طشتي كه بر زمين مي‌افتد

عباس عبدی
طشتي كه بر زمين مي‌افتد
رسانه‌هاي جديد چگونه در حال نماياندن چيزهايي هستند كه پيشتر ديده نمي‌شد؟ يا چگونه در حال تغيير سبك زندگي و رفتار عمومي و خصوصي ما هستند؟ يكي از ويژگي‌هاي معماري ايران اين بود كه از روي ظاهر ساختمان‌ها نمي‌توانستيد متوجه شويد كه در داخل آن چه مي‌گذرد يا چگونه است؟
سه شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۹
ساعت ۱۴:۲۹
کد مطلب: ۲۷۶۴۳
Share
اسکان نيوز: هنگامي كه به بافت‌هاي قديمي وارد مي‌شويد، ديوار همه خانه‌ها کمابیش يكسان است چه خانه ثروتمندان و چه خانه فقرا. البته وسعت خانه‌ها تفاوت دارد و ارتفاع ديوارها نيز تا حدي فرق دارد. ثروتمندان چنان ديوارها را بالا مي‌گرفتند كه داخل خانه كمتر پيدا باشد. هنگامي كه وارد خانه آنان شويد و يك راهروي تاريك را بگذرانيد، تازه متوجه فضا و معماري داخل ساختمان و حوض وسط آن و تر و تمييزي محل مسكوني ثروتمندان مي‌شويد.

اين فرهنگ و معماري در حال دگرگوني است. اكنون از نماي ساختمان مي‌توان حدس زد كه داخل آن چيست؟ و تناسبي ميان ظاهر و باطن نما وجود دارد. در بسياري از موارد، حتي مي‌توان درون خانه را نيز ديد. بيرون ساختمان به گونه‌اي طراحي مي‌شود كه اصل ساختمان نيز ديده شود. كم‌كم مرز ميان داخل و بيرون برداشته شده است.

اين اتفاق با شكل‌گيري شبكه‌هاي اجتماعي دچار يك تحول كيفي شده، و حوزه خصوصي كوچك و كوچك‌تر شده است. ديگر نه تنها مي‌توانيم بيرون ساختمان را كه معرف درون آن است ببينيم، بلكه زواياي گوناگون درون ساختمان نيز ديده مي‌شود. در واقع نمايش اين زوايا نيز به جزيي مهم از زندگي تبديل مي‌شود. اينكه چه مي‌پوشم؟ چه مي‌خورم؟ چه خودرويي سوار مي‌شوم؟ با چه كساني مراوده دارم؟ كجاها مي‌روم؟ چگونه اوقات فراغت خود را مي‌گذرانم؟ از چه رفتاري خشنود مي‌شوم؟ الگوهاي من چه کسانی هستند؟ و... حتي مسايل جزيي‌تر نيز به اشتراك گذاشته مي‌شود و اين اشتراك‌گذاري نيز جزيي از مطلوبيت بهره‌مندي از اين امكانات زندگي است.

تا اينجاي كار، اتفاق عجيب و غريبي رخ نداده است، حتي اگر از اين وضع خوشحال نباشيم. زندگي در حال تبديل به نمايشي است كه مخاطب مي‌پسندد یا حسرت آن را می‌خورد. ديگر مثل گذشته نيست كه فقط براي دل خود بازي كنيم. ديدن بازي زندگي از سوي ديگران نيز مطلبويت يافته است. ولي مشكلي كه اين پديده در ايران ايجاد كرده است، جالب و شنيدني است.

اجازه دهيد با يك مثل آغاز كنم. همه مي‌دانند كه يك نفر در حمام چه كار مي‌کند و چه پوششي دارد يا بهتر است بگوييم ندارد. ولي كسي اين وضع را عمومي نمي‌كند. اين به معناي نبود شفافيت نيست، زيرا وضعيت فرد در حمام بر كسي پوشيده نيست، و اگر روزي كسي اين وضعيت را عمومي كند، ديگران از وجود آن وضعيت تعجب نخواهند كرد، چون پيش از آن نيز مي‌دانستند که چنان است. تعجب ديگران از قباحت اين كار خواهد بود. ولي حالا فرض كنيم كه يك نفر سر چهارراه گدايي كند، بعد معلوم شود كه در زعفرانيه خانه دارد. طبيعي است كه مخاطب دچار تعجب مي‌شود، نه به دليل وجود خانه در زعفرانيه، بلكه براي ثروت چنين شخصي.

بسياري از آقازاده‌هاي مسئولين از طريق رانت‌هاي گوناگون كه صاحب ثروت و مكنتي شده‌اند، و بدون توجه به عوارض فضاي مجازي در اين ميدان وارد شدند و به نمايش زندگي خصوصي خود پرداختند. عكس‌هاي آنچناني از خودشان، از لباس‌هايشان، از خانه و دكوراسيون داخل خانه، از سفرهايشان، از خودروهايشان و از سبك زندگي به نمايش گذاشتند. ولي به دليل تربيت گلخانه‌اي آن اندازه درک عرفی نداستند که متوجه تبعات عمومی اين رفتار شوند.

نه تنها خودشان متوجه نبودند، بلكه پدر و مادرشان نيز توجه نكردند كه اين نمايش خطرناك است و موجب بدنامي مي‌شود. مدتي را با اين خوشي سر كردند تا سر بزنگاه كه مساله یا فسادی برملا شد این سبک زندگی آنان نیز عمومي شد و تصاوير به سطح جامعه رسید.

تصاويري كه به ظاهر در فيس‌بوك يا شبكه‌هاي اجتماعي و به صورت محدود ديده مي‌شد، پخش گسترده آن موجب بدنامي شده است. ضمن اينكه مردم مي‌پرسند اين ثروت‌ها از كجا آمده است؟ اين افراد كه در بهترين حالت اگر خيلي بااستعداد باشند، يك فرد معمولي مي‌شوند، چگونه در سي سالگي چنين ثروتي را دارند و چنان بي‌محابا آن را به نمايش مي‌گذارند؟

اينجاست كه تازه متوجه مي‌شوند كه چه خبطي را مرتكب شده‌اند. ولي ديگر دير شده است. همان طور كه بايد وجود كرونا را به رسميت بشناسم و با آن زندگي كنيم، آقازاده‌هاي محترم نيز بايد پيه اين وضع جديد رسانه‌اي را به تن بمالند، اگر توانستند از خود دفاع كنند، در غير اين صورت توسل به شيوه‌هاي قضايي نجات‌بخش آنان نيست.

 
مرجع: ایران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.