالی شهرسازی مخالفت شود و به نگاه از بالا به پایین شورای عالی شهرسازی نقد صورت گیرد اما به نظر می‌رسد این اعتراضات به سرانجامی نرسیده است.

علی محمد سعادتی شهردار منطقه 12 در گفتگو با خبرنگار اسکان نیوز می‌گوید: به‌زودی پروانه ساختمانی پلاسکو صادر می‌شود.

او با بیان این که شورای عالی شهرسازی با توجه به مسائل اجتماعی و مسائل اقتصادی کسبه اعلام کرده این ساختمان از تامین پارکینگ معاف است، گفت: بر اساس شرایط موجود و مصوبه شورای عالی شهرسازی، صورت جلسه میان شهرداری تهران و بنیاد مستضعفان به امضا رسید که بر اساس آن، به زودی پروانه ساختمانی پلاسکو صادر می‌شود.

سعادتی در خصوص ارسال پرونده پلاسکو به کمیسیون ماده صد توضیح داد: این موضوع مربوط به قبل از مصوبه شورای عالی شهرسازی بود. این شورا  بالاترین مرجع تصمیم‌گیری درحوزه معماری و شهرسازی است و اگر موضوع عدم پارکینگ در این شورا تأیید شود، ما نمی‌توانیم فراتر از قانون رفتار کنیم، بنا بر این به زودی پروانه ساختمانی پلاسکوی جدید صادر می‌شود.
۱۸ تير ۹۹ - ۱۰:۳۸

آرامش خود را حفظ کرده، وحشت کنید!

آرامش خود را حفظ کرده، وحشت کنید!
اسکان نیوز: رسانه‌ها مدام این شعار را در گوش ما تکرار می‌کنند که «وحشت نکنید!» یا «پانیک نکنید» و بلافاصله اخبار و داده‌هایی ارائه می‌دهند که به قول معروف جز وحشت‌ام نیافزود. این شرایط حوادثی در دورانِ جوانی و در کشورهای سابقاً کمونیستِ بلوکِ شرق را به خاطر من می‌آورد. در آن‌جا وقتی که مسئولینِ حکومت مرتب به مردم اطمینان می‌دادند که هیچ دلیل منطقی برای وحشتِ مردم وجود ندارد، ما همگی این دلگرمی‌‌ها را به عنوان نشانه‌ای روشن در نظر می‌گرفتیم که مسئولین خودشان وحشت‌ کرده‌اند!
 
اوضاع جدی‌تر از آن است که وقت‌مان را با وحشت تلف کنیم

وحشت هم منطق خودش را دارد. این‌که در بریتانیا به علتِ وحشتِ ویروس کرونا مغازه‌ها حتی از دستمال توالت‌‌ها هم خالی شدند مرا یاد ماجرایِ عجیبی در مورد دستمال توالت‌ در دوران جوانی و در یوگوسلاویِ سوسیالیستی انداخت. در آن‌جا مثلاً به طور ناگهانی شایعه‌ای دهن به دهن می‌شد که دستمال توالتِ کافی در دسترس نیست. مسئولین فوراً در رسانه‌ها اطمینان می‌دادند که همه جا به قدر کافی دستمال توالت وجود دارد و جای نگرانی نیست، و با کمال تعجب در این مورد نه تنها دروغ نمی‌گفتند بلکه اکثر مردم هم باور داشتند که این گفته درست است.

اما با این حال مصرف‌کننده‌های معمولی این‌طور استدلال می‌کردند: من می‌دانم که به قدر کافی دستمال توالت وجود دارد و این شایعه درست نیست، ولی چه می‌شود اگر بعضی از مردم همین شایعه را جدی بگیرند، هول کنند و بروند و بیش از حد نیازشان دستمال توالت خریداری کنند، آیا در نتیجه واقعاً دچار کمبود نمی‌شویم؟ پس بهتر است که برای ذخیره دستمال خریداری کنم.

بدون این‌که لازم باشد باور کنیم دیگران این شایعه را جدی گرفته‌اند (بلکه فقط کافیست فرض کنیم دیگران معتقدند که کسانی وجود دارند که شایعه را جدی بگیرند) نتیجه دقیقاً همان است، یعنی نایابی واقعی دستمال توالت در مغازه‌ها. آیا امروز مشابه همین در بریتانیا و کالیفرنیا اتفاق نیفتاده؟
قرینه‌ی عجیبِ این شکل از ترسِ افراطی همانا غیاب هرگونه وحشت است آن هم وقتی که دلایل کاملاً موجهی برای آن وجود دارد.

در چند سال گذشته و بعد از اپیدمی‌های سارس و ابولا مدام می‌شنیدیم که اپیدمی دیگری در راه است که قوی‌تر خواهد بود و این موضوع دیر و زود خواهد داشت اما سوخت و سوز نه. اگرچه با این پیش‌بینی‌های هراسناک قانع شدیم، ولی به نوعی آن را اصلاً جدی نگرفتیم و نسبت به هرگونه مداخله‌ای برای فراهم آوردنِ تدارکات جدی بی‌تفاوت بودیم _ ‌تنها جایی که با این امور مواجه بودیم فیلم‌های آخرالزمانی مثلِ شیوع1) اثرِ استیون سودربرگ بود.

درسی که این تعارض به ما می‌دهد این‌ است که ترس و وحشت تنها راهِ برخورد با یک تهدید واقعی نیست. وقتی واکنشی همراه با ترس نشان می‌دهیم، در واقع تهدید را جدی نگرفته‌ایم _ برعکس آن را به سخره می‌گیریم. فقط به این فکر کنید که چقدر مسخره است که درست وسط یک اپیدمیِ مرگبار تعداد کافیِ دستمال توالت در فروشگاه‌ها اهمیت داشته باشد. خب حالا واکنشِ مناسب به اپیدمیِ ویروس کرونا چطور خواهد بود؟ باید چه درس‌هایی بگیریم و می‌بایست کدام کارها را در مواجهه‌ی جدی با ویروس انجام دهیم؟
 
منظورم از کمونیسم

وقتی گفتم که بحرانِ ویروس کرونا می‌تواند در کالبدِ جنبشِ کمونیسم جان تازه‌ای بدمد ادعایم، همان‌طور که انتظار می‌رفت، مورد تمسخر قرار گرفت. هرچند به نظر می‌رسد که رویکردِ دولتِ چین که از موضعِ قدرت با بحران برخورد کرد کارگر افتاده باشد _ یا دست کم نتایج بهتری نسبت به اتفاقاتی که در اروپا و آمریکا روی می‌دهند در پی داشته باشد، منطقِ قدیمی و استبدادیِ کمونیست‌‌های در قدرت نیز هم‌چنین به روشنی محدودیت‌های خودش را در حل بحران نشان داده است. یک نمونه‌ی آن ترسی است که صاحبان قدرت در این کشور‌ها از اخبارِ ناگوار (و انتشارِ عمومی این اخبار) دارند که به آن‌ها حق می‌دهد تا نتایجِ واقعی را دست‌کاری کنند _ به همین دلیل است که آن‌هایی که نخستین بار اخبارِ ویروس را در چین مخابره کردند دستگیر شدند، و گزارش‌هایی هم هست که این موضوع هنوز هم در مورد اخبار کاهشِ آمار اپیدمی صادق است.

فشار برای این‌که چین پس از تعطیلیِ ناشی از ویروسِ کرونا به کار و صنعت بازگردد منجر به استفاده از این حربه‌ی قدیمی شده است: دست‌کاری کردنِ داده‌ها به منظورِ نمایش آن‌چه مسئولانِ عالی‌رتبه مایل هستند ببینند. این پدیده در استان ژیجیانگ، مرکزی صنعتی در ساحلِ شرقی چین، در زمینه‌ی استفاده از الکتریسیته در حال اجراست. با استناد به کسانی که به این دست امور آشنایی دارند، در آن‌جا دست کم سه شهر به کاخانه‌های محلی خود بخش‌نامه کرده‌اند که مصرفِ انرژی باید افزایش یابد تا بتوانند از داده‌ها استفاده کرده و نشان دهند که صنایع به کار برگشته‌اند. چنان‌که می‌گویند، این بخش‌نامه‌ها برخی تجارت‌ها را وادار کرده تا علی‌رغم خالی‌بودن کارخانه‌ها ماشین‌آلات را روشن نگه دارند.

می‌توان حدس زد چه اتفاقی روی می‌دهد وقتی که حاکمانِ قدرتمند متوجه این تقلب بشوند: مدیرانِ محلی متهم به خراب‌کاری شده و به شدت مجازات می‌شوند، از این رو دورِ باطلِ بی‌اعتمادی بازتولید می‌شود. در این شرایط به یک جولیان آسانژِ چینی احتیاج داریم تا این پنهان‌کاری در واکنشِ چین به اپیدمی را برای همگان افشا کند. اما اگر منظورم از کمونیسم چیزی شبیه به مدلِ چین نیست پس وقتی می‌گویم کمونیسم از چه چیزی حرف می‌زنم؟ برای فهمیدن این موضوع فقط می‌بایست بیانیه‌ی اخیر عمومیِ سازمانِ بهداشت جهانی را مطالعه کنیم که می‌گوید:

دکتر تِدروس آدهانوم، دبیر کلِ سازمانِ بهداشتِ جهانی، گفت اگرچه مسئولینِ سلامتِ عمومی در سراسرِ جهان توانایی مبارزه‌ی موفق با گسترشِ ویروس را دارند، سازمان بهداشت نگرانی خود را ابراز می‌دارد که در برخی کشورها سطحِ تعهداتِ سیاسی در رابطه با پاندمی با سطحِ تهدید مطابقت ندارد. تدروس گفت: «این حادثه یک تمرینِ آزمایشی نیست و وقتی برای انصراف‌دادن نداریم. اکنون وقتِ بهانه‌تراشی نیست بلکه وقت آن است که هرکاری از دست‌مان بر می‌آید انجام دهیم. کشورها دهه‌هاست که برای سناریو‌هایی مثل این برنامه‌ریزی کرده‌اند. اکنون وقتش است این برنامه‌ها را اجرا کنیم، این اپیدمی را می‌توان مهار کرد، ولی تنها با فعالیتِ جمعی و کلکتیو و با رویکردی سراسری و هماهنگ که تمامِ دستگاهِ حکومت‌ها را درگیر کند.»

می‌توانیم اضافه کنیم که این رویکردِ سراسری باید کاملاً فراسوی دستگاه هر یک از حکومت‌ها حرکت کند و باید شاملِ بسیجِ مردم بیرون از کنترلِ دولتی و نیز همکاری و هماهنگیِ موثرِ بین‌المللی و انترناسیونال باشد. اگر قرار باشد هزاران نفر بستری شده و دارایِ مشکلاتِ تنفسی باشند، به تعداد روزافزونی از دستگاه‌های تنفسی احتیاج خواهد بود، و برای فراهم آوردنِ آن، دولت می‌بایست مستقیماً در این موضوعات رفتاری مشابه با وضعیتِ جنگی داشته باشد که مثلاً در آن وضعیت به هزاران اسلحه احتیاج است2) و در این باره همکاری با دیگر دولت‌ها نیز ضروری خواهد بود.

همان‌طور که در یک پیکارِ نظامی باید اطلاعات بینِ همه به اشتراک گذاشته شود و برنامه‌ها کاملاً هماهنگ باشد، در این‌جا نیز باید اطلاعاتِ مربوط به بیماری و درمان در اختیار همه قرار بگیرد. این همان چیزی بود که از «کمونیسم» در جهانِ امروز مراد می‌کنم، همان‌طور که ویل هیوتن بیان می‌کند:

اکنون یک شکل از سازماندهیِ بازارِ آزاد و بی‌نظم با گرایشِ ذاتی به بحران‌‌ها و پاندمی‌ها یقیناً در حالت احتضار است. ولی شکل دیگری از سازماندهی در حال ظهور است که تقدمِ کنش‌های جمعی مستند و وابستگیِ متقابل را به رسمیت می‌شناسد.

ضرورتِ همکاری و هماهنگی جهانی

البته هنوز نظرگاهی که می‌گوید «هر کشوری برای خودش» غلبه دارد:
با وجود کشورهایی که تنها به تحلیلِ محدود خودشان از بحرانِ کمبودهای محلی و رویکردهای بدوی و آشفته برای کنترلِ مشکلات اتکا می‌کنند، ممنوعیت‌های ملی برای صادراتِ محصولات کلیدی مانند لوازمِ پزشکی هنوز وجود دارند.

اپیدمی ویروس کرونا فقط نشانه‌ای دال بر محدودیت‌های جهانی‌سازیِ بازار نیست، بلکه هم‌چنین خبر از محدودیت‌های حتی مرگبارترِ پوپولیسمِ ناسیونالیستی می‌دهد که روی حاکمیتِ تماماً دولتی اصرار می‌ورزد: دیگر دوره‌ی «اول آمریکا ! (یا هر کشور دیگری)» گذشته به این دلیل خیلی ساده که نجاتِ آمریکا تنها در گرو همکاری و هماهنگیِ بین‌المللی‌ست. این‌جا اصلاً خوش‌بین و یوتوپیایی نیستم، و توقع ندارم که شاهدِ یک همبستگیِ ایدئال بینِ همه‌ی مردم باشیم _ درست برعکس، این بحران به روشنی نشان می‌دهد که چقدر هماهنگی و همبستگیِ جهانی برای بقایِ هر کدام از ما ضروری‌ست و تا چه اندازه به طرز غیر قابل انتظاری تنها کارِ عاقلانه و حتی خودخواهانه نیز همین همبستگیِ انترناسیونال است.

این موضوع فقط به ویروس کرونا محدود نمی‌شود: خودِ چین چند ماه پیش درگیر بیماری آنفولانزای خوکی سختی بود، و همین الان هم حمله‌ی ملخ‌ها به محصولاتِ کشاورزی چین را تهدید می‌کند. همان‌طور که اوون جونز اشاره کرد، بحرانِ تغییراتِ آب و هوایی تعداد بیش‌تری را در سراسر جهان خواهد کشت تا ویروسِ کرونا، ولی هیچ‌کس در مورد آن وحشت (پانیک) نمی‌کند.

از نقطه نظرِ حیات‌گرایی کلبی‌مسلکانه، وسوسه می‌شویم تا ویروس کرونا را هم‌چون عفونتی سودمند ببینیم که به بشریت اجازه می‌دهد تا از شرِ افرادِ پیر، ضعیف و بیمار خلاص شود، مثلِ هرس کردنِ علف‌های هرز نیمه فاسد که باعث می‌شود گیاهانِ سالم‌تر و جوان‌تر شکوفه بزنند، و در نتیجه این عفونت به سلامتِ جهانی کمک می‌کند. رویکردِ کمونیستی که از آن دفاع می‌کنم یگانه راهِ نجات برای عبور از چنین نظرگاهِ عقب‌مانده‌ای است. نشانه‌های کم شدنِ این همبستگی بدون قید و شرط را همین حالا می‌توان در مجادلاتی که شکل گرفته تشخیص داد. به عنوان نمونه در نوشته‌ی زیر به نقشِ «سه مردِ خردمند»3) در قوانین بریتانیا و در صورتی که اپیدمی ابعاد فاجعه باری به خود بگیرد توجه کنید:

پزشکانِ عالی‌رتبه هشدار دادند ممکن است بیمارانِ تحت پوشش بیمه‌ی سلامتِ عمومی4) طی وخامتِ شیوعِ ویروس کرونا در صورتی که واحد‌های مربوط به مراقب‌های شدید نتوانند از عهده‌ی مشکل برآیند از خدماتِ ویژه‌ی نجات محروم شوند. تحتِ پروتکلی موسوم به «سه مردِ خردمند»، سه مشاورِ عالی‌رتبه در هر بیمارستان باید درباره‌ی سهمیه‌بندیِ خدمات و تجهیزاتی هم‌چون دستگاه‌های تنفس و تخت‌های مراقبت در مواردی که بیمارستان‌ها مملو از بیمار می‌شوند دست به تصمیم بزنند.»

خب این «سه مردِ خردمند» به کدام عیار و معیار‌ها متوسل می‌شوند؟ قربانی‌کردنِ افرادِ ضعیف و پیر؟ و آیا خود این عمل راه را برای فساد‌های گسترده‌تر هموار نمی‌کند؟ آیا چنین رویه‌هایی خبر از این نمی‌دهند که داریم خودمان را برای اعمالِ منطقِ وحشیانه‌ی بقایِ اصلح آماده می‌کنیم؟ خب باز هم با همان انتخاب روبرو می‌شویم: بربریت یا خلقِ مجددِ گونه‌ای کمونیسم.
۱۷ تير ۹۹ - ۱۳:۴۵
گزارشی از زندان محكومان مالی تهران بزرگ

شهر محکومان؛ از هتل حسین هدایتی تا کف‌خوابی دزد ۵۰فال گردو

شهر محکومان؛ از هتل حسین هدایتی تا کف‌خوابی دزد ۵۰فال گردو
به گزارش اسکان نیوز به نقل از اعتماد، طبق آيين‌نامه زندان، هر زنداني بايد تخت داشته باشد اما تراكم زنداني در زندان تهران بزرگ آنقدر بالاست كه مجموع تخت‌ها، حتي به تعداد ريش سفيدهاي واحدها هم نيست و سواي قانون نانوشته‌اي كه مي‌گويد زنداني تازه وارد؛ غير از «خواص»، بايد تا زمان آب‌بندي شدن در اتمسفر زندان، كف نمازخانه يا سالن مجاور دستشويي‌ها بخوابد، تعداد «كف‌خواب‌ها» در راهروهاي باريك هر سلول و سالن مجاور دستشويي‌ها و نمازخانه هر واحد، گاهي به 200 نفر هم مي‌رسد.

 اين 200 نفر، محكومند شب‌ها «كتابي» بخوابند و تا طلوع و زنگ بيداري، جرات بلند شدن براي قضاي حاجت هم ندارند چون به محض برخاستن، همان مساحت 30 سانت در يك متري هم كه نصيب‌شان شده را از دست مي‌دهند و بايد تا صبح، «ايستاده» خواب بروند.

 «دلالي تخت» در تمام واحدهاي زندان، يك پديده رايج است. غير از زندانيان سرشناس كه قبل از ورود، تخت و اتاق‌شان جانمايي شده و مهياست، باقي زندانيان تازه‌وارد؛ به شرط تمكن، براي اجاره و رهن و خريد تخت، بايد با «دلال تخت» وارد مذاكره شوند. سرگروه دلالان تخت در هر واحد، وكيل‌بند است؛ نرخ كلي وديعه تخت، 4 ميليون تومان است كه از اين رقم، يك ميليون تومان سهم دلال تخت است و 3 ميليون تومان، سهم صاحب اصلي تخت. اجاره تخت، هفته‌اي 400 هزار تومان است

پول داشته باشي، اينجا مشروب هست، مواد مخدر هست، گوشي تلفن همراهم هست. تلفن همراه تو زندان ممنوعه ولي هر گوشي تلفن اينجا 15 ميليون تومن خريد و فروش ميشه. پولداراي زندان، گماشته دارن، غذاي خوب دارن، گوشت لخم سفارش مي‌دن، ميوه دست‌چين و صيفي‌جات درجه يك سفارش ميدن، آشپز ويژه دارن.

حسين هدايتي توي واحد سرقت و شرارته. براي واحد، فرش و يخچال و تلويزيون خريده، سالن واحد رو آذين‌بندي كرده. وقتي ميره حموم، 16 تا كابين حموم خالي ميشه. هر روز هم ملاقات شرعي داره در حالي كه اينجا ملاقات شرعي براي زنداني ماهي يه باره.

رانت و باندبازي و رابطه خوب داشته باشي و پول خرج كني، اينجا راحت زندگي مي‌كني، وگرنه محكومي به فنا. حدود 6 هزار تا زنداني تو زندانن كه توان رد مال ندارن. اينجا آدمايي هستن كه به جرم سرقت 50 فال گردو، سرقت يه بسته دوغ، سرقت يه جاكفشي، واسه 500 هزار تومن رد مال، افتادن زندان.

اينا، فقراي زندانن. همونايي كه اول كه وارد زندان ميشن، درخواست ميدن شهردار بند بشن؛ شهردار، اينجا، يعني نظافت چي. اول صبح، سالن واحد رو جارو مي‌كشن و حموم و دستشويي‌ها رو مي‌شورن، مزدشونم، با سيگار حساب ميشه. هر زنداني بايد هفته‌اي يه پاكت سيگار بده بابت مزد شهردار. خرج ماهانه زنداني، بايد از پولي كه خانواده‌اش براش واريز مي‌كنه تامين بشه.

حداقل ماهي يه تومن اينجا خرج داري. خانواده اينا، هيچ تواني نداره كه براشون پول واريز كنه. ولي مي‌دوني؟ واسه همه ما، چه اون حسين هدايتي، چه اون جاعل و اون كيف قاپ، واسه همه مون، زندان، يه معني داره... زندانه.»

هزينه پست نامه توي واحد خدمات و اشتغال، 8هزار و 300تومن، توي واحد 1، 15هزار قرص ب2 (بوپرونورفين) 50هزار، هر گرم شيشه، 120هزار، هر گرم حشيش 220هزار، هر گرم هرويين 250هزار، هر گرم ترياك 200هزار، يك پاكت سيگار وينستون، 20هزار، يك پاكت سيگار كنت 10هزار، يك پاكت سيگار بهمن 7هزار، توپ فوتبال 100هزار، توپ واليبال 50هزار، تور ورزشي 250هزار تومن...

تورم در زندان، هيچ شاخصي ندارد. شاخص نرخ هر امكان و هر خدمت در زندان را، اتاق فكر هر واحد تعيين مي‌كند؛ اتاق فكري دور از چشم مسوولان زندان، پركار و با جلسات مستمر كه مثل شوراي يك شهر، براي نفس كشيدن هر زنداني، براي خلوت و استقلال 1.5متري هر زنداني، براي زنده ماندن هر زنداني در اين وسعت 110هكتاري فراموش شده كنج شهر تهران، تصميم مي‌گيرد. فساد و زورمداري و گردن كلفتي در زندان هم در همين اتاق فكر مجوز مي‌گيرد.

هر واحد، روزي يه ميليون تومن خرج داره. معروفه به خرج زير 8. وكيل بند، براي جور كردن اين رقم، علاوه بر اينكه از هر زنداني سهم مي‌گيره، بايد توي سالن مواد بفروشه تا روزي يه ميليون تومن جمع بشه...

پولدارا، همون اول كه وارد ميشن، فرش و يخچال و تلويزيون براي واحد مي‌خرن كه يا وكيل بند بشن، يا توي بند، امكانات و امتياز ويژه بگيرن.