وزارتخانه شدن سازمان میراث فرهنگی؛ تلنگری به روزمرگی و بی‌توجهی

وزارتخانه شدن سازمان میراث فرهنگی؛ تلنگری به روزمرگی و بی‌توجهی
آیا تاکنون سازمان میراث به گونه‌ای غیرسیاسی اداره می‌شده است که اکنون بیمِ اداره شدن سیاسی یا سیاسی‌تر شدنِ آن برود؟ دوستان منتقد می‌توانند یکی از مدیران سازمان در چند دولتِ اخیر را نشان دهند که انتخابی غیرسیاسی و تخصصی بوده، یا اگر سیاسی بود دست‌کم کوشیده شده که سازمان به‌گونه‌ای تخصصی اداره شود؟
شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
ساعت ۱۵:۵۲
کد مطلب: ۲۱۹۵۸
Share
اسکان نيوز:علیرضا افشاری-دوست گرامی‌ام رضا دبیری‌نژاد یادداشتی با عنوان« قانونی که بی زمان تصویب شد» درباره‌ی وزارتخانه شدن سازمان میراث نوشته بود و در آن سه نقد بر این رویداد وارد کرده بود. از آن‌جایی که نقدهای او منطقی‌ترین سخنانِ همیشگیِ مخالفانِ وزارتخانه شدن این سازمان بوده نظرم درباره‌ی این تبدیل را، که دوستانی جویا شده بودند، با پاسخ به این نقدها خواهم نوشت.

نقدهای ایشان چنین بود: نامناسبی زمان (نیمه‌ی دولت دوازدهم و نزدیکی به انتخابات مجلس)؛ بدون چشم‌انداز و هدف‌مندی بودن؛ بالا رفتن توقعات مجلس و مجلسیان.

فکر کنم نخست باید اشاره کرد که برخی از این نقدها در فضایی کلی وارد هستند، اما نکته این‌جاست که آیا در شرایطِ خاصی که ما قرار داریم هم صدق می‌کند یا خیر؟ مثلاً آیا دولت در مواردی که رأساً دست به اقدام‌هایی می‌زند برنامه‌ریزیِ دقیقی دارد و کاملاً هدف‌مند برنامه‌هایش را پیش می‌برد؟ فقط کافی است نگاهی به وضعیت اقتصاد داشته باشیم: نه آن‌جاهایی که خارج از توان نظارت و پیگیریِ دولت است، بلکه آن‌جاهایی که دقیقاً در حوزه‌ی اقتدار آن است یا می‌تواند باشد (در بدترین حالت آن که اگر موردی به دولت تحمیل می‌شود می‌تواند آن را با مردم در میان بگذارد و در برابرش بایستد).

آیا دوستانِ مدافعِ برنامه‌مندی می‌توانند در این باره نمونه‌ای را نشان دهند که در نهادی دولتی گام‌هایی مؤثر و بی‌شبهه و دارای برنامه برای بهبود شرایط برداشته است؟ فکر نکنم نیازی باشد که به نمونه‌ای کوچک از این موارد، یعنی شیوه‌ی واگذاری صنایع بزرگ کشور به بخش ظاهراً خصوصی، اشاره‌ای کنم که فاجعه است. فراتر از این سخن بروم و به نظرِ دکتر فاصلی در سخنرانیِ معروف به «پیل و پراید»شان استناد کنم که آیا اصلاً امکان کاری درازمدت و برنامه‌ریزی‌شده در وضعیت کنونی وجود دارد؟ پاسخ من منفی است و اگر نویسنده‌ی محترم چشم‌اندازِ روشنی از زمانی بهتر و مفیدتر را در نظر دارند خوب است عنوان کنند.

در ضمن، اگر هم برنامه‌ای برای چنین سازمانی می‌بایست نوشته شود اصولاً بر دستِ انبوهِ کارشناسان و زیرنهادهای در پیوند با همان سازمان یا در شورای عالی میراث فرهنگی است که می‌بایست به آن پرداخته شود، نه در مجلس. کاری که نه تنها انجام نگرفته و اصولاً تمایلی به انجامش وجود ندارد بلکه به صورت نهادینه تلاش شده به جای پرداختن به چنین موضوعی، توانِ لابی و چانه‌زنیِ سیاسی سازمان میراث صرف ایستادن در برابر این تغییر به وزارتخانه شدن صرف شود! که جای مداقه و تأسف بسیار دارد. اگر زمانِ این تغییر به اکنون (نیمه‌ی دولت دوازدهم و نزدیکی به انتخابات مجلس) افتاده الزاماً تقصیرش به طرفِ انجام‌دهنده برنمی‌گردد و اگر منصفانه نظر دهیم باید طرفِ مانع‌کننده هم مورد سرزنش قرار گیرد.

پیش از این که به ضرورتِ این تغییر بپردازم نکته‌ی دیگری را بیفزایم، که آیا تاکنون سازمان میراث به گونه‌ای غیرسیاسی اداره می‌شده است که اکنون بیمِ اداره شدن سیاسی یا سیاسی‌تر شدنِ آن برود؟ دوستان منتقد می‌توانند یکی از مدیران سازمان در چند دولتِ اخیر را نشان دهند که انتخابی غیرسیاسی و تخصصی بوده، یا اگر سیاسی بود دست‌کم کوشیده شده که سازمان به‌گونه‌ای تخصصی اداره شود؟ (یک مورد استثنا داریم که گزینش دکتر حجت در دوران ریاست دکتر نجفی بر این سازمان بود که متأسفانه آن هم با شائبه‌ی خارج کردن ایشان از شورای شهر به جهت هموار ساختنِ شرایط برای شهردارِ تهران شدنِ فردِ مورد نظر حزب‌شان همراه بود، که متأسفانه این نگاهِ سیاسی سبب بقای جناب قالیباف بر شهرداری تهران و شکل گرفتن یکی از تیره‌ترین دوره‌های مدیریتِ فرد اخیر شد. در ضمن، در همان مورد هم استعفای ناگهانی آقای نجفی را به بهانه‌ای داریم که سبب خروج دکتر حجت از سازمان شد و بعد جالب است که آن جناب، بر خلافِ بهانه‌ی استعفای‌شان از ریاست سازمان میراث، مقامِ پرتنش‌ترِ شهرداری تهران را پذیرفتند! یعنی رفتارهایی کاملاً سیاسی).

دقیقاً همین گمارده شدنِ افرادی سیاسی بر این سازمان و حیات خلوت شدنِ سازمان برای دولت است که هنوز عدمِ ادغامِ (؟) سه حوزه‌ی میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی برای دوستانی چون نویسنده موضوعیت دارد، وگرنه کیست که نداند این سه حوزه کاملاً ‌به هم وابسته هستند و جمع شدنِ آنها زیر یک سقف و هماهنگی میان مدیریت‌های‌شان برای پیشبرد صنعتِ گردشگری از اهمّ موضوعات است.

اما چرا این تغییر سازمان به وزارتخانه لازم بود و مفید است؟ من هم مؤافقم که در شرایط کنونی این اتفاق الزاماً راهکاری برای بهبود نیست، اما هنگامی که مدیریت سازمان کاملاً سیاسی است؛ هنگامی که به مهم‌ترین محوطه‌های گردشگری کشور، یعنی سایت‌های جهانیِ آن، می‌رویم عدم رسیدگی و وضعیت نامطلوب و هزینه نشدن را آشکارا می‌بینیم، دیگر چه رسد به سازه‌ها و محوطه‌های ثبت ملی که یکی یکی ویران می‌شوند؛ هنگامی که به سازمان نقد می‌شود که در این حوزه‌ها دچار فساد است از این گوش می‌گیرد و از آن گوش خارج می‌کند، بدون کوچکترین حسّ مسؤولیتی، و بی‌توجه به پاپوش دوخته شدن برای منتقدان توسط مدیرانِ آن حوزه؛ وقتی گفته می‌شود که فلان مدیر استانی شما شائبه‌ی فساد دارد و او را در ستاد به کار نگیرید دقیقاً چنین می‌کنند تا در نهایت به خاطر ورودِ نیم‌بندِ نهادهای نظارتی عذر آن فرد، بی سر و صدا، خواسته می‌شود؛ وقتی درباره‌ی ناشایستگی دیگر مدیر استانی گفته می‌شود که میراث ارزشمند آن استان در شرفِ نابودیِ کامل است، از آن فرد برای مقام‌هایی بالاتر حمایت می‌شود؛ وقتی یکی از مدیرانِ ارشد سازمان توسط ریاستی که دغدغه‌ای در موضوع میراث یافته کنار گذارده می‌شود، آن فرد با وجود بازنشسته شدن با مقام‌هایی در دولت لابی کرده و بر سر کارش برمی‌گردد؛... و ده‌ها موضوعِ ریز و درشتِ دیگر، چرا برخی از ورود نظارت رکنِ مردم‌سالارانه‌ی کشور، یعنی مجلس، بر چنین سازمانِ مهمی، که هویت و همبستگی ملی به آن بسیار وابسته است، هراس دارند؟

اگر نمایندگان مجلس ایرادی دارند و ممکن است دنبالِ نفع شخصی خود باشند، این ایراد به نظام انتخاباتی کشور و نهادهای کلانِ آن ربط دارد و دلیل نمی‌شود آنها را از نظارت به کنار بگذاریم تا دستِ دولت، که آشکارا سیاسی و غیرتخصصی و بی‌ملاحظه نسبت به میراث فرهنگی است، باز بماند. دست‌کم آن که، حتا در صورت درست بودنِ پیش‌داوری ما درباره‌ی چنان نمایندگانی ــ که بعید می‌دانم همه‌ی نمایندگانِ یک استان و مردمِ رای‌دهنده و محلی و احزابِ نیم‌بندِ پشتِ آنان همه یک‌دست به یک صورت باشند ــ هم رقابت‌ها و تضاد منافعی میان آنان با دولت رخ خواهد داد که از شرایط کنونی بهتر خواهد بود و دست‌کم با این رسانه‌های موجودِ مردمی از درصد خطاها و آسیب‌ها خواهد کاست، وگرنه در سازمانی که می‌بایست بیشترین تعامل را با نهادهای مردمی داشته باشد اما ریاستش پس از حدود دو سال با نمایندگان سمن‌های مردمی نشست می‌گذارد و کمترین شفافیت را در خودِ بدنه‌ی دولت داراست چگونه می‌توانِ توقعِ بهبودی را داشت؟

کوتاه آن‌که، چنین تغییری ــ حتی اگر هم بدون برنامه باشد ــ در شرایطی که سازمان میراث در بی‌توجهی به میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی و اعتلای خود دچار روزمرگی شده است و روز به روز خبرهای تلخی از ویرانی‌های بی‌بازگشت در این حوزه‌ها می‌رسد و در وضعیتی در کشور که اصولاً نمی‌توان چشم‌اندازی وسیع و فکرشده و اقدامی کلان برای پیشرفتِ آن متصور بود، تلنگری به زعمِ من مؤثر برای تغییر است که اگر کنشگرانِ این حوزه از این فرصت ــ در این شرایط نومیدی ــ بهره ببرند و گرانقدرانی که در مجلس شورای اسلامی شجاعانه و خستگی‌ناپذیر این فرآیند را به انجام رساندند در برابر گزینشِ وزیری سیاسی ایستادگی کنند می‌تواند روزنه‌ای به تغییری دائمی و حرکتی به سوی بهبود باشد.

دبیر انجمن «دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران»
و عضوِ شورای مرکزی «شبکه‌ی سمن‌های میراثی استان تهران»

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط “اسکان نیوز” در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
کل نظرات : ۱
منتشر شده : ۱
در صف انتظار : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
 
 
خشايار
بسیار خوب و دقیق به موضوع اشاره کردید. از شما سپاسگزارم. موفق باشید و امید که این شوک تاثیر مثبتی را بر سازمان وارد کند.