پایگاه خبری اسکان نيوز 10 مهر 1398 ساعت 12:29 http://www.new.eskannews.com/news/23021/وقت-خواستیم-پیشرفت-کنیم-میراث-گذشتگان-بین-بردیم-حکمت-برخورد-منابع-طبیعی-خود-دست-داده-ایم -------------------------------------------------- عنوان : هر وقت خواستیم پیشرفت کنیم، میراث گذشتگان را از بین بردیم/ حکمت برخورد با منابع طبیعی خود را از دست داده‌ایم -------------------------------------------------- متن : اسکان نیوز: قنات ها از جمله میراث تاریخی کشور ما به شمار می آیند که در این سال ها آنچنان که باید موردتوجه قرار نگرفته اند. حال در این شرایط هادی آفریده (مستندساز) به ساخت مجموعه مستندی ۵ قسمتی با نام رگ های آبی زمینپرداخته که در آن به طور مفصل روایت هایی از۵ کاریز مهم ایران گفتهمی شود. به این بهانه با این مستندسازبه گفتگو پرداختیم. ساخت مجموعه مستندی درباره قنات های ایران با عنوان رگ های آبی زمین چطور جلو رفت؟ در این مجموعه به پنج کاریز به طور خاص پرداخته می شود، چه ویژگی خاصی سبب شده تا از بین تعداد قنات های موجود آن ها را انتخاب کنید؟ استارت پژوهشی این مجموعه از دوسال گذشته آغاز شد و همان موقع هم کار پیش تولید آن شروع شد. در ابتدا قرار بود ۱۰ رشته قنات ایرانی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد و بر اساس آن مستند ۱۰ رشته قنات ایرانی ساخته شود. اما تصمیم گرفتیم که در مرحله اول، یکسری ۵ قسمتی از آن را تهیه کنیم که در آن به دو قنات در استان یزد و سه قنات در استان اصفهان می پردازد و اکنون دو هفته از شروع پخش آن می گذرد. دلیل انتخاب این قنات ها هم اهمیت های معماری و تاریخی آنهاست. همه این قنات هایی که مورد پژوهش قرار گرفته، قنات های ایرانی ما هستند که ثبت جهانی یونسکو هم شده اند و به عنوان میراث جهانی شناخته می شوند. قنات ها به رغم اینکه یکی از میراث ارزشمند ما به شمار می آیند، برآمده از سبک زندگی در ایران باستان هستند. به نوعی اجداد مابیش از دو هزارهبا این سبک زندگی، خودشان را با محیط تطبیق داده اند. آیا پرداختن به موضوع قنات ها در شرایط کنونی اشاره به انتخاب سبک زندگی تازه ای دارد که برای مردم در شرایط کنونی مشکلاتی را فراهم کرده است؟ نکته ای در کشور ما وجود دارد این است که ما در هر دوره تاریخی هروقت خواستیم پیشرفت کنیم، اولین کاری که انجام دادیم، میراث گذشته خود را از بین بردیم. وقتی میراث گذشته را از بین بردیم، انگار که از اول می خواهیم یک چیزی را دوباره کشف و اختراع کنیم.در مورد مدیریت آب در ایران نیز همین کار را با خودمان انجام داده ایم. مخصوصا تاکید می کنمکه در سه چهار دهه گذشته،اشتباهات متعددی در مدیریت منابع مالی خود داشته ایم. وقتیمن در این مجموعه به قنات ها می پردازم، در حال یاد آوری و تاکید این موضوع هستم، در واقع ما در حال صحبت از میراثی هستیم، کهتوانستند تمدن ایران را حفظ کنند. ما از دوره ساسانی، هخامنشیان، ساسانیان و برخی از دوره های اسلامی، قنات هایی در ایران داشتیم که در سخت ترین شرایطی که کشور در جنگ،محاصره و خشکسالی هایی چند صد ساله بوده، بامنابع آبی خود، مردم ایران را حفظ کردهاست. قناتهمیشه در فلات ایران راه حلی بودهکهمنابع محدود آبی حفظ شود. روش حفر و نگهداری آن درس های بزرگی برای ما دارد. ولی به عنوان مثال کافی ست به ایناستخر هایی که جهاد کشاورزی در چند دهه گذشتهبرای کشاورزها درست کرده، نگاه کنید. می آیند و یک محوطه ای را حفر می کنند و با تانکر درون آن آب می ریزند که مثلا ما به این صورت در حال حفظ آب هستیم. ولی در واقع یک هفته هم نشده این منابع آبی تبخیر شدهو از بین می رود. حال نگاه کنید، پیشینیان ما با حفر قنات، آب را از زیرزمین هدایت می کردند، چون می دانستند،در کویر خشک و گرم ایران منابع آبی از بین می رود. بنابراینآب نباید روی زمین بیاید. به همه چیز آن فکر شدهو مهندسی داشته است که از چه زمینی آب را ببرند کهنمک نداشته باشد وآب قنات را شور نکند. اما در دولت گذشته،ما سد گتوند را در منطقه ای نمکی می سازیم و با دست خود آب کارون را شور می کنیم. همه این موارد را وقتی کنار هم می گذاریم، می بینیم که پیشینیان ما وقتی قنات را احداث کردند، به فکر مدیریت آن همبودند ودر واقعمدیریت اقلیم را هم انجام می دادند. آن ها با دانش بومی خود، آب و در نهایت این سرزمین را حفظ کردند. با توجه به شرایط امروز که هنوز۸۰ درصد کشاورزیما به صورت سنتی انجام می شود، به نظرم بایدمنابع آبی را هم به همان شکلی که در گذشته بوده مدیریت کرد. در گذشته میراب هایی بودند که اجازه نمی دادند آب ها در دشت ها پراکنده باشند، امروز میرابی وجود ندارد،مسئول و حتیمقنی برای این آب ها وجود ندارد. به جا این که این میراث را دو دستی خراب و تخریب کنیم، می شود در بخش میراث فرهنگی تلاش کنند که سنت های بومی ایران حفظ شود. همچنین از سوی دیگرجهاد کشاورزی هزینه کند تااین قنات ها لای روبی شوند. علاوه بر ایندر شهرها باید روی فرهنگ مردم کار کنندتا فاضلاب خانه هایشان را به قنات ها ندهند. اکنونبزرگترین قنات جهان از لحاظ طول،عرض و مقیاس؛ قنات زارچ یزد بوده کهوضعیت اسفناک و فاجعه باری دارد. در واقعمسئول این وضعیتهمه مردم هستند. چراکهتمام فاضلاب ها رابه قنات ها راه دادند و آبی که با طی کردن ۱۰۰ کیلومتر از رشته کوه هابه شهر یزد می رسد را با فاضلاب یکی کرده اند. خب این بحث فرهنگی را چه کسی باید کار می کرد؟ هیچ کاری انجام ندادیم، هرجا هم خواستیم ساخت و سازی داشته باشیم و به نوآوری جدیدی برسیم،سنت گذشته آن را نابود کردیم و از بین بردیم. چه اتفاقی رخ می دهد که تمدنی که شما در مستند خود از آن صحبت می کنید، به جایی می رسد که سنت های گذشته خود را تخریب می کند و شرایطی را به وجود می آورد که اکنون نگرانسیلی است که ممکن است مجددا در جنوب کشور سرازیر شود؟ به طور کل در این بازه زمانی چه بلایی مردم ایران را تا این حد تغییر داده است؟ صادقانه بگویمجواب قطعی برای این سئوال ندارم. به نوعی اگر جواب این پرسشرا می دانستم،نصف مشکلات زندگی خودم حل شده بود. فقط می دانم،در طول سده های مختلف،مجموعه ای از رفتارهای اجتماعی ما و نگرش حاکمان به بحث فرهنگ، درتغییر فرهنگ جامعه ما که اکنون این چنین با آبرفتار می کند، در این موضوع نقش به سزایی داشته است. در گذشته حتی اجازه این که در کنار آب روان و قنات دستشان را بشویندوجود نداشت و افراد برای شستن دست خود آب را از قنات برمی داشتند و بیرون دستشان را می شستند که کثیفی دست آن ها آب روان را آلوده نکند. این که اکنون می بینید، پوشک بچه درون آب می اندازند، ماشین، ظرف ها، فرش و لباس های کثیف را در آب می شویند، در واقع نشان دهنده این بوده که ما حکمت برخورد با منابع طبیعی خود را از دست داده ایم. به نوعی ماحکمت و قدرت این که با طبیعت برخورد مسالمت آمیزی داشته باشیم را از دست دادیم. به همین دلیل باغ های ایرانیکه حاصل تمدن باغ سازی، معماری، شهرسازی ماست از بین رفته و جای آن پارک آمده است. ما هرچیز اصیلی را از بین بردیم و به جا آن یک چیز غربی که متناسب با اقلیم نبوده را جایگزین کردیم و در واقع جواب خوبی هم از آن نگرفته ایم. در مورد منابع آبیهم، به همین صورت است. آب را داخل لوله کردن، اولین کار است اما شما فکر کنید آب قنات را در لوله کنید و بخواهید از منطقه ای به منطقه دیگر انتقال دهید؛ این کارباعث می شود، زیر زمین حیاتی از بین برود و وقتی بارانی می آید، آن باران تبدیل به سیل می شود.خب این موضوع در واقع باز هم نشان می دهد که ما حکمت برخورد با این سرزمین را از دست دادیم. ما در دانشگاه هایماننفهمیدیم به چه صورت درس دهیم که دانشجویان متوجه شوند. این سرزمین متفاوت است.به عنوان مثال سیستم آبرسانی و آب خیزداری ایرانبا چیزی که در اروپا اتفاق می افتد، دارای تفاوت های بسیاری است. به نوعی خواستیم یکسری الگو های ثابت را در کشور دیکته کنیم که نتیجه آن وضعیتی شده که باغ ها از بین بردیم واولین باران تبدیل به سیلاب می شود. همچنین قنات ها را از بین بردیم، زمین را سست کردیم، منابع زیر زمینی را از بین بردیم و کشور را به یک وضعیت خطرناکی رساندیم. در این شرایط است که شما اکنون می بینید، در کویرهای مرکزی ایران،فرونشست های تا عمق۸۰ تا ۱۰۰ متر ایجاد شده که می تواند در آینده نزدیک بلای شهرهای ایرانی هم باشد. به شخصه فکر می کنم،اگر ما هرچه سریع تر به فکر احیای اندک میراث طبیعی که داریم نباشیم،این اتفاق هرچه سریع تر رخ می دهد. مهمترین مسئله ما حفظ میراثمانبه خصوص میراث طبیعی است. به نوعی فکر می کنم با ساخت مستند هایی از این قبیل و مصاحبه هایی که در پیرامون آن انجام می شود، حساسیت هایی درباره آنها به وجود می آوریم. شاید به این طریق بیشتر به این موضوعات پرداخته شود.