کارشناس ارشد خاک وآب در گفت وگو با اسکان نیوز عنوان کرد:

رد بوتولیسم به عنوان علت مرگ پرندگان میانکاله

رد بوتولیسم به عنوان علت مرگ پرندگان میانکاله
طی چند ماه گذشته، ده ها هزار پرنده در میانکاله تلف شدند و مرگ ومیر آنها که همچنان ادامه دارد در میان غوغای پاندمی ویروس کرونا گم شد. هر چند دامپزشکی علت مرگ را تولید "سم بوتولیسم" در اثر باتلاقی بودن تالاب و راکد بودن آب آن اعلام کرد؛ اما برخی کارشناسان معتقدند این دلیل نمی تواند علمی باشد.
پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸
ساعت ۱۵:۰۰
کد مطلب: ۲۶۱۰۵
Share
اسکان نيوز- الهه موسوی: بنابر آخرین گزارش منتشر شده از سوی "سازمان دامپزشکی کشور" که متولی تشخیص عامل مرگ و میر پرندگان در تالاب بین المللی میانکاله است، "سم بوتولینیوم" و ابتلای پرندگان به بوتولیسم به عنوان عامل مرگ و میر بیش از 20هزار قطعه پرنده مهاجر معرفی شد. اما بسیاری از متخصصان همچنان بر این باور هستند که این برداشت عجولانه و غیرعلمی بوده است؛ نکته ای که در نخستین گزارش "کمیته مشورتی تلفات پرندگان میانکاله" نیز بر آن تکیه شده است. حالا یک کارشناس ارشد خاک وآب در گفت وگو با اسکان، درباره سم بوتولیسم و شرایط شکل گیری آن و نیز شرایط مطلوب برای تولید این سم از دیدگاه علمی، نظرات خود را طرح کرده است.

حنیف رضا گلزار کارشناس ارشد خاک وآب درباره حادثه مرگ دسته جمعی پرندگان تالاب میانکاله و علتی که از سوی سازمان دامپزشکی اعلام شده به اسکان گفت:« این که گفته می شود به دلیل خشک شدن تالاب، بوتولیسم شیوع پیدا کرده نظر درستی نیست و اگر قرار است بر اساس اظهارات سازمان دامپزشکی کشور در محیط تالابی و ماندابی که آب راکد است سم بوتولینیوم تولید شود اتفاقا شرایط برای تولید گسترده این سم در زمان پرآبی تالاب که شرایط بی هوازی کامل را داریم و پتانسیل ریداکس خاک کمترین مقدار است بیشتر خواهد بود و با کاهش مقدار آب، احتمال تولید این سم نیز کاهش می یابد.»

او در ادامه با تاکید بر اینکه خشک شدن بخش های غربی تالاب و کاهش سطح آب، ارتباطی با تولید بوتولینیوم ندارد گفت:« تلاش هایی صورت می گیرد تا تولید سم بوتولینیوم را به عنوان عامل اصلی مرگ و میر پرندگان میانکاله و به عنوان نتیجه طبیعی کاهش سطح آب یا خشکیدن بخش هایی از تالاب میانکاله مرتبط کند؛ اگرچه خشکیدن بیش از 25 درصد از پهنه تالاب میانکاله پیامدهای زیان باری از جمله تولید هزاران هکتار کانون ریزگرد نمکی را به دنبال دارد؛ اما پیوند این مساله با علت مرگ و میر پرندگان توجیه موفقی نداشته است.»

این کارشناس ارشد خاک وآب همچنین گفت:« ارتباط بین خشک شدن بخش های غربی تالاب با تولید سم بوتولینیوم توجیه و مبنای علمی ندارد؛ کلستریدیوم های مولد بوتولینیوم، بی هوازی اجباری هستند و از سوی دیگر هر متخصص خاک شناسی، این مساله را تایید می کند که با کاهش آب در خاک، غلظت اکسیژن در خاک افزایش می یابد. یعنی همیشه بین درصد رطوبت خاک با مقدار هوا یا اکسیژن در خاک، رابطه معکوس برقرار است. وقتی مقدار آبِ خاک، کاهش می یابد مقدار هوا و اکسیژن در خاک بیشتر شده و شرایط برای فعالیت باکتری های مولد سم بوتولینیوم از بین می رود.

این قاعده علمی به ما می گوید که اگر قرار باشد بر اساس اظهارات "سازمان دامپزشکی کشور" در محیط تالابی و ماندابی که آب راکد است، سم بوتولینیوم تولید شود اتفاقا شرایط برای تولید گسترده این سم در زمان پرآبی تالاب که شرایط بی هوازی کامل را داریم و پتانسیل ریداکس خاک، کمترین مقدار است بیشتر خواهد بود و با کاهش مقدار آب، احتمال تولید این سم کاهش می یابد. بنابراین، اینکه گفته می شود به دلیل خشک شدن بخش هایی از تالاب، بوتولیسم شیوع پیدا کرده نظر درستی نیست.»

گلزار در ادامه با اشاره به این نکته که پیش ماده لازم برای تولید سم بوتولینیوم برای طبیعت بسیار گران تمام می شود گفت:« تولید سم بوتولینیوم در تالاب ها، فرایندی عادی و همیشگی نیست. تولید این سم مهلک، نیازمند "سوبسترا" یا پیش ماده پروتئینی است. مواد پروتئینی از جمله پلیمرهای گران قیمت و ارزشمند طبیعت به شمار می روند؛ چرا که به لحاظ بیوشیمیایی، تبدیل یک اتم نیتروژن به اسید آمینه و سپس پروتئین، فرایندی بسیار پیچیده و زمان بر است و این طور نیست که ترکیبات پروتئینی و یا حتی اسیدهای آمینه مازاد، در کف تالاب میانکاله به وفور انباشته شده باشد تا به عنوان پیش ماده لازم برای تولید این سم مهلک مصرف شود. تالاب میانکاله بر خلاف تالاب انزلی، به دلیل شوری نسبی آب، پوشش گیاهی قوی ندارد و این یعنی تولید و انباشت بقایای گیاهی و مواد آلی محتوی نیتروژن در این تالاب بسیار اندک است.»

او نتیجه می گیرد:« بنابراین با لحاظ کردن دو فاکتور افزایش پتانسیل ریداکس و ایجاد شرایط هوازی ناشی از خشکی، به ویژه در نواحی غربی تالاب که کانون اولیه این مرگ و میر بوده و همچنین فراهم نبودن غلظت های فراوان مواد پروتئینی در بستر تالاب، می توان به این جمع بندی رسید که تولید بوتولینیوم به عنوان یکی از پیامدهای خشکیدن بخش های غربی تالاب میانکاله به لحاظ مسایل مرتبط با شیمی، بیوشیمی و میکروبیولوژی خاک، قویا رد می شود و نمی توان قاطعانه از آن دفاع کرد.»

این کارشناس ارشد خاک وآب در ادامه گفت:« تولید و پایداری بوتولینیوم در همه آب های راکد، مبنای علمی ندارد و امکان تولید بوتولینیوم در شرایط ماندابی فراهم است؛ مشروط بر آنکه سوبسترای اولیه فراهم باشد. برای مثال بین سال های 1978 تا 2008 بیش از 13 مورد آلودگی تالاب ها با این سم در اسپانیا گزارش شده است ولی باید دید شرایط در تالاب های مذکور چطور بوده که چنین پدیده ای به کرات در آنجا رخ داده است.»

گلزار افزود:« اگر بر اساس اظهارات سازمان دامپزشکی در همه منابع آبی راکد، امکان تولید گسترده و پایدار سم بوتولینیوم و آلودگی آب و پوشش گیاهی تالابی با این سم وجود داشته باشد، طبیعتا نباید شاهد هیچ گونه حیاتی در تالاب های کره زمین می بودیم. این در حالی است که تالاب ها و مرداب ها یکی از کانون های تنوع زیستی به شمار می روند. اگر نظریه تولید پایدار بوتولینیوم در آب های راکد و آلودگی آب و پوشش گیاهی با سم بوتولینیوم قاعده ای کلی بود، قاعدتا تمام شالیزارهای جهان باید به کانون تولید این سم تبدیل می شدند و محصول برنج به یک ماده سمی و کشنده تبدیل می شد.

این در حالی است که نه تنها در برنج آلودگی با این سم وجود ندارد بلکه در سال های گذشته شاهد اجرای طرح هایی برای پرورش پرندگان آبزی مانند اردک و حتی پرورش انواع ماهیان گرمابی در شالیزارهای شمال کشور بوده ایم. بنابراین تولید این سم در تالاب ها می تواند تحت شرایط خاص و به شکل موردی رخ دهد؛ آنهم در شرایطی که بیوماس تولیدی بالا باشد. تالاب میانکاله به دلیل شوری آب، توان تولید بیوماس بالایی ندارد و همین مساله درصد و احتمال تولید انبوه این سم را در این تالاب بسیار ضعیف می سازد.»
چرا صرفا امسال؟!

او همچنین با بیان این پرسش که چرا تنها امسال شاهد این ماجرا بوده ایم گفت:« اگر سازمان دامپزشکی همچنان روی نقش بوتولینیوم پافشاری می کند باید توضیح دهد که چرا صرفا در سال جاری شاهد آلودگی میانکاله با این سم بوده ایم؟ باید مشخص شود که چه اتفاق یا دخالت جدیدی در تالاب رخ داده که روال خود پالایی طبیعی آن از بین رفته و کلستریدیوم ها موفق به مسومیت انبوه و چند ده کیلومتری نوار ساحلی تالاب شده اند؟ چرا بوتولیسم در میانکاله تنها پرندگان را درگیرکرده؟ چرا هیچ گونه ای از ماهی ها یا مارهای آبی دچار مسومیت نشده اند؟ نمی شود که بوتولینیوم گزینشی عمل کند.»

کارشناس ارشد خاک وآب در ادامه با تاکید بر اینکه الگوی گسترش مرگ و میر پرندگان میانکاله مبهم و نامفهوم است، امکان شیوع بوتولیسم را در تالاب رد می کند و می گوید:« الگوی گسترش این مرگ و میر طی یک ماه گذشته و از منطقه غرب به شرق سواحل جنوبی تالاب است. پرسش این است که چرا مرگ و میر پرندگان، ابتدا از غرب تالاب و در سواحل بهشهر آغاز شده و با اختلاف زمانی چند هفته ای به سمت شرق و در سواحل گلوگاه، نوکنده، بندرگز و بندر ترکمن ادامه یافته است؟ نکته قابل توجه این است که در تالاب میانکاله از سمت غرب به سمت شرق عمق آب بیشتر می شود. این یعنی اینکه در مناطق شرقی و پرآب تر به دلیل منفی تر بودن پتانسیل ریداکس، امکان فعالیت کلستریدیوم ها خیلی بیشتر از نواحی غربی در حال خشک شدن است. به بیان دیگر حتی اگر نظریه "تولید و پایداری بوتولینیوم در شرایط ماندابیِ تالاب" درست باشد، این اتفاق باید از سمت شرق تالاب که سطح آب بالاتر و امکان ایجاد شرایط بی هوازیِ مناسب فعالیت کلستریدیوم ها بیشتر و قوی تر بوده آغاز و به سمت غرب تالاب که سطح آب کمتر و امکان نفوذ اکسیژن در بستر تالاب بیشتر است پیش می آمد؛ ولی اکنون، فاجعه مسیر متضادی را طی کرده است.»

او افزود:« پرسش دیگر اینکه چرا مرگ و میر پرندگان در نیمه جنوبی تالاب که امکان دسترسی عمومی به آن بیشتر است آغازشده است؟ مگر باکتری های مولد بوتولینیوم (در صورت فرض صحت نقش کلستریدیوم ها)، برای فعالیت خود محدودیت شمالی-جنوبی قایل هستند؟ در ساحل شمالی تالاب میانکاله، شرایط دقیقا مشابه ساحل جنوبی است؛ یعنی در ساحل شمالی تالاب هم کاهش سطح آب و پسرفت تالاب کاملا مشابه ساحل جنوبی مشهود است و در سواحل شمالی تالاب هم شرایط ماندابی و آب راکد را داریم؛ اما آیا گزارشی از مرگ و میر پرندگان در ساحل شمالی نیز وجود دارد؟»

چرا فقط تالاب میانکاله و چرا از غرب به شرق؟!

کارشناس ارشد خاک وآب با این پرسش که "آیا بوتولینیوم باید تنها در تالاب میانکاله تولید شود" گفت:« مجددا یادآور می شوم که اگر قرار بود بوتولیسم عامل این قتل عام باشد، این اتفاق باید در سال های گذشته هم در این تالاب رخ می داد. روند گسترش مرگ و میر پرندگان نباید تدریجا از غرب به شرق تالاب ادامه می یافت، بلکه باید از شرق تالاب آغاز و به سمت غرب پیش می رفت و در نیمه شمالی و مرکزی تالاب هم باید شاهد روندی مشابه می بودیم.»

گلزار افزود:« مهم تر از همه آنکه در دیگر تالاب های کشور هم باید هر ساله شاهد چنین مرگ و میر های گسترده ای می بودیم. در تالاب انزلی، طشت، بختگان، هامون، گمیشان، آلاگل-آلماگل-آجی گل و ده ها تالاب در حال خشک شدن کشور باید شاهد اینگونه مرگ و میرهای گسترده بودیم. مخصوصا در انزلی که بیوماس تولیدی، بسیار بیشتر از تالاب میانکاله است. در حالی که چنین نبوده است. بنابراین تمرکز بر روی بوتولینیوم به عنوان عامل مرگ ومیر پرندگان مهاجر تالاب میانکاله، فاقد بنیان و ریشه علمی قابل توجیه و حتی تجربی است.

قرنطینه تالاب میانکاله

کارشناس ارشد خاک وآب درباره مفهوم و کارکرد قرنطینه میانکاله و اینکه آیا این کار می تواند مشکلات پرندگان این تالاب را حل کند گفت:« مساله دیگر نحوه مواجهه با این مساله است. مدتی است که سازمان دامپزشکی، منطقه میانکاله را قرنطینه اعلام کرده است. معمولا قرنطینه برای مناطقی که به عنوان کانون عامل بیماریزا از جمله باکتری یا ویروس شناخته شده باشند اعلام می شود.

اگر فرضیه اعلام شده مبنی بر تولید بوتولینیوم و سپس تغذیه پرندگان از مواد غذایی آلوده به این سم قابل پذیرش باشد، نیازی به قرنطینه منطقه نیست؛ چرا که سازمان دامپزشکی خود اعلام کرده که تیپ بوتولیسم شناسایی شده قابلیت انتقال به انسان را ندارد. اینکه این قرنطینه چه هدف و کارکردی دارد همانند منشا این مرگ و میر گسترده مشخص نیست و ابهامات موجود را بیشتر کرده است. ضمن اینکه قرنطینه در صورت اجرایی شدن هم نمی تواند موفقیت و دستاوردی داشته باشد؛ مگر آنکه منشا این مرگ ومیر دسته جمعی عامل دیگری باشد که بیان نمی شود.»

او تاکید کرد:« در پناهگاه حیات وحش میانکاله ده ها واحد دامداری سنتی وجود دارد و دامداران مجبورند تا شیر گاومیش ها را برای فروش به شهر بیاورند و ملزومات مورد نیاز واحدهای دامداری را تامین کنند. همچنین صدها صیاد در ساحل دریا و در محدوده "پناهگاه" در قالب ده ها شرکت تعاونی صیادی مشغول صید ماهی از دریا هستند که ناگزیرند به شهرها رفت وآمد کنند.

به هر حال با توجه به شرایط و واقعیات موجود، ترددهایی بین پناهگاه حیات وحش میانکاله و محیط خارج از آن وجود دارد و این، با تعریف قرنطینه در تعارض است. با این شرایط قرنطینه میانکاله چه مفهومی داشته و چه هدفی را دنبال می کند و چگونه قابلیت اجرایی دارد پرسش هایی است که خوب است به آنها پاسخ داده شد. به نظر می رسد قرنطینه بیشتر جنبه نمادین و شعاری دارد تا عمل و حتی اگر نظر دامپزشکی مبنی بر شیوع بوتولیسم درست باشد پرسش اینجاست که قرنطینه منطقه چه کمکی به جلوگیری از تولید سم بوتولینیوم در تالاب می کند؟»

گلزار تاکید کرد:« شاید هدف از این قرنطینه جلوگیری از برخی اقدامات سودجویانه برای فروش لاشه پرندگان در بازارها باشد. اگر چنین باشد این موضوع تنها با استقرار دایمی و شبانه روزی "یگان حفاظت پناهگاه حیات وحش میانکاله" و "نیروی انتظامی" در طول نوار ساحلی جنوبی که مشرف به شهرها و روستاهای منطقه است ممکن خواهد بود و صرفا اعلام قرنطینه به واسطه بخش نامه ها کارایی لازم را نخواهد داشت.»

راهکار مواجهه با فاجعه

کارشناس ارشد خاک وآب در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال مسموم کردن تالاب توسط شکارچیان درست است گفت:« من به شخصه نمی توانم مسموم کردن آب تالاب و عامل انسانی را در این مورد تایید یا رد کنم؛ اگرچه سوابق واکنش های جوامع محلی حاشیه این تالاب به برخی محدودیت های اعمال شده "یگان حفاظت پناهگاه" و در نتیجه اقدامات انتقام جویانه ناشی از این محدودیت ها را هم نباید دست کم گرفت؛ اما به عنوان یک انسان، نمی توانم بپذیرم که برای مثال شکارچی های منطقه آنقدر سنگ دل و بی رحم شده باشند که صدها لیتر سم را وارد تالاب کنند و صرفا با هدف انتقام از یگان حفاظت محیط زیست، چنین فاجعه ای را خلق کنند.

اگر فرضیه مسموم کردن آب توسط شکارچی ها درست باشد این اقدام به ضرر خود آنها هم تمام خواهد شد؛ چرا که قطعا هزاران قطعه از این پرندگان که هنوز زنده مانده اند، درصدی از این سم را برای سال ها در بدن خود ذخیره خواهند کرد و در صورت شکار و مصرف گوشت آنها حتی در سال های آینده این سم وارد بدن خود شکارچیان هم خواهد شد.»

او گفت:« فراموش نکنیم که نمی توان از عموم مردم به ویژه در شرایط فشار اقتصادی و بیکاری و فقر انتظار داشت که همانند کنشگران حوزه محیط زیست یا مدیران و دست اندرکاران این حوزه با مسایل برخورد کنند. ضرورت تامین کنترل شده دست کم بخشی از نیازهای ضروری جوامع محلی از منابع موجود تا زمانی که شرایط اقتصادی پایداری نداریم نباید مورد غفلت واقع شود. البته این نظر هرگز به معنای تایید یا تشویق به شکار یا صید یا زمین خواری در این منطقه نیست. وظیفه سازمان حفاظت محیط زیست است که برخورد علمی و منطقی بازدارنده را جایگزین اقدامات قهری کند. همکاری و همزیستی با جوامع محلی حاشیه مناطق تحت حفاظت مساله ای تخصصی است و انتظار می رود این رویه مورد توجه جدی قرار گیرد.»

گلزار با تاکید بر بیان حقایق و درخواست کمک از جوامع محلی به عنوان بهترین راهکار حل بحران تالاب میانکاله گفت:« بهترین روش، بیان حقایق و درخواست کمک از مردم، به ویژه جوامع محلی حاشیه تالاب است. چندی پیش شاهد سخنرانی معاون اداره کل حفاظت محیط زیست استان مازندران بودیم که می گفت "دلایل این مرگ و میر را می دانیم؛ ولی نمی توانیم بیان کنیم." نامحرم دانستن مردم و پنهانکاری نه تنها دردی را دوا نمی کند بلکه باعث گسترش بحران و لاینحل شدن آن نیز می شود. باید با مردم صداقت داشت.»

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.