ابلاغی سست برای ویرانی

ابلاغ رئیس جمهور برای بافت فرسوده

ابلاغ رئیس جمهور برای بافت فرسوده
محمد باقر نوبخت از ابلاغ طرح برج سازی در بافت فرسوده خبر داد. طرحی که بر مبنای آن سازندگان اقدام به برج سازی و بلندمرتبه در بافت فرسوده نموده و نیمی از واحدها به سازنده و نیمی دیگر به ساکنان تعلق می­‌گیرد. ریشه آنچه این ابلاغ خوانده می­‌شود در نظر رئیس جمهوری در معرفی وزیر راه و شهرسازی به مجلس دهم دانسته شده است که در آن رئیس جمهور از ضرورت تأمین مسکن در بافت فرسوده به جای مسکن مهر، تخریب و نوسازی بافت فرسوده سخن­ گفته بود. با این حال در مورد این ابلاغیه هنوز ابهام های جدی وجود دارد.
سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶
ساعت ۱۰:۴۱
کد مطلب: ۵۶۰۹
Share
اسکان نيوز-محمدکریم ­آسایش : معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی و متولی بافت های فرسوده در وزارت راه و شهرسازی یعنی شرکت عمران و بهسازی از عدم ابلاغ ابلاغیه می­‌گویند و حامد مظاهریان معاونت مسکن و ساختمان وزارت از ادامه بررسی‌های کمیته های حقوقی،تأمین مالی و کالبدی در خصوص­ا الگوی ساخت در بافت فرسوده خبر می‌دهد. به روایت وی، دو الگو برای بافت فرسوده مطرح است.

الگوی نخست همین الگوی برج سازی است که به الگوی«مداخله مقتدرانه» مشهور است و از طریق تملک غیرمشارکتی انجام می پذیرد و از ترکیه و تا حدی چین برداشت شده است.  و الگوی دوم بر نوسازی با مشارکت عمومی مبتنی است. الگوی اول مورد نظر رئیس جمهور و الگوی دوم مورد نظر وزیر راه و شهرسازی است.

جدا از این ابهام، این ابلاغ بدون تعیین تکلیف تضامینی نظیر«وام ساخت بدون سپرده»،«یارانه نرخ سود تسهیلات نوسازی» و تغییر سقف تراکم ساختمانی قید شده در طرح تفصیلی شهرتهران در محدوده بافت فرسوده است.

بیشتر بخوانید:
برج سازی یا فرسوده سازی؟

پیروز حناچی،معاونت فنی و عمرانی شهرداری تهران و معاونت سابق معماری و شهرسازی وزارت راه و شهرسازی نیز در این خصوص ابهام در جایگاه برنامه مسکن اجتماعی یا مسکن کم درآمدها در این طرح  و عدم پاسخگویی نگاه صرفا کالبدی و بدون توجه به توان اقتصادی متقاضیان مسکن(مسکن اولی ها) را مطرح می­کند.

وی همچنین اجرای دستوری طرح را ناممکن ذکر می­کند و توجه به مقتضیات بافتها جهت ارائه تراکم را لازم می­داند.
علاوه بر تجارب ناموفق داخلی و خارجی در خصوص بلندمرتبه سازی و مجتمع سازی در بافت فرسوده و الگوهای تملک بزرگ مقیاس نظیر پروژه نواب، پروژه های سیروس 1 و 2 و یا پروژه بلندمرتبه سازی در محله بیستم پاریس و حتی تجارب ترکیه در دهه های 80 و 90 میلادی در استانبول و آنکارا­ که موجب مشکلات اجتماعی و کالبدی و کارکردی مانند عدم تجانس اجتماعی و فرهنگی، مشکلات بافت های پیرامونی یا پشتی، گسترش ناامنی، از بین بردن حس تعلق محلی و پراکنش و جابجایی­ اجباری ساکنان بومی و حتی گسترش حاشیه نشینی شده است.

این پرسش وجود دارد که آیا نباید در کمیته های بررسی برای دستیابی به الگوی بافت فرسوده، کمیته اجتماعی وجود داشته باشد؟ آیا ساکنان بافت‌های فرسوده اجزایی یدکی از کالبدهای فرسوده محلات هستند؟ آیا نباید تجارب نوسازی در بافت فرسوده که در همین شکل تدریجی و تجمیعی موجب مشکلات کالبدی و کارکردی و اجتماعی و هویتی برای محلات شده است ، باز خوانی شوند تا الگوی جدید به پیامدهایی ناگوارتر منجر نشود؟ و آیا طی همین سال‌ها و هم اکنون نیز با طرح این ابلاغیه، صحبت از تأمین مسکن و سخن از بافت فرسوده، بازار مسکن را صرفا مقصود نداشته است؟آیا بدون تمهید «بانک پذیری کم درآمدها»،«تشکیل صندوق توسعه محلی»،«اصلاح ضوابط ساخت و ساز برای امکان پذیری مسکن ارزان قیمت نظیر الگوی مسکن تدریجی»، «تشکیل تعاونی های مسکن محله­ای» ،«کنترل بازار مسکن از طریق مالیات تصاعدی بر واحدهای خالی و تعیین تعرفه های اجاره»  و مهم تر از آن«احیای قانون­زمین شهری» ، می­توان به طور واقعی شاهد تأمین مسکن و بازآفرینی(بهسازی،احیاء،نوسازی) بافت فرسوده بود؟­آیا مسائلی نظیر پایداری سکونت، ارتقای کیفیت محیط ، هویت محلات، تعامل اجتماعی ساکنان در این طرح دیده شده­اند و آیا اصلا باز هم نظیر وزیر راه و شهرسازی دولت احمدی نژاد(علی نیکزاد)­که گفت«ما مساله شهرسازی نداریم،ما مساله مسکن داریم»، دوباره فضای شهری فراموش شده است و فقط ساختمان سازی در دستورکار قرار دارد؟آیا مساله بافت فرسوده فقط مساله ساختمان است؟
 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.