بازی دو سر باخت برای شهرداری تهران

احیای میراث قالیباف /عقب‌نشینی از سیاست‌های ضد فساد به بهانه دخل خالی

احیای میراث قالیباف /عقب‌نشینی از سیاست‌های ضد فساد به بهانه دخل خالی
امروز لایحه ای در شورای شهر بررسی می شود که در صورت تصویب، واسطه ها و کارگزاری هایی که به واسطه بخشنامه مهم ضد فساد نجفی بساط شان جمع شده بود دوباره به شهرداری باز می گردند. این بار فساد عمیق تر و ریشه ای تر است زیرا به پیشنهاد شهرداری اشخاصی که در کمیسیون مدیریت منابع و مصارف غیر نقد تایید شوند نیز می توانند به عنوان واسطه وارد معاملات غیر نقد شوند.
يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
ساعت ۰۹:۳۲
کد مطلب: ۱۴۹۵۴
Share
به گزارش اسکان نيوز، هشدارها و نگرانی ها درباره عدم تحقق بودجه غیر نقد در شهرداری به لایحه ای ختم شده که بر اساس آن دوباره کارگزاری ها احیا می شوند و بخشنامه شهردار پیشین تهران هم بی اثر.

 موضوعی که افشانی از روز نخست که بر صندلی شهردار تهران نشست بر آن تاکید کرد. او از همان ابتدا با دو بخشنامه ضد فساد نجفی مخالفت کرد و گفت برای اداره شهر بخشنامه های خود را دارد.

این لایحه پس از دو نطق داغ ازسوی اعضای شورای شهر تهران که آژیر قرمز را برای بودجه غیر نقد به صدا درآورده بودند و گزارش خزانه دار شورا بایک فوریت به شورای شهر ارائه شد و به سرعت در کمیسیون برنامه و بودجه بررسی و به صحن شورای شهر آمد.

بهاره آروین عضو شورای شهر تهران این لایحه را عقب نشینی تاسف باری از اصول سیاست گذاری مبتی بر شفافیت و ضد فساد توصیف می کند.

او معتقد است : آنچه در دوره قبل برای تحقق بودجه غیرنقد منجر به بروز فساد میشد حضور واسطه هایی به نام کارگزاری بود که در لایحه جدید نیز این حضور بدون تغییر حفظ شده و حتی یک گام به عقب هم برداشته شده است.

 آروین در کانال تلگرامی اش درخصوص دلایل مخالفت خود با کلیات این طرح ابتدا به تعریف بودجه غیر نقد می پردازد و می گوید : بودجه غیرنقد چیست؟ شهرداری تهران دارای منابعی است که به قول خودش به صورت بالفعل قابلیت‌ نقدشوندگی نداشته و واریز مبلغ آن به خزانه امکان‌پذیر نیست. این منابع سه دسته است: ۱. املاک شهرداری تهران یا قدرالسهم‌اش از پروژه‌های مشارکتی ۲. املاک کسانی که متقاضی دریافت پروانه ساختمانی هستند اما قادر نیستند همه عوارض صدور پروانه را به صورت نقدی بپردازند و می‌خواهند بخشی از این عوارض را به صورت ملک به شهرداری تهران بدهند، ۳. پروانه ساختمانی به همراه تراکم مجاز و مازاد بر روی املاک.

حالا وقتی شما به عنوان یک طلب‌کار به شهرداری مراجعه می‌کنید (مثلا پیمانکاری هستید که از شهرداری طلب دارید یا مالکی که ملک‌تان در طرح‌های شهرداری بوده و شهرداری‌ ملک‌تان را تملک کرده اما هنوز با شما تسویه حساب نکرده است و...) شهرداری پول نقد برای پرداخت به شما ندارد اما حاضر است یکی از سه دسته منابع بالا را به جای طلب‌تان با شما "تهاتر" کند. مثلا به شما می‌گوید من فی‌الحال پول ندارم اما اگر تو ملکی داری که می‌خواهی برایش پروانه بگیری، بیا من با صدور تاییدیه الکترونیکی یا همان هولوگرام، طلبت را با آن عوارض صدور پروانه و تراکم مجاز و مازاد بر روی ملکت، تهاتر می‌کنم. خب نقش کارگزار در این فرآیند چیست؟

آروین تاکید می کند که  در لایحه «دستورالعمل اجرایی منابع و مصارف غیرنقد» شهرداری تهران برای استفاده از این منابع غیرنقد درجهت تسویه بدهی‌هایش، نیازمند واسطه‌ای به نام کارگزار است که بیاید این منابع غیرنقد را بگیرد و از آن‌طرف بدهی‌های شهرداری به طلبکارانش را به صورت نقد و غیرنقد تسویه کند. درواقع قضیه به صورت ساده شده این است که شهرداری در استفاده از منابع غیرنقد برای پرداخت بدهی‌هایش به طلب‌کاران، هم دارای محدودیت‌های قانونی است (مثلا قانونا نمی‌تواند از کسانی‌که می‌خواهند پروانه بگیرند ولی توان پرداخت نقدی ندارند و می‌خواهند بخشی از عوارض را به صورت غیرنقدی بدهند، ملک بگیرد) و هم باتوجه به تعدد طلب‌کاران، چنین تسویه‌ مطالبات غیرنقدی دارای پیچیدگی و چانه‌زنی‌های بسیار و تمام‌نشدنی است. لذا شهرداری برایش آسانتر است منابع غیرنقدش را بدهد دست واسطه‌ای به نام کارگزار و برای حساب و کتاب اینکه چقدر داده و چقدر بدهی‌هایش با طلبکاران تسویه شده، صرفا با چند کارگزار محدود طرف باشد. خب مشکل کجاست؟
 
بازی برد برد تعریف نشده است
 
انتقادی که این عضو شورای شهر تهران به این لایحه دارد این است که برخلاف ظاهرش، بازی برد برد طراحی نشده است بدین‌معناکه بیشینه شدن منافع کارگزار در تعارض با بیشینه شدن منافع شهرداری و طلب‌کار شهرداری است چراکه نفع کارگزار وقتی حداکثر می‌شود که منابع غیرنقد شهرداری را با برآوردی هرچه کمتر بپذیرد و از آن طرف در پرداخت به طلب‌کار شهرداری، میزان پرداختی را تاحد امکان کاهش دهد. لذا این بازی برای شهرداری تهران بازی دو سر باخت است، هم وقتی کارگزار املاک شهرداری یا املاک مودیان شهرداری (همان کسانی‌که توانایی پرداخت عوارض صدور پروانه و تراکم مجاز و مازاد را ندارند و می‌خواهند بخشی از عوارض را به صورت غیرنقدی و در قالب ملک به شهرداری پرداخت کنند) به ثمن بخس برمی‌دارد ضرر می‌کند و هم زمانی‌که کارگزار، طلب‌کاران از جمله پیمانکاران را به مرگ می‌گیرد تا در ازای اقرار به تسویه کامل بدهی‌شان، به دریافت املاک بنجل خود کارگزار یا دریافت نقدی بخش ناچیزی از طلب‌شان راضی شوند، باز هم شهرداری تهران ضرر می‌کند چون به هرحال پیمانکاری که فکر می‌کند حق‌اش در این میان خورده شده، به انحای مختلف از کار کم می‌گذارد و همین است که پروژه‌های شهرداری تهران چندین برابر قیمت واقعی‌شان هزینه برمی‌دارند.
 
مزایده برای کشف قیمت های واقعی
 
  پیشنهاد جایگزینی نیز وجود دارد که به نظر می آید چندان مورد قبول طراحان این لایحه نیست  اما  به حذف حضور انحصاری واسطه‌ها ختم می شود و  می‌تواند هم شفافیت را محقق کند، هم چرخه فساد را منحل کند و هم مهم‌تر از همه، منافع شهرداری تهران را بیشنیه کند و باعث افزایش کارآیی‌ و اثربخشی در استفاده از منابع غیرنقد شود.
 این عضو شورای شهر تهران با طرح این پرسش که چرا واگذاری املاک و قدرالسهم شهرداری تهران در پروژه‌های مشارکتی باید در توافقاتی غیرشفاف و در اتاق‌های دربسته با کارگزاران اتفاق بیفتد؟ چرا این املاک و قدرالسهم‌ها نباید به مزایده گذاشته شود تا قیمت واقعی آن دربیاید.

طبعا می‌توان برای طلب‌کار شهرداری اولویت یا امتیاز ویژه‌ای در این مزایده قائل شد اما تنها در صورتی‌که طلب‌کار در مزایده برنده شد، طلبش با ملک مربوطه یا قدرالسهم پروژه مشارکتی به مزایده گذاشته شده، تهاتر شود. در این فرآیند واقعا چه نیازی به واسطه‌ای مثل کارگزار هست که هم بیاید ملک را تاجای ممکن ارزانتر از شهرداری بردارد و تا جای ممکن گرانتر به طلب‌کار شهرداری بدهد تا منفعت خودش را بیشنیه کند. حذف واسطه و واگذاری املاک و قدرالسهم پروژه‌های مشارکتی از طریق مزایده، هم فرآیند را شفاف می‌کند و هم قیمت را واقعی و هم سود شهرداری و طلب‌کارش را بیشینه می‌کند.
 
چرا املاک مشکل دار را واگذار می کنید
 
پاسخ شهرداری به این پیشنهاد این است که همه املاک و قدرالسهم‌ها آن‌قدر‌ها بی‌مشکل و بی‌مساله نیست که بتوان در فرآیند مزایده آن‌ها را واگذار کرد و اصلا به همین دلیل فرآیند تهاتر انجام می‌شود!

آروین می گوید:  روشن است که جواب این نکته در خودش است. یعنی اگر قرار است شهرداری ملکی را که سند ندارد یا معارض دارد و خلاصه ملک مشکل‌داری است به کارگزار بیندازد و او هم به طلب‌کار بیندازد که خب مشکل چنین فرآیندی روشن است و اساسا نباید املاک یا پروژه‌های مشارکتی مشکل‌دار وارد فرآیند تهاتر شود چون حتی اگر توافقی در این مورد صورت گیرد، به واسطه مشکلات حقوقی ملک یا پروژه‌ مذکور، فرآیند وارد دعواهای حقوقی کشدار علیه شهرداری تهران شده که اگر نه در کوتاه‌مدت اما در میان‌مدت و بلندمدت قطعا ضرر و زیان بیشتری از آن نفع اولیه را نصیب شهرداری خواهد کرد.

پیشنهاد ایجاد بازار مجازی برای برد سه جانبه

این عضو شورای شهر باز هم به حضور واسطه های که فساد زا هستند اشاره می کند و می گوید: واقعا در این فرآیند چه نیازی به واسطه‌ای هست که بیاید ملک را تا می‌تواند کمتر از ارزش واقعی‌اش از مودی بگیرد و بعد از آن در جهت منافع خودش حداکثر استفاده را کند. کافی است شهرداری تهران مشابه سایت دیوار، یک سایت بزند برای املاک چنین مودیانی که می‌خواهند بخشی از عوارض صدور پروانه را غیرنقد بپردازند و طلب‌کارانش را به این سایت راهنمایی کند تا اگر تمایل داشتند با این مودیان وارد توافق شوند و در صورت توافق، شهرداری تهاتر میان ملک مودی با طلب طلب‌کار را بر مبنای توافق خودشان ثبت کند.

در این حالت قیمت به شکلی درمی‌آید که منفعت سه طرف درگیر یعنی شهرداری، مودی و طلب‌کار شهرداری در آن بیشنیه شود. چراکه با توجه به رقابتی بودن بازار ایجاد شده و تعدد متقاضیان توافق در مورد ملک، مودی حاضر نمی‌شود ملکش را کمتر از قیمت واقعی واگذار کند و طلب‌کار هم حاضر نمی‌شود ملک را خیلی بیش از قیمت واقعی‌اش بردارد و ارزش ملک در تعادلی‌ترین شکل خود برآورد می‌شود. باز هم مانند مورد قبل، حذف کارگزار از این فرآیند، ارزش منابع غیرنقد شهرداری را بیشتر کرده است و از توافقات غیرشفاف و ناشی از انحصار عملکرد کارگزار هم خبری نیست.

او پیشنهاد دیگری هم برای ذی نفع غیر واخد دارد. آروین توضیح می دهد: شهرداری تهران برای طلب‌کار در صورتی که اصطلاحا ذینفع واحد باشد یعنی ملکی داشته باشد که متقاضی دریافت پروانه برای آن باشد، با صدور تاییدیه الکترونیکی یا همان هولوگرام طلب فرد را با بدهی‌اش بابت عوارض صدور پروانه تهاتر می‌کند. در مورد کارگزاران این تهاتر برای ذینفع غیرواحد هم امکان‌پذیر است یعنی کارگزار می‌تواند ملکی را برای صدور پروانه و تهاتر عوارض آن بابت طلبش معرفی کند که مالکیت آن را در اختیار ندارد. دراینجا هم انحصار کارگزار برای کارسازی ذینفع غیرواحد، منشاء رانتی فسادزا و غیرضروری است.

واقعیت آن است که اگر کارگزار می‌تواند با متقاضی صدور پروانه وارد توافق شود که در ازای دریافت مبلغی کمتر از مبلغ تعیین شده توسط شهرداری، میزان هولوگرام لازم برای دریافت پروانه را در اختیار متقاضی قرار دهد، چرا خود طلب‌کاران بدون واسطه کارگزار وارد چنین توافقاتی با متقاضیان دریافت پروانه نشوند؟ چرا برای چنین توافقی حتما باید پای واسطه‌ای مانند کارگزار به میان کشیده شود که هزینه تنزیل بدهی شهرداری به طلب‌کارانش را به شدت افزایش دهد؟ چرا کارسازی برای ذینفع غیرواحد در مورد همه طلب‌کاران اولویت‌دار شهرداری امکان انجام نداشته باشد؟ تمام کنترل‌هایی که در مورد سطح عملکرد بودجه غیرنقد مناطق و اولویت‌بندی معرفی طلب‌کاران به کارگزاران انجام می‌شود، عینا در مورد در ارتباط قرار گرفتن بی‌واسطه طلب‌کاران با متقاضیان صدور پروانه هم قابل اعمال است. صرفا کافی است طلب‌کار بتواند در ازای طلبش متقاضی صدور پروانه برای ملک خودش یا ملک دیگری که معرفی می‌کند شود و این انحصار رجوع به واسطه‌ها برای کارسازی در مورد ذینفع غیرواحد از بین برود.

واسطه‌ها عامل رانت و فساد

به گفته آروین، حضور واسطه‌هایی مانند کارگزاری نه فقط حاوی رانت و فسادزاست بلکه مهم‌تر از آن باعث هدررفت این منابع و افزایش ضرر و زیان شهرداری از محل عملکرد بودجه غیرنقد است، لذا مخالفت جدی من با کلیات لایحه «دستورالعمل اجرایی مدیریت منابع و مصارف غیرنقد» صرفا مخالفت با سیاست‌گذاری مبتنی بر عدم‌شفافیت و فسادزا نیست، بلکه اتفاقا از منظر کاهش کارایی و اثربخشی در تحقق بودجه غیرنقد است که با کلیات این لایحه مخالفم و معتقدم با حذف کارگزاری‌ها یا دست‌کم از بین بردن انحصار عملکرد آن‌ها در تحقق بودجه غیرنقد، کارایی شهرداری در استفاده از منابع غیرنقدش افزایش خواهد یافت.
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.